مدل 7S مک‌کینزی: تشخیص اینکه آیا سازمان می‌تواند استراتژی را اجرا کند

چارچوب 7S مک کینزی یک مدل هم‌راستایی سازمانی است که در اواخر دهه 1970 توسط رابرت واترمن، تام پیترز و همکارانش توسعه یافته است، با همکاری ریچارد پاسکال و آنتونی آتوس از طریق کارهای موازی؛ بیان رسمی آن مقاله 1980 با عنوان "ساختار سازمان نیست" (واترمن، پیترز و فیلیپس، افق‌های کسب و کار) است. ادعای آن: اثربخشی سازمانی به هم‌راستایی متقابل هفت عنصر وابسته به هم بستگی دارد، نه فقط به ساختار. Sهای سخت — استراتژی (برنامه برای مزیت)، ساختار (چه کسی به چه کسی گزارش می‌دهد)، سیستم‌ها (فرایندها و ابزارهایی که کار واقعاً از طریق آن‌ها جریان دارد) — قابل مشاهده و قابل تغییر توسط مدیریت هستند. Sهای نرم — ارزش‌های مشترک (مرکز مدل: آنچه سازمان واقعاً به آن اعتقاد دارد)، مهارت‌ها (آنچه سازمان به عنوان یک نهاد در آن خوب است)، سبک (چگونه رهبری واقعاً رفتار می‌کند)، کارکنان (چه کسی استخدام، توسعه و نگه‌داری می‌شود) — سخت‌تر قابل مشاهده و کندتر در حرکت هستند، و نکته پایدار چارچوب این است که آن‌ها غالب هستند: تغییرات استراتژی زمانی شکست می‌خورند که شش عنصر دیگر به سمت عنصر قدیمی کشیده شوند. برای استفاده از آن: هر عنصر را همان‌طور که هست توصیف کنید (نه همان‌طور که نمودار سازمانی ادعا می‌کند)؛ تمام 21 رابطه جفتی را برای تضادها آزمایش کنید؛ ناهماهنگی‌هایی را که یک تغییر ایجاد خواهد کرد شناسایی کنید؛ و تغییر را به گونه‌ای ترتیب دهید که عناصر کند ابتدا حرکت کنند یا بار را بپذیرید. حالت‌های شکست شناخته شده: پر کردن هفت جعبه به صورت توصیفی بدون آزمایش هم‌راستایی‌ها، رفتار کردن با ارزش‌های مشترک به عنوان ارزش‌های نمایشی به جای ارزش‌های واقعی، و استفاده از مدل به عنوان یک حسابرسی ایستا در حالی که هدف آن آمادگی برای تغییر است. در یک درخت استدلال، هر ناهماهنگی ادعایی به یک استدلال با شواهد تبدیل می‌شود — "سیستم مشوق ما با استراتژی همکاری تناقض دارد" — و طرح تغییر به یک ادعای ریشه‌ای تبدیل می‌شود که پیامدهای هفت‌عنصری آن استدلال می‌شود نه اینکه فقط ادعا شود. از نظر کیفیت تصمیم‌گیری، 7S به عناصر چارچوب و اطلاعات تغذیه می‌کند؛ درخت استدلال استدلال منطقی را تأمین می‌کند.

تمام چارچوب‌های تصمیم‌گیری
راهنمای چارچوب · هم‌راستایی سازمانی

چارچوب 7S مک کینزی

استراتژی در سازمان‌هایی که همواره به سمت قدیم کشیده می‌شوند، شکست می‌خورد. هفت عنصر، بیست و یک رابطه و یک سوال: آیا این سازمان واقعاً قادر است آنچه را که تازه تصمیم گرفته انجام دهد؟

خلاصه کوتاه

مدل‌های 7S اثربخشی سازمانی را به عنوان هم‌راستایی هفت عنصر وابسته به یکدیگر مدل‌سازی می‌کند و پیش‌بینی می‌کند که تغییر زمانی شکست می‌خورد که این عناصر با یکدیگر توافق نداشته باشند:

  • سخت S ها: استراتژی، ساختار، سیستم‌ها — قابل مشاهده، قابل تغییر با فرمان
  • نرم S ها: ارزش‌های مشترک (مرکز)، مهارت‌ها، سبک، کارکنان — کند، غالب و جایی که تغییر واقعاً می‌میرد
  • تشخیص به صورت جفتی است: 21 رابطه، نه 7 جعبه — یک استراتژی جدید در برابر یک سیستم انگیزشی قدیمی، عدم تطابق با یک برنامه زمانی است
  • در یک درخت استدلال، هر عدم تطابق یک ادعا با شواهد است — و برنامه تغییر یک مورد است، نه یک اسلاید

7S چیست — و چرا 'ساختار سازمان نیست'

در اواخر دهه ۱۹۷۰، گروهی از مشاوران و دانشگاهیان مک‌کینزی — رابرت واترمن، تام پیترز، ژولین فیلیپس، با ریچارد پاسکال و آنتونی آتوس که از طریق کار موازی بر روی مدیریت ژاپنی کمک می‌کردند — پرسیدند چرا بازسازی‌ها به‌طور قابل‌اعتمادی هیچ چیزی را تغییر نمی‌دهند. پاسخ آن‌ها به چارچوب ۷S تبدیل شد، که به‌طور رسمی در "ساختار سازمان نیست" (افق‌های کسب‌وکار، ۱۹۸۰) بیان شده است: اثربخشی خاصیتی از هفت عنصر وابسته به یکدیگر است و بازطراحی نمودار سازمانی دقیقاً یکی از آن‌ها را جابجا می‌کند.

S های سختاستراتژی (طرح برای مزیت رقابتی)، ساختار (خطوط گزارش‌دهی، دامنه‌ها، متمرکزسازی)، سیستم‌ها (فرایندها و ابزارهایی که از طریق آن کار واقعاً جریان می‌یابد: بودجه‌بندی، استخدام، استقرار، بررسی) — قابل مشاهده، مستند و قابل تغییر با تصمیم مدیریت هستند. S های نرمارزش‌های مشترک (به‌طور عمدی در مرکز مدل ترسیم شده‌اند: آنچه سازمان واقعاً باور دارد و پاداش می‌دهد)، مهارت‌ها (توانمندی‌های نهادی، نه رزومه‌های فردی)، سبک (چگونه رهبری واقعاً زمان و توجه خود را صرف می‌کند)، کارکنان (چه کسی استخدام، توسعه، ارتقا و نگهداری می‌شود) — مبهم، کند حرکت و، به گفته چارچوب، غالب هستند.

آن اصرار کل موضوع است. یک تغییر استراتژی که در سازمانی اعلام شود که مشوق‌ها، عادات، مهارت‌ها و قهرمانان آن همگی استراتژی قدیمی را پاداش می‌دهند، شکست خواهد خورد - نه به طرز دراماتیکی، بلکه به آرامی، در حدود هجده ماه آرام. 7S ابزاری است برای دیدن این موضوع قبل از متعهد شدن. زمینه در جعبه ابزار: مدل‌های تصمیم‌گیری; چتر سطح سازمان برتری تصمیم‌گیری سازمانی است.

کی از آن استفاده کنیم — و کی نه

7S زمانی که به درآمدزایی می‌رسد:

  • قبل از اینکه یک تغییر عمده انجام شود. ادغام، یکپارچه‌سازی، تغییر استراتژی، طراحی مدل عملیاتی — تشخیص، عناصری را نام می‌برد که مقاومت خواهند کرد، در حالی که مقاومت هنوز یک ورودی برای برنامه است نه یک شگفتی.
  • عملکرد کاهش می‌یابد بدون اینکه مقصر واضحی وجود داشته باشد. زمانی که استراتژی، افراد و بازار به طور جداگانه خوب به نظر می‌رسند، مشکل معمولاً بین عناصر است — دقیقاً همان چیزی که آزمایش هم‌راستایی جفتی پیدا می‌کند.
  • پس از ادغام، به طور صریح. دو تا از هر چیز — دو فرهنگ سبک، دو سیستم استک، دو مجموعه ارزش — مورد کلاسیک 7S است.

و حالت‌های خرابی آن:

  • هفت جعبه، صفر آزمایش. توصیف هر عنصر و توقف، موجودی است، نه تشخیص. ارزش در ۲۱ رابطه جفتی است — هر S در برابر هر S دیگر.
  • ارزش‌های پوستر. حسابرسی ارزش‌های مشترک از وب‌سایت به جای آنچه واقعاً پاداش و تنبیه می‌شود، یک مرکز خیالی تولید می‌کند — و هر هم‌راستایی که در برابر آن آزمایش می‌شود، این خیال را به ارث می‌برد.
  • سندرم حسابرسی ایستا. 7S به عنوان یک چکاپ سالانه بدون تصمیم مرتبط به یک مراسم تبدیل می‌شود. زیستگاه طبیعی آن یک تصمیم تغییر است، جایی که هم‌راستایی قابلیت اجرایی را پیش‌بینی می‌کند.
  • هیچ اولویتی وجود ندارد. بیست و یک رابطه دوازده عدم تطابق ایجاد می‌کند؛ برخورد با آن‌ها به‌طور یکسان به‌عنوان موارد فوری باعث فلج شدن می‌شود. چند رابطه‌ای که به تغییر در دست مربوط می‌شوند، اکنون مهم هستند.

گام به گام، با یک مثال حل شده

سناریوی توصیفی: یک شرکت مهندسی اختراعی که تصمیم به تغییر جهت از فروش محصولات به فروش خدمات مبتنی بر نتایج می‌گیرد. رویه:

  1. 1هر S را همانطور که هست توصیف کنید. استراتژی: برتری محصول، قیمت‌گذاری پریمیوم. ساختار: بخش‌های محصول با خودمختاری قوی در سود و زیان. سیستم‌ها: فروش بر اساس درآمد مجوز؛ نقشه راه تحت تأثیر مهندسی. ارزش‌های مشترک (زندگی شده، نه روی پوستر): 'مهندسی عالی پیروز می‌شود'. مهارت‌ها: مهندسی عمیق محصول؛ ارائه خدمات نازک. سبک: رهبری زمان بررسی خود را بر روی دموهای محصول می‌گذارد. کارکنان: استخدام و ترفیع سازندگان.
  2. 2تغییر را بیان کنید. استراتژی جدید S: خدمات مبتنی بر نتیجه که به محصول متصل شده‌اند. حالا آن را با شش مورد دیگر آزمایش کنید.
  3. 3آزمون‌های جفتی را اجرا کنید. استراتژی×سیستم‌ها: پرداخت‌های کمیسیون فروش برای مجوزها است، نه نتایج — تناقض مستقیم. استراتژی×مهارت‌ها: قابلیت ارائه خدمات ضعیف است — شکاف. استراتژی×ارزش‌ها: 'مهندسی عالی برنده است' جایی برای 'خدمات عالی برنده است' ندارد — موضوع عمیق. استراتژی×ساختار: خدمات در بخش‌های مختلف سود و زیان محصولات تداخل دارند — درگیری قلمرو برنامه‌ریزی شده. ساختار×کارکنان: هیچ مسیر شغلی برای افرادی که برنامه به آنها نیاز دارد وجود ندارد.
  4. 4رتبه‌بندی بر اساس کشش. سیستم رقابتی سریعاً قابل اصلاح است و اگر اصلاح نشود، کشنده خواهد بود — ابتدا. تغییرات ارزش کندترین است — همین حالا شروع کنید، انتظار سال‌ها را داشته باشید. سوال ساختار سود و زیان نیاز به یک تصمیم صریح دارد، نه انحراف.
  5. 5تغییر را حول تشخیص ترتیب دهید. تغییرات جبران و یک سود و زیان خدمات محافظت شده قبل از اعلام راه‌اندازی؛ یک برنامه مهارتی و مسیر شغلی خدماتی به طور موازی؛ رهبری به طور عمدی توجه خود را (سبک) به پیروزی‌های خدماتی معطوف می‌کند — زیرا همه آنچه را که رهبری تماشا می‌کند، تماشا می‌کنند.
  6. 6راه‌اندازی محرک‌های بازبینی. هر عدم تطابق پیش‌بینی‌شده یک مشاهده دارد: نرخ اتصال خدمات، حجم اختلافات جبرانی، حفظ استخدام خدمات. اگر پیش‌بینی‌ها نادرست بودند، تشخیص به‌روزرسانی می‌شود — در نهایت، این یک مجموعه از ادعاها بود.

7S به عنوان یک درخت استدلال

در اصطلاحات کیفیت تصمیم‌گیری، 7S به چارچوب (تغییری که به عنوان یک مشکل سیستمی دیده می‌شود، نه یک اعلامیه) و اطلاعات (یک فهرست ساختاری از جایی که سازمان واقعاً قرار دارد) تغذیه می‌کند. هر خروجی از این تمرین یک ادعا است — این عنصر با آن یکی در تضاد است — و ادعاها شایسته یک انجمن هستند. در یک درخت استدلال:

تغییر → ادعای اصلی

"به خدمات مبتنی بر نتیجه در عرض 18 ماه تغییر مسیر دهید." تشخیص 7S استدلالی برای و علیه قابلیت اجرا را سازماندهی می‌کند.

هر عدم تطابق → یک استدلال تهاجمی

"مقایسه فروش با استراتژی خدمات تناقض دارد" به عنوان یک نقطه منفی با شواهدش (شرایط برنامه جبران، رفتار فعلی) متصل می‌شود — و با راه حل پیشنهادی‌اش به عنوان یک گره پاسخ.

قضاوت‌های نرم-S → استدلال شده، نه ادعا شده

اینکه آیا ارزش‌های تجربه شده واقعاً 'پیروزی‌های مهندسی' هستند قابل بحث است — افرادی که نزدیک به زمین هستند شواهدی را پیوست می‌کنند و تشخیص اعتبار خود را به دست می‌آورد به جای اینکه آن را فرض کند.

محرک‌ها → خطوط شواهد

نرخ اتصال خدمات و مشاهدات اختلافات جبرانی بر روی گره‌هایی که آن‌ها را پیش‌بینی کرده‌اند قرار می‌گیرند، بنابراین تصویر هم‌راستایی به‌روزرسانی می‌شود در حالی که تغییرات اجرا می‌شوند — یک تشخیص زنده.

نسخه یک جمله‌ای

7S تأمین کننده چارچوب و اطلاعات درباره سازمان است؛ درخت استدلال استدلال منطقی را فراهم می‌کند که هفت توصیف را به یک مورد قابلیت اجرایی تبدیل می‌کند. به کیفیت تصمیم مراجعه کنید.

7S در مقابل گزینه‌های دیگر

اگر سوال شما این است…دستReach forچرا 7S نه؟
ترجمه یک استراتژی توافق شده به اقداماتکارت امتیازی متوازن7S تشخیص آمادگی است؛ کارت امتیاز ابزار اجرای آن است.
بهبود یک فرآیند به صورت تدریجیچرخه PDCA7S در سطح سازمان است؛ PDCA حلقه‌ای درون آن است
آیا خود استراتژی درست استSWOT / پنج نیرو7S استراتژی را به عنوان داده شده در نظر می‌گیرد و وسیله نقلیه را آزمایش می‌کند.
کدام نیروهای خارجی بر تغییر تأثیر می‌گذارندتحلیل PESTLEتمام هفت S به طور طراحی داخلی هستند

سوالات متداول

هفت S در چارچوب 7S مک‌کینزی چیست؟

سه S سخت — استراتژی (برنامه برای مزیت رقابتی)، ساختار (خطوط گزارش‌دهی و سازمان)، سیستم‌ها (فرایندها و ابزارهایی که جریان کار از طریق آن‌ها می‌گذرد) — و چهار S نرم: ارزش‌های مشترک (که در مرکز مدل قرار دارد: آنچه سازمان واقعاً باور دارد و پاداش می‌دهد)، مهارت‌ها (توانایی‌های نهادی)، سبک (چگونه رهبری واقعاً رفتار می‌کند و توجه خود را صرف می‌کند) و کارکنان (چه کسانی استخدام، توسعه و نگهداری می‌شوند). ادعای این چارچوب این است که اثربخشی به هم‌راستایی همه هفت مورد بستگی دارد — و اینکه موارد نرم، که کندترین تغییرات را دارند، نتایج تغییر را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

چه کسی چارچوب 7S را ایجاد کرد؟

این مفهوم از مک‌کینزی در اواخر دهه ۱۹۷۰ از طریق کار رابرت واترمن، تام پیترز و ژولین فیلیپس به وجود آمد، با مشارکت ریچارد پاسکال و آنتونی آتوس از طریق تحقیقات موازی آن‌ها در مورد مدیریت ژاپنی. بیانیه اصلی مقاله «ساختار سازمان نیست» واترمن، پیترز و فیلیپس در سال ۱۹۸۰ در نشریه بیزنس هورایزنز است — خود عنوان، پایان‌نامه این چارچوب است: بازنگری در نمودار سازمانی یکی از هفت عنصر را تغییر می‌دهد، که به همین دلیل است که بازسازی‌ها اغلب هیچ چیز را تغییر نمی‌دهند.

تفاوت بین S های سخت و نرم چیست؟

S های سخت — استراتژی، ساختار، سیستم‌ها — قابل مشاهده، مستند و قابل تغییر با تصمیم مدیریت هستند: شما می‌توانید یک استراتژی جدید اعلام کنید، خطوط گزارش‌دهی را دوباره ترسیم کنید، یا یک برنامه جبران خسارت را جایگزین کنید. S های نرم — ارزش‌های مشترک، مهارت‌ها، سبک، کارکنان — سخت‌تر قابل مشاهده، کندتر در حرکت و با رفتار پایدار تغییر می‌کنند نه با فرمان. نکته پایدار این چارچوب این است که S های نرم غالب هستند: یک تغییر S سخت که در برابر S های نرم نامرتب اعلام شود، به دلیل اصطکاک شکست می‌خورد. نتیجه عملی: عناصر کند را ابتدا شروع کنید و نسخه‌های واقعی را اندازه‌گیری کنید، نه نسخه‌های تبلیغاتی.

چگونه واقعاً می‌توانید چارچوب 7S را به کار ببرید؟

چهار حرکت. هر عنصر را همانطور که هست توصیف کنید — ارزش‌های واقعی، توجه واقعی رهبری، مشوق‌های واقعی سیستم — نه آنطور که اسناد ادعا می‌کنند. سپس روابط جفتی (۲۱ مورد از آن‌ها) را برای تضادها آزمایش کنید، به ویژه هر عنصر را در برابر تغییری که در نظر دارید. ناهماهنگی‌ها را بر اساس تأثیر منفی بر آن تغییر خاص رتبه‌بندی کنید: یک سیستم جبران متناقض به سرعت قابل اصلاح است و اگر اصلاح نشود، کشنده است؛ تضاد ارزش‌ها کند است و به یک شروع اولیه نیاز دارد. در نهایت، تغییر را بر اساس تشخیص ترتیب دهید و محرک‌های قابل مشاهده‌ای به هر ناهماهنگی پیش‌بینی شده متصل کنید تا تشخیص به‌روزرسانی شود به محض اینکه واقعیت گزارش می‌دهد.

7S چگونه بر روی درخت استدلال کار می‌کند؟

تغییر مورد نظر به ادعای اصلی تبدیل می‌شود و تشخیص 7S به مورد آن تبدیل می‌شود: هر عدم تطابق شناسایی شده به عنوان یک استدلال تهاجمی با شواهد (شرایط برنامه جبران، پایه مهارت‌های ضعیف) متصل می‌شود و هر اصلاح پیشنهادی به عنوان یک گره پاسخ زیر آن قرار می‌گیرد. قضاوت‌های نرم-S — آنچه که ارزش‌های واقعی هستند — بیشتر به بحث گذاشته می‌شوند تا اینکه به سادگی بیان شوند، با افرادی که نزدیک‌ترین ارتباط را با واقعیت دارند شواهدی ارائه می‌دهند. محرک‌های قابل مشاهده بر روی گره‌هایی که آن‌ها را پیش‌بینی کرده‌اند قرار می‌گیرند، بنابراین مورد قابلیت اجرا در حین اجرای تغییر به‌روزرسانی می‌شود و سازمان استدلال را حفظ می‌کند، نه فقط نتیجه را.

چارچوب‌های مرتبط

سازمان را قبل از اعلام آزمایش کنید.

ناهماهنگی‌ها به عنوان استدلال‌هایی با شواهد، اصلاحات به عنوان اعتراضات پاسخ داده شده و یک مورد قابلیت اجرایی که به‌روزرسانی می‌شود در حین اجرای تغییر.

شروع رایگان — بدون کارت اعتباری

برای همیشه رایگان برای افراد