تحلیل SWOT: چگونه یک تحلیل انجام دهیم که واقعاً منجر به تصمیم‌گیری شود

تحلیل SWOT یک چارچوب ارزیابی استراتژیک است که یک وضعیت را به چهار ربع تقسیم می‌کند: نقاط قوت و ضعف (عوامل داخلی، چیزهایی درباره شما) و فرصت‌ها و تهدیدها (عوامل خارجی، چیزهایی درباره محیط). ریشه‌های آن معمولاً به تیم آلبرت همفری در مؤسسه تحقیقاتی استنفورد در دهه‌های 1960 و 1970 نسبت داده می‌شود، اما این نسبت‌گذاری مورد مناقشه است و هیچ مقاله اصلی قطعی وجود ندارد — صداقتی که بیشتر روایت‌ها از آن صرف‌نظر می‌کنند. برای اجرای آن: تصمیم خاصی که SWOT به آن خدمت می‌کند را تعریف کنید قبل از اینکه هر ربع را پر کنید؛ ورودی‌ها را به‌طور مستقل جمع‌آوری کنید قبل از اینکه گروه آنها را مورد بحث قرار دهد؛ ربع‌ها را با بیانیه‌های مبتنی بر شواهد پر کنید نه برچسب‌های یک‌کلمه‌ای؛ رتبه‌بندی اجباری انجام دهید تا هر ربع شامل چند ورودی مهم‌تر باشد؛ سپس تحلیل را به جفت‌های استراتژیک تبدیل کنید — اینکه چگونه نقاط قوت فرصت‌ها را جذب می‌کنند و چگونه ضعف‌ها تهدیدها را تشدید می‌کنند. حالت‌های شکست شناخته‌شده SWOT: این روش فهرست‌های ایستا تولید می‌کند بدون مکانیزمی برای وزن‌دهی یا به چالش کشیدن ورودی‌ها، ورودی‌های مبهم ('برند قوی') را دعوت می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند بر اساس آنها عمل کند و معمولاً به عنوان یک برگه کار کامل به پایان می‌رسد نه یک تصمیم. نقشه‌برداری SWOT بر روی یک درخت استدلال مشکل وزن‌دهی را حل می‌کند: تصمیم به یک ادعای ریشه‌ای تبدیل می‌شود، نقاط قوت و فرصت‌ها به عنوان استدلال‌های پشتیبان تبدیل می‌شوند، ضعف‌ها و تهدیدها به عنوان استدلال‌های حمله‌کننده تبدیل می‌شوند، هر کدام شواهد خود را دارند و اعضا آنها را ارزیابی می‌کنند — بنابراین ربع‌ها دیگر فهرست نمی‌شوند و به یک مورد منطقی و قابل حسابرسی تبدیل می‌شوند. از نظر کیفیت تصمیم‌گیری، SWOT عناصر چارچوب و اطلاعات را تأمین می‌کند؛ درخت استدلال عنصر استدلال منطقی را فراهم می‌کند که آن ورودی‌ها را به یک تصمیم تبدیل می‌کند.

تمام چارچوب‌های تصمیم‌گیری
راهنمای چارچوب · تحلیل استراتژیک

تحلیل SWOT

پرکاربردترین چارچوب استراتژی در جهان و در عین حال بیشترین هدررفت: چهار لیست، یک عکس از تخته سفید، بدون تصمیم. در اینجا نحوه اجرای آن به گونه‌ای است که چهارگوشه‌ها به یک مورد تبدیل شوند.

خلاصه کوتاه

SWOT یک وضعیت را به نقاط قوت/ضعف داخلی و فرصت‌ها/تهدیدهای خارجی تقسیم می‌کند. این یک تولیدکننده ورودی عالی و یک تصمیم‌گیرنده ضعیف است:

  • آن را به یک تصمیم متصل کنید — یک SWOT 'از شرکت' آثار هنری دیواری تولید می‌کند؛ یک SWOT از این انتخاب مرتبط بودن را تولید می‌کند
  • مدرک به ازای هر ورودی، رتبه‌بندی شده — 'برند قوی' یک نقطه قوت نیست؛ 'برند ۴۰٪ از خط لوله ورودی (داده‌های CRM) را هدایت می‌کند' هست
  • زوج کردن چهار ربع — نقاط قوت × فرصت‌ها و نقاط ضعف × تهدیدات جایی هستند که استراتژی واقعاً از آنجا نشأت می‌گیرد
  • در یک درخت استدلال، S/O به ادعاهای حمایتی و W/T به ادعاهای حمله‌کننده تبدیل می‌شوند — ارزیابی شده، به چالش کشیده شده، قابل حسابرسی، به جای فهرست شده

تحلیل SWOT چیست — و واقعاً از کجا نشأت می‌گیرد

SWOT یک وضعیت استراتژیک را در دو محور سازماندهی می‌کند. محور اول داخلی در مقابل خارجی است: نقاط قوت و ضعف حقایقی درباره شما هستند — قابلیت‌ها، دارایی‌ها، و شکاف‌ها؛ فرصت‌ها و تهدیدها حقایقی درباره محیط هستند — تغییرات بازار، حرکات رقباء، مقررات، و فناوری. محور دوم مفید در مقابل مضر برای هدف مورد نظر است. آن‌ها را متقاطع کنید و به چهار ربع معروف می‌رسید.

داستان منشاء به اندازه‌ای که بیشتر بازگویی‌ها اعتراف می‌کنند، مبهم‌تر است. SWOT معمولاً به آلبرت همفری و تیم او در مؤسسه تحقیقاتی استنفورد نسبت داده می‌شود که در دهه‌های 1960 و 1970 بر روی تحقیق در زمینه برنامه‌ریزی شرکتی کار می‌کردند — اما این نسبت مورد مناقشه است، روایت خود همفری (از یک چارچوب پیشینی به نام SOFT) دیرتر ظاهر شد و هیچ مقاله منبع قطعی وجود ندارد. منابع معتبر این را می‌گویند؛ مزارع الگو یک تاریخ مرتب اختراع می‌کنند. ما این را نه به عنوان اطلاعات حاشیه‌ای بلکه به عنوان یک کالیبراسیون ذکر می‌کنیم: SWOT یک چارچوب مردمی است که توسط دهه‌ها تمرین تصفیه شده و نه از نظریه مشتق شده است. به همین دلیل است که این چارچوب بسیار انعطاف‌پذیر است — و به همین دلیل هیچ دفاع داخلی در برابر انجام نادرست آن وجود ندارد.

و این کار عمدتاً به بدی انجام می‌شود. SWOT احتمالاً پرکاربردترین ابزار استراتژی در کسب‌وکار است — در هر برنامه MBA تدریس می‌شود، در هر الگوی برنامه‌ریزی گنجانده شده است — و جلسه معمولی SWOT با چهار ربع پر شده، حس موفقیت و بدون تصمیم به پایان می‌رسد. نقطه ضعف این چارچوب ربع‌ها نیستند؛ بلکه این است که هیچ چیزی در این چارچوب ربع‌ها را مجبور به بحث با یکدیگر نمی‌کند. برای اینکه SWOT در جعبه‌ابزار وسیع‌تر کجا قرار دارد، به مدل‌های تصمیم‌گیری و راهنمای انتخاب‌کننده مراجعه کنید.

کی از آن استفاده کنیم — و کی نه

SWOT زمانی ارزش خود را نشان می‌دهد که:

  • یک انتخاب استراتژیک خاص روی میز است — وارد یک بازار شوید، یک محصول را راه‌اندازی کنید، به یک رقیب پاسخ دهید — و شما به یک نقشه سریع و مشترک از آنچه بر آن تأثیر می‌گذارد نیاز دارید.
  • گروه دارای دانش پراکنده است. فروش تهدیدات رقابتی را می‌داند، مهندسی شکاف‌های قابلیت را می‌داند، مالی محدودیت‌ها را می‌داند — تجزیه و تحلیل SWOT یک روش ارزان برای جمع‌آوری آن‌هاست.
  • شما به یک زبان مشترک قبل از تحلیل عمیق‌تر نیاز دارید. یک تحلیل SWOT یک ساعته درب ورودی خوبی برای یک تمرین پنج نیرو یا سناریو است.

و وقتی که اینطور نیست:

  • به عنوان یک آیین سالانه بدون تصمیم مرتبط. یک SWOT 'از شرکت' به هیچ سوالی پاسخ نمی‌دهد و بنابراین نمی‌تواند اشتباه باشد — که به این معنی است که همچنین نمی‌تواند مفید باشد.
  • زمانی که سوال واقعی کمی است. اگر تصمیم به این بستگی دارد که آیا اعداد کار می‌کنند، شما به تحلیل هزینه-فایده یا یک درخت تصمیم نیاز دارید، نه صفت‌ها در جعبه‌ها.
  • زمانی که محیط واقعاً نامشخص است. تجزیه و تحلیل SWOT تصویر امروز را ثبت می‌کند؛ اگر مشکل استراتژیک این باشد که آینده می‌تواند به سه راه تقسیم شود، این وظیفه برنامه‌ریزی سناریو است.
  • به عنوان جایگزینی برای اولویت‌بندی. دوازده قوت و چهارده تهدید، همه بدون وزن، تحلیل نیست — این یک فهرست است.

گام به گام، با یک مثال حل شده

سناریوی زیر توصیفی است — یک شرکت نرم‌افزاری متوسط که تصمیم می‌گیرد آیا وارد بخش سازمانی شود یا خیر — اما هر مرحله روند واقعی است:

  1. 1SWOT را به تصمیم متصل کنید. نه "SWOT شرکت اکمی" بلکه "آیا اکمی باید سال آینده وارد بخش سازمانی شود؟" هر ورودی اکنون باید مرتبط باشد با آن — که به سرعت نیمی از محتوای عمومی را حذف می‌کند.
  2. 2ابتدا ورودی‌ها را به‌طور مستقل جمع‌آوری کنید. از شرکت‌کنندگان بخواهید که نامزدهای S/W/O/T خود را قبل از دیدن ورودی‌های دیگران بنویسند — همان انضباط استقلالی که هر روش گروهی از آن بهره‌مند می‌شود. جمع‌آوری اولیه و بحث دوم، از لنگر انداختن ورودی‌های بلندترین در اوایل جلوگیری می‌کند.
  3. 3مدرک درخواست کنید برای هر ورودی. "مهندسی قوی" به "ویژگی‌های کشتی ۲ برابر سریع‌تر از رقبای موجود در بازار (سه معامله رقابتی اخیر)" تبدیل می‌شود. "تهدید: رقابت" به "رقیب X از مارس، دسته ما را به صورت رایگان با مجموعه‌اش بسته‌بندی می‌کند." ورودی که نمی‌تواند به چیزی استناد کند یک فرضیه است و به عنوان یکی از آن‌ها برچسب‌گذاری می‌شود.
  4. 4هر ربع را به صورت اجباری رتبه‌بندی کنید. سه تا پنج ورودی در هر ربع را که واقعاً تصمیم را تغییر می‌دهند، نگه دارید. انضباط حذف ششمین قدرت جایی است که تحلیل آغاز می‌شود.
  5. 5چهارچوب‌ها را به استراتژی مرتبط کنید. حرکت کلاسیک (که گاهی به صورت ماتریس TOWS فرموله می‌شود): کدام نقاط قوت به ما اجازه می‌دهد کدام فرصت‌ها را به دست آوریم؟ کدام نقاط ضعف کدام تهدیدها را وجودی می‌کند؟ برای Acme: حمل و نقل سریع (S) × چرخه‌های انتشار کند رقبای موجود (O) → با سرعت استقرار پیش بروید؛ عدم وجود گواهینامه‌های انطباق (W) × الزامات تأمین (T) → گواهینامه یک سرمایه‌گذاری ضروری است، نه یک گزینه دلخواه.
  6. 6با یادداشت تصمیم پایان دهید، نه با جدول. خروجی یک توصیه با دلایل آن است — جدول تنها زیرساخت بود.

SWOT به عنوان یک درخت استدلال

در اصطلاحات کیفیت تصمیم‌گیری، SWOT دو عنصر از یک تصمیم خوب را تأمین می‌کند: چارچوب (ما در چه وضعیتی هستیم؟) و اطلاعات (ما درباره خودمان و محیط چه می‌دانیم؟). آنچه نمی‌تواند تأمین کند، عنصر اصلی است که کل این تمرین برای آن وجود دارد — استدلال منطقی: مکانیزمی که در آن نقاط قوت با تهدیدات بحث می‌کنند و یک نتیجه از این برخورد جان سالم به در می‌برد. دقیقاً به همین دلیل است که یک درخت استدلال وجود دارد و نقشه‌برداری تقریباً به طرز شرم‌آوری مستقیم است:

تصمیم → ادعای اصلی

"اکمی باید در سال مالی آینده وارد بخش شرکت‌ها شود." سوال اصلی به یک ادعا تبدیل می‌شود که می‌توان آن را حمایت، حمله و ارزیابی کرد.

نقاط قوت و فرصت‌ها → استدلال‌های پشتیبان

هر ورودی به یک استدلال حرفه‌ای تحت ریشه تبدیل می‌شود و شواهد خود را به همراه دارد. "کشتی‌ها ۲ برابر سریع‌تر (سه معامله رقابتی)" اکنون یک ادعا است که کسی می‌تواند به چالش بکشد — که این یک ویژگی است، نه یک تهدید.

نقاط ضعف و تهدیدها → استدلال‌های تهاجمی

هر کدام به یک کلاهبرداری تبدیل می‌شود، همچنین با شواهد. شکاف انطباق یک ورودی جعبه‌ای نیست؛ بلکه یک اعتراض زنده است که باید به آن پاسخ داده شود یا پذیرفته شود.

رتبه‌بندی → تجزیه و تحلیل SWOT هرگز وزن نداشت

اعضا استدلال‌ها را ارزیابی می‌کنند؛ ریشه‌ها تجمیع می‌شوند. دوازده ورودی بدون وزن به یک حکم قابل مشاهده درباره اینکه پرونده در واقع در کجا قرار دارد تبدیل می‌شود — و کدام ورودی‌ها آن را حمل می‌کنند.

دو دستاورد دیگر به صورت رایگان به دست می‌آید. تنش‌های متقاطع به ساختار صریح تبدیل می‌شوند: تهدیدی که یک قدرت را تضعیف می‌کند به عنوان یک ضد استدلال به آن متصل می‌شود به جای اینکه در یک جعبه متفاوت نشسته و وانمود کند که ارتباطی ندارد. و تحلیل زنده باقی می‌ماند — زمانی که گواهی انطباق به دست می‌آید یا قیمت‌گذاری تغییر می‌کند، گره مربوطه شواهد به‌روز دریافت می‌کند، به جای اینکه کل SWOT از یک عکس کهنه دوباره انجام شود. از الگوی درخت استدلال SWOT شروع کنید تا یکی را به این روش اجرا کنید.

نسخه یک جمله‌ای

SWOT ورودی‌ها را تأمین می‌کند — چارچوب و اطلاعات. درخت استدلال استدلال منطقی را فراهم می‌کند که آن‌ها را به یک تصمیم تبدیل می‌کند. این تقسیم کار پیش‌فرض کل این خوشه است: به کیفیت تصمیم مراجعه کنید.

SWOT در مقابل گزینه‌ها

اگر سوال شما این است…دستReach forچرا SWOT نه؟
چه نیروهای کلانی این تصمیم را احاطه کرده‌اند؟تحلیل PESTLE — مقایسه کامل SWOT و PESTLE را ببینیدمربع‌های O/T SWOT محیط را به طور سطحی بررسی می‌کنند؛ PESTLE آن را به طور سیستماتیک اسکن می‌کند.
این صنعت از نظر ساختاری چقدر جذاب است؟پنج نیروی پورتر — ببینید پنج نیرو در مقابل SWOTSWOT در سطح شرکت است؛ اقتصاد صنعت به دیدگاه پنج نیروی رقابتی نیاز دارد.
آیا اعداد واقعاً کار می‌کنند؟تحلیل هزینه-فایدهSWOT به طور طراحی کیفی است
کدام یک از چندین آینده را باید برنامه‌ریزی کنیم؟برنامه‌ریزی سناریوSWOT تصویر واضحی از حال حاضر ارائه می‌دهد

سوالات متداول

چهار بخش تحلیل SWOT چیست؟

نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها — سازماندهی شده در دو محور. نقاط قوت و نقاط ضعف داخلی هستند: قابلیت‌ها، دارایی‌ها و شکاف‌هایی که به شما تعلق دارند. فرصت‌ها و تهدیدها خارجی هستند: تغییرات بازار، حرکات رقباء، مقررات و روندهای فناوری در محیط. محور دوم به نفع یا ضرر هدف است. نیاز فراموش‌شده این چارچوب، خود هدف است: بدون یک تصمیم مشخص برای تثبیت آن، چهارگوشه‌ها هیچ آزمون مرتبطی ندارند و با ورودی‌های عمومی پر می‌شوند.

SWOT تحلیل را چه کسی اختراع کرد؟

صادقانه بگویم: هیچ‌کس به‌طور قطع نمی‌داند. نسبت عمومی به آلبرت همفری و تیم تحقیقاتی برنامه‌ریزی شرکتی او در مؤسسه تحقیقاتی استنفورد در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است و همفری بعداً چارچوب پیشینی به نام SOFT را توصیف کرد. اما این نسبت مورد مناقشه است و هیچ نشریه اصلی قطعی وجود ندارد — SWOT بهتر است به‌عنوان یک چارچوب مردمی که در طول دهه‌ها اصلاح شده است، درک شود. منابعی که داستان یک مخترع منظم را به شما می‌دهند معمولاً یکدیگر را کپی می‌کنند تا اینکه به چیزی استناد کنند.

بزرگترین اشتباه در تحلیل SWOT چیست؟

اجرای آن بدون تصمیم مرتبط. یک 'SWOT از شرکت' هیچ آزمون مرتبطی ندارد، بنابراین با ورودی‌های مبهم پر می‌شود ('برند قوی'، 'رقابت') که نه می‌توان به چالش کشید و نه بر روی آن عمل کرد، و به عنوان یک کاربرگ کامل به پایان می‌رسد نه به عنوان یک انتخاب. اصلاحات انباشته می‌شوند: SWOT را به یک تصمیم خاص متصل کنید، برای هر ورودی شواهد لازم است، هر ربع را به ورودی‌های کمی که پاسخ را تغییر می‌دهند، رتبه‌بندی اجباری کنید و ربع‌ها را جفت کنید (نقاط قوت × فرصت‌ها، نقاط ضعف × تهدیدها) تا استراتژی واقعی را تولید کنید.

تحلیل SWOT چگونه بر روی یک درخت استدلال نقشه‌برداری می‌شود؟

به‌طور مستقیم. تصمیم‌گیری در مورد لنگر به ادعای اصلی تبدیل می‌شود. هر قوت و فرصت به یک استدلال پشتیبان تحت آن تبدیل می‌شود و شواهد خود را حمل می‌کند؛ هر ضعف و تهدید به یک استدلال حمله‌کننده تبدیل می‌شود. سپس شرکت‌کنندگان استدلال‌ها را ارزیابی می‌کنند و ریشه به یک حکم قابل مشاهده تجمیع می‌شود. این دو شکاف ساختاری SWOT را اصلاح می‌کند: ورودی‌ها به جای اینکه صرفاً فهرست شوند، وزن‌دار می‌شوند و تنش‌ها بین چهارگانه‌ها (یک تهدید که یک قوت را خنثی می‌کند) به پیوندهای استدلالی صریح تبدیل می‌شوند به جای اینکه تصادفی از قرارگیری باشند. همچنین تحلیل را زنده نگه می‌دارد — گره‌ها شواهد به‌روزرسانی‌شده‌ای دریافت می‌کنند زیرا حقایق تغییر می‌کنند.

آیا تحلیل SWOT هنوز هم مرتبط است یا منسوخ شده است؟

طبقه‌بندی هنوز هم مفید است؛ نقطه توقف مشکل است. جدا کردن داخلی از خارجی و مفید از مضر، یک حرکت اولیه واقعاً خوب برای تجمیع دانش پراکنده یک گروه است، که به همین دلیل این چارچوب شصت سال دوام آورده است. آنچه که قدیمی شده، برخورد با شبکه پر شده به عنوان محصول نهایی است. شیوه‌های مدرن SWOT را به عنوان یک تولیدکننده ورودی در نظر می‌گیرند — از نظر کیفیت تصمیم، این چارچوب و عناصر اطلاعاتی را تغذیه می‌کند — و وزن‌دهی و استدلال را به ساختاری که برای آن طراحی شده، مانند درخت استدلال، واگذار می‌کند.

چارچوب‌های مرتبط

SWOT بعدی خود را به عنوان یک درخت استدلال اجرا کنید

نقاط قوت و فرصت‌ها به عنوان ادعاهای حمایتی، نقاط ضعف و تهدیدها به عنوان حملات، شواهد در هر گره و یک حکم ارزیابی شده به جای دیواری از یادداشت‌های چسبان.

شروع رایگان — بدون کارت اعتباری

یا از الگوی SWOT شروع کنید