چرخه PDCA: هر تغییر را به عنوان یک آزمایش در نظر بگیرید

چرخه PDCA — برنامه‌ریزی، انجام، بررسی، عمل — یک روش بهبود تکراری است که ریشه در کار کنترل کیفیت آماری والتر شیوارت در آزمایشگاه‌های بل در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ دارد و توسط و. ادواردز دمنگ محبوب شد، که سخنرانی‌های او در ژاپن پس از جنگ، پذیرش آن را در صنعت ژاپن و بعداً در شیوه‌های بهبود مستمر و لاغر در سطح جهانی کاشت. یک نکته دقت که بیشتر روایت‌ها از آن غافل می‌شوند: خود دمنگ PDSA — برنامه‌ریزی، انجام، مطالعه، عمل — را ترجیح می‌داد و آموزش می‌داد و استدلال می‌کرد که 'بررسی' به معنای بازرسی در برابر انتظارات است در حالی که 'مطالعه' نیاز به یادگیری از آنچه اتفاق افتاده، از جمله غیرمنتظره‌ها دارد؛ او چرخه زیرین را به شیوارت نسبت می‌داد. چهار مرحله: برنامه‌ریزی — شناسایی مشکل، تحلیل علل ریشه‌ای، تشکیل یک فرضیه ('اگر X را تغییر دهیم، معیار Y بهبود می‌یابد زیرا Z') و تعریف معیارهای موفقیت قبل از شروع؛ انجام — تغییر را به صورت کوچک و به عنوان یک آزمایش کنترل‌شده اجرا کنید؛ بررسی/مطالعه — نتایج را با پیش‌بینی مقایسه کنید و انحرافات را مطالعه کنید به جای اینکه آنها را توضیح دهید؛ عمل — اگر فرضیه درست بود، آن را بپذیرید و استاندارد کنید، اگر درست نبود، رها کنید یا تنظیم کنید و به هر حال نوبت بعدی را شروع کنید. حالت‌های شکست شناخته شده: حلقه‌های برنامه‌ریزی-انجام-برنامه‌ریزی-انجام که هرگز نتایج را مطالعه نمی‌کنند، معیارهای موفقیت که پس از دریافت نتایج تعریف می‌شوند، 'عمل' به معنای یک گزارش به جای یک استاندارد، و چرخه‌هایی که بر اساس احساسات درونی بدون فرضیه قابل رد شدن اجرا می‌شوند. در یک درخت استدلال، هر چرخه به یک آزمایش استدلالی تبدیل می‌شود: فرضیه یک ادعا است، تحلیل علل ریشه‌ای برنامه‌ریزی، مورد پشتیبانی آن است، نتایج مطالعه به عنوان شواهدی برای یا علیه آن متصل می‌شوند و تصمیم عمل با استدلال آن ثبت می‌شود — بنابراین دانش بهبود به جای تبخیر بین چرخه‌ها انباشته می‌شود. از نظر کیفیت تصمیم‌گیری، PDCA عنصر تعهد به عمل را تغذیه می‌کند و جمع‌آوری اطلاعات را منظم می‌کند؛ درخت استدلال استدلال منطقی را در سراسر چرخه‌ها تأمین می‌کند.

تمام چارچوب‌های تصمیم‌گیری
راهنمای چارچوب · هم‌راستایی سازمانی

چرخه PDCA

برنامه‌ریزی، اجرا، بررسی، اقدام — حلقه‌ی ساده‌ای که پشت یک قرن بهبود کیفیت قرار دارد. دمینگ خواست که یک کلمه تغییر کند و این تغییر کل روش را تشکیل می‌دهد.

خلاصه کوتاه

PDCA هر تغییر را به عنوان یک آزمایش در نظر می‌گیرد: فرضیه‌سازی، آزمایش کوچک، مطالعه نتایج، سپس استانداردسازی یا کنار گذاشتن — و حلقه:

  • شوهارت آن را ساخت، دمینگ آن را گسترش داد — و به عنوان PDSA آموزش داد: مطالعه، نه بررسی، زیرا هدف یادگیری است، نه بازرسی
  • برنامه به معنای یک فرضیه قابل رد است — 'اگر X را تغییر دهیم، Y بهبود می‌یابد زیرا Z' — با معیارهای موفقیت که قبل از آزمایش تعیین شده‌اند
  • عمل به معنای استانداردسازی یا رها کردن است — چرخه‌ای که به گزارشی ختم می‌شود به جای اینکه استاندارد تغییر کند، عمل نکرده است
  • در یک درخت استدلال، هر چرخه یک آزمایش استدلالی است — و آنچه آموخته شده به چرخه بعدی منتقل می‌شود

PDCA چیست — و اصلاح یک کلمه‌ای که دمینگ بر آن تأکید داشت

استخوان‌های چرخه از والتر شیوارت، فیزیک‌دان آزمایشگاه بل که کارهای کنترل کیفیت آماری او در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ ایده‌ای را معرفی کرد که بهبود از یک حلقه تکراری مشخصات، تولید و بازرسی پیروی می‌کند — که به یک چرخه فرضیه و آزمایش تصفیه شده است. و. ادواردز دمنگ آن را بیشتر توسعه داد و از طریق سخنرانی‌هایش در ژاپن پس از جنگ، به عمل تولید ژاپنی وارد کرد — که از آنجا به بهبود مستمر مدرن، کایزن و لاغر می‌رسد. دمنگ به طور خاص، آن را به عنوان چرخه شیوارت اعتبار داد؛ عمل ژاپنی آن را چرخه دمنگ نامید؛ و اختصار PDCA در سطح جهانی باقی ماند.

چهار مرحله: برنامه‌ریزی — تعریف مشکل، تحلیل علل ریشه‌ای و تعهد به یک فرضیه قابل آزمایش: اگر X را تغییر دهیم، معیار Y بهبود خواهد یافت، زیرا Z — با معیارهای موفقیت که قبل از اجرای هر چیزی نوشته شده‌اند. اجرا — تغییر را به صورت کوچک انجام دهید: یک خط، یک تیم، یک هفته؛ یک آزمایش کنترل‌شده، نه یک راه‌اندازی. بررسی — آنچه اتفاق افتاده را با آنچه برنامه پیش‌بینی کرده مقایسه کنید. عمل — اگر فرضیه درست بود، آن را بپذیرید و استاندارد کنید; اگر نه، رها کنید یا تنظیم کنید؛ در هر صورت، نوبت بعدی از آنچه که این نوبت آموخته آغاز می‌شود.

و اصلاح: دمینگ خود PDSA — برنامه‌ریزی، انجام، مطالعه، عمل را ترجیح می‌داد و بر آن تأکید داشت. 'بررسی' بوی بازرسی می‌دهد: آیا نتیجه قبول شد؟ 'مطالعه' بیشتر می‌طلبد: واقعاً چه اتفاقی افتاد، از جمله بخش‌هایی که هیچ‌کس پیش‌بینی نکرد؟ این تمایز ممکن است کسل‌کننده به نظر برسد و در عوض کل روش است — چرخه‌ای که فقط انطباق را بررسی می‌کند و از شگفتی‌ها چیزی نمی‌آموزد، و شگفتی‌ها جایی هستند که یادگیری در آنجا وجود دارد. ما نام رایج را حفظ می‌کنیم و معنای دمینگ را. زمینه: مدل‌های تصمیم‌گیری.

کی از آن استفاده کنیم — و کی نه

PDCA زمانی ارزش خود را نشان می‌دهد که:

  • بهبود یک فرآیند تکراری — جریان‌های پشتیبانی، خطوط استقرار، ورود به سیستم، مشکلات کیفیت — هر چیزی که به اندازه کافی مکرر باشد تا آزمایش‌های کوچک بتوانند از آن نتیجه‌گیری کنند.
  • این تغییر قابل بازگشت و آزمایش است. قدرت PDCA در تکرارهای ارزان است؛ اگر می‌توانید به‌طور کوچک آزمایش کنید، می‌توانید به سرعت اشتباه کنید.
  • ایجاد فرهنگ بهبود. این چرخه تفکر فرضی را آموزش می‌دهد: تیم‌هایی که PDSA صادقانه را اجرا می‌کنند، دیگر فعالیت را با یادگیری اشتباه نمی‌گیرند.

و جایی که شکست می‌خورد یا مناسب نیست:

  • برنامه-انجام-برنامه-انجام. رایج‌ترین فساد: تیم‌ها تغییرات را یکی پس از دیگری اعمال می‌کنند و هرگز نتایج را بررسی نمی‌کنند. بدون S، فقط یک چرخش با تشریفات است.
  • معیارهای موفقیت پس از واقعیت. اگر به سوال 'موفقیت چه شکلی خواهد بود؟' پس از ورود داده‌ها پاسخ داده شود، هر چرخه‌ای موفق است و هیچ چیزی آموخته نمی‌شود. معیارها باید قبل از انجام تاریخ‌گذاری شوند.
  • عمل = یک اسلاید. یک چرخه که به یک خروجی ختم می‌شود به جای یک استاندارد تغییر یافته (یا یک رهاسازی صریح) دارای یک نقص است که باید در آن مرحله چهارم باشد.
  • تصمیمات یکباره و غیرقابل برگشت. PDCA برای تکرار است؛ ورود به بازار یا یک خرید دومین فرصتی ندارد. اینها به درخت‌های تصمیم، سناریوها و بقیه ابزارها نیاز دارند.

گام به گام، با یک مثال حل شده

سناریوی توصیفی: یک تیم پشتیبانی اختراعی که زمان پاسخ اولیه آن به شدت افزایش یافته است. یک دور کامل:

  1. 1برنامه — تشخیص قبل از فرضیه‌سازی. تیم نمونه‌ای از بلیط‌های کند را بررسی می‌کند و یک الگو پیدا می‌کند: تریاژ در یک جلسه روزانه تخصیص معطل می‌ماند. فرضیه: اگر بلیط‌ها به‌طور خودکار بر اساس دسته‌بندی در زمان ورود (X) مسیر یابی شوند، زمان پاسخ اولیه میانه یک سوم کاهش می‌یابد (Y)، زیرا انتظار تخصیص تأخیر غالب است (Z). معیار موفقیت، که اکنون نوشته شده است: میانه زیر ۴ ساعت در طول دو هفته، بدون افزایش در نرخ مجدد مسیر یابی (معیار معکوس که تقلب را شناسایی می‌کند).
  2. 2انجام دهید — کوچک. مسیریابی خودکار در دو دسته بلیط، یک تیم، دو هفته. بقیه جریان بدون تغییر باقی می‌ماند، بنابراین مقایسه تمیز باقی می‌ماند.
  3. 3مطالعه — بر خلاف پیش‌بینی، شامل شگفتی‌ها. میانه به ۳.۶ ساعت کاهش یافت — فرضیه برقرار است. اما تغییر مسیر در یک دسته افزایش یافت: خودکارکننده بلیط‌های مرتبط با صورتحساب را اشتباه دسته‌بندی می‌کند. آن شگفتی، بازده واقعی این مرحله است؛ 'بررسی' آن را به عنوان یک گذرنامه ارسال می‌کرد.
  4. 4عمل — استاندارد کردن پیروزی، چرخش شگفتی. مسیریابی خودکار به استاندارد مستند برای دسته‌هایی که در آن قرار داشت تبدیل می‌شود. اشتباه در صورتحساب به برنامه چرخه بعدی تبدیل می‌شود. هر دو تصمیم با دلایلشان ثبت می‌شوند.
  5. 5دوباره بچرخید. چرخه بعدی شواهد چرخه قبلی را به ارث می‌برد — که منطق ترکیبی کامل روش است و دقیقاً همان چیزی است که وقتی چرخه‌ها در ارائه‌ها زندگی می‌کنند، تبخیر می‌شود.

PDCA به عنوان یک درخت استدلال

در اصطلاحات کیفیت تصمیم‌گیری، PDCA به تعهد به عمل تغذیه می‌کند — این یک چارچوب نادر است که مرحله چهارمش عمل کردن است — و اطلاعات را منظم می‌کند: مرحله مطالعه شواهدی را طبق برنامه تولید می‌کند. نقطه ضعف آن حافظه بین چرخه‌هاست. در یک درخت استدلال:

فرضیه → ادعای اصلی

"مسیر یابی خودکار زمان پاسخ اولیه را یک سوم کاهش می‌دهد زیرا انتظار تخصیص غالب است." قابل رد، تاریخ‌دار، با معیارهای موفقیت پیوست شده — قبل از اجرای آزمایش.

تحلیل ریشه‌ای → مورد پشتیبانی

شواهد نمونه بلیط ادعای مطرح شده را پشتیبانی می‌کند؛ تشخیص جایگزین یک همکار (نیروی انسانی، نه مسیر یابی) به عنوان یک ضد استدلال به پرونده پیوست می‌شود، قبل از اینکه آزمایش قضاوت کند.

نتایج مطالعه → شواهدی بر ادعا

میانگین ۳.۶ ساعته به عنوان حمایت عمل می‌کند؛ اشتباه در صدور صورتحساب به عنوان یک شگفتی علامت‌گذاری شده با گره خود ظاهر می‌شود - قابل مشاهده، نه پنهان در پیوست خوانش.

عمل → یک تصمیم ثبت شده، چرخه‌ها → یک زنجیره

استانداردسازی یا رها کردن با دلایل ثبت می‌شود و چرخه بعدی به عقب برمی‌گردد. یک سال بهبود به زنجیره‌ای قابل حسابرسی از آزمایش‌های استدلالی تبدیل می‌شود به جای اینکه یک پوشه از ارائه‌ها باشد.

نسخه یک جمله‌ای

PDCA تأمین کننده تعهد و شواهد بر اساس زمانبندی است؛ درخت استدلال تأمین کننده استدلال منطقی است که باعث می‌شود یادگیری هر چرخه به چرخه بعدی منتقل شود. به کیفیت تصمیم مراجعه کنید.

PDCA در مقابل گزینه‌های دیگر

اگر سوال شما این است…دستReach forچرا PDCA نه؟
کدام اهداف استراتژیک برای بهبود باید دنبال شوندکارت امتیازی متوازنکارت امتیاز جهت را تعیین می‌کند؛ PDCA حلقه‌ای است درون یک هدف.
آیا سازمان می‌تواند یک تغییر بزرگ را جذب کند؟مک کینزی 7SPDCA درون سیستم تکرار می‌شود؛ 7S سیستم را تشخیص می‌دهد.
یک تعهد یک‌باره و غیرقابل بازگشتدرخت‌های تصمیم / تحلیل هزینه-فایدهعدم وجود نوبت دوم به معنای عدم وجود چرخه است
مدیریت یک ثبت ریسک‌های موجودمدیریت ریسک شرکتیحلقه متفاوت: نظارت بر قرارگیری، نه بهبود یک فرآیند

سوالات متداول

PDCA به چه معناست؟

برنامه‌ریزی، اجرا، بررسی، عمل — یک حلقه بهبود تکراری. برنامه‌ریزی: مشکل را تشخیص دهید، یک فرضیه قابل آزمایش تشکیل دهید ('اگر X را تغییر دهیم، معیار Y بهبود می‌یابد، زیرا Z') و معیارهای موفقیت را از قبل تعیین کنید. اجرا: تغییر را به‌طور کوچک و به‌عنوان یک آزمایش کنترل‌شده انجام دهید. بررسی: نتایج را با پیش‌بینی مقایسه کنید. عمل: اگر فرضیه درست بود، تغییر را استاندارد کنید، اگر نه، آن را رها یا تنظیم کنید و چرخه بعدی را از آنچه آموخته‌اید آغاز کنید. این چرخه از کار کنترل کیفیت والتر شهوارت نشأت می‌گیرد و از طریق آموزش دبلیو. ادواردز دمنگ در سطح جهانی گسترش یافته است.

تفاوت بین PDCA و PDSA چیست؟

یک کلمه، و دمنگ آن را کلمه مهمی می‌دانست. او چرخه را به عنوان PDSA — برنامه‌ریزی، انجام، مطالعه، عمل — آموزش داد و به 'بررسی' اعتراض کرد به این دلیل که این واژه به بازرسی اشاره دارد: آیا نتیجه قبول شد یا رد؟ 'مطالعه' نیاز به یادگیری دارد: چه اتفاقی افتاد، از جمله انحرافات و شگفتی‌هایی که هیچ‌کس پیش‌بینی نکرده بود — جایی که دانش بهبود عمدتاً وجود دارد. دمنگ چرخه زیرین را به شیوارت نسبت داد. در عمل، از هر نامی که سازمان شما می‌شناسد استفاده کنید، اما مرحله سوم را به عنوان مطالعه اجرا کنید: شگفتی‌ها را تحلیل کنید به جای اینکه فقط نتیجه را ارزیابی کنید.

رایج‌ترین اشتباه در PDCA چیست؟

حلقه برنامه-اجرا-برنامه-اجرا: تیم‌ها تغییرات را پس از تغییرات ارسال می‌کنند، یک گزارش ارائه می‌دهند و هرگز به‌طور واقعی نتایج را در مقایسه با پیش‌بینی قبلی مطالعه نمی‌کنند — فعالیتی که به اشتباه به عنوان یادگیری تلقی می‌شود. تسهیل‌کننده‌های آن دیگر شکست‌های کلاسیک هستند: معیارهای موفقیت پس از ورود داده‌ها تعریف می‌شوند (بنابراین هر چرخه "موفق" است)، فرضیه‌ها به اندازه کافی مبهم هستند که قابل رد کردن نیستند ("بهبود ارتباطات")، و مرحله عمل که یک اسلاید تولید می‌کند به جای یک استاندارد تغییر یافته یا رها کردن صریح. پادزهر به‌طور اداری ساده است: فرضیه و معیارها را قبل از شروع مرحله اجرا، به‌صورت مکتوب و تاریخ‌دار بنویسید.

PDCA از کجا آمده است؟

از کنترل کیفیت آماری. والتر شهوارت در آزمایشگاه‌های بل در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ چرخه اساسی را به عنوان بخشی از کار خود در کنترل فرآیند توسعه داد؛ و. ادواردز دمنگ آن را تصحیح و آموزش داد - همیشه به شهوارت اعتبار می‌داد - و سخنرانی‌های او در ژاپن پس از جنگ، پذیرش آن را در صنعت ژاپن آغاز کرد، جایی که این چرخه به مرکزی برای کایزن و آنچه که جهان بعداً به عنوان تولید ناب مطالعه کرد، تبدیل شد. نام «چرخه دمنگ» از ژاپن آمده است؛ خود دمنگ آن را چرخه شهوارت نامید و به عنوان PDSA آموزش داد.

PDCA چگونه بر روی درخت استدلال کار می‌کند؟

هر چرخه به یک آزمایش مورد بحث تبدیل می‌شود. فرضیه ادعای اصلی است که تاریخ‌دار و قابل رد است و معیارهای موفقیت قبل از آزمایش به آن متصل می‌شود؛ تحلیل ریشه‌علت به عنوان مورد پشتیبان آن شکل می‌گیرد و تشخیص‌های جایگزین به عنوان استدلال‌های مخالف قبل از اینکه آزمایش بین آن‌ها قضاوت کند، متصل می‌شوند. نتایج مطالعه به عنوان شواهد ارائه می‌شوند — از جمله شگفتی‌ها که گره‌های قابل مشاهده خود را دارند و به جای دفن در ضمیمه، به وضوح نمایش داده می‌شوند — و تصمیم عمل با دلایل آن ثبت می‌شود. زیرا چرخه‌ها به هم مرتبط هستند، یک سال کار بهبود به عنوان یک زنجیره قابل حسابرسی از آزمایش‌ها خوانده می‌شود نه یک پوشه از خروجی‌های غیرمتصل.

چارچوب‌های مرتبط

چرخه‌هایی را اجرا کنید که آنچه را یاد گرفته‌اند به خاطر می‌سپارند

فرضیه‌ها به عنوان ادعاها، معیارهایی که قبل از محاکمه تعیین شده‌اند، شگفتی‌ها به عنوان شواهد درجه یک، و هر عمل ثبت شده با دلیل آن.

شروع رایگان — بدون کارت اعتباری

برای همیشه رایگان برای افراد