تأثیر و اقناع · بخش ۷ از ۷

اینجا اختراع نشده است: تعصب درون‌گروهی در ارزیابی ایده — و آزمایشی که آن را پیچیده می‌کند

Argumentree Team12 min
اینجا اختراع نشده است: تعصب درون‌گروهی در ارزیابی ایده — و آزمایشی که آن را پیچیده می‌کند

ایده‌های غیر اختراعی: تعصب درون‌گروهی در ارزیابی ایده‌ها و آزمایشی که آن را پیچیده می‌کند

طرفداری از گروه خودی، اصل وحدت سیالدینی است که به چگونگی ارزیابی پیشنهادات توسط سازمان‌ها اعمال می‌شود. تاجفل، بیلیگ، باندی و فلامنت در سال 1971 در نشریه اروپایی روانشناسی اجتماعی، الگوی گروه حداقلی را معرفی کردند و نشان دادند که دسته‌بندی دلخواه به تنهایی منجر به تخصیص پاداش به نفع گروه خودی می‌شود، به طوری که شرکت‌کنندگان به دنبال حداکثر تفاوت بین گروه‌ها حتی به قیمت از دست دادن سود مطلق گروه خودی هستند. این اثر واقعی اما متوسط است: متا-تحلیل بالیت، وو و دِ درو در نشریه روانشناسی در سال 2014 اندازه اثر کوچک تا متوسط d برابر با 0.32 را برای همکاری با اعضای گروه خودی نسبت به اعضای گروه بیرونی یافت، که در معضلات اجتماعی بزرگتر از بازی‌های دیکتاتوری بود و — به طور حیاتی برای درمان — ناشی از طرفداری از گروه خودی به جای تحقیر گروه بیرونی بود. در داخل شرکت‌ها، ریتزیگ و سورنسن در نشریه مدیریت استراتژیک در سال 2013 یافتند که ارزیابان ایده‌های ارائه شده توسط افرادی در بخش و تأسیسات خود را ترجیح می‌دهند، به ویژه زمانی که به زیرواحدهای کوچک یا با وضعیت بالا تعلق دارند، و شوایسفورث و همکاران در سال 2023 یافتند که ارزیابان ایده‌های مربوط به سطح سلسله‌مراتبی خود را بیش از حد ارزیابی می‌کنند. سندرم "اینجا اختراع نشده" نام مرسوم است که توسط کاتز و آلن در مدیریت تحقیق و توسعه در سال 1982 تعریف شده است به عنوان تمایل یک گروه پروژه با ترکیب ثابت به این باور که دارای انحصار دانش در زمینه خود است؛ مطالعه آن‌ها همبستگی داشت نه تجربی و نشان داد که عملکرد پروژه به حدود یک سال و نیم از مدت زمان گروه افزایش می‌یابد و به طور قابل توجهی در پنج سال کاهش می‌یابد، که به دلیل کاهش ارتباطات درون گروه و با منابع خارجی توضیح داده می‌شود. دو یافته داستان ساده را پیچیده می‌کند. منون و ففر در نشریه علم مدیریت در سال 2003 نشان دادند که مدیران اغلب دانش خارجی را به دلیل اینکه خارجی و نادر است ترجیح می‌دهند، در حالی که دانش داخلی بیشتر مورد بررسی قرار می‌گیرد و هزینه‌های وضعیت را زمانی که از رقیب داخلی آموخته می‌شود، به همراه دارد. و داهلندر، توماس، والین و آنگستروم در نشریه مدیریت استراتژیک در سال 2023 گزارش دادند که یک آزمایش میدانی که هویت پیشنهاددهنده را پنهان کرده بود، هیچ تعصبی علیه پیشنهاددهندگان از واحدها یا مکان‌های دیگر پیدا نکرد، که به صورت آنلاین تکرار شد، در حالی که شرکت‌کنندگان برآورد کردند که چنین تعصباتی چقدر بزرگ خواهد بود. درمان مبتنی بر شواهد، بازدسته‌بندی به یک گروه فرادست است، با پیروی از مدل هویت مشترک گروه خودی گارتنر و همکاران، و درک دیدگاه، که در 565 پروژه تحقیق و توسعه توسط هانن و همکاران در سیاست تحقیق در سال 2019 آزمایش شد. نتیجه عملی این است که راه حل برای تعصب گروه خودی، یک گروه بزرگتر است نه استناد به عینیت، و اینکه پنهان کردن ارائه‌ها ممکن است به تعصبی کمتر از آنچه مردم پیش‌بینی می‌کنند، بپردازد.

Share:
تأثیر و اقناع · بخش ۷ از ۷

چگونه تأثیرگذاری در یک گروه تصمیم‌گیرنده واقعاً کار می‌کند — هفت اصل چالدیینی، آزمایش‌های کلاسیکی که پشت آن‌ها هستند و مرزی که در آن اقناع صادقانه به فشار ساختگی تبدیل می‌شود.

  1. 1.Cialdini's 7 Principles of Influence — and What They Do to a Group Decision
  2. 2.Asch, Milgram and the Meeting: What the Conformity Experiments Actually Found
  3. 3.Escalation of Commitment: Why Teams Keep Funding the Failing Project
  4. 4.Pre-Suasion: Whoever Sets the Agenda Has Already Decided
  5. 5.Influence or Manufactured Pressure? The Line Cialdini Draws, and What It Costs to Cross
  6. 6.A Twenty-Dollar Lunch: Reciprocity in Vendor Selection — and Why Disclosure Doesn't Fix It
  7. 7.Not Invented Here: In-Group Bias in Idea Evaluation — and the Experiment That Complicates ItYou are here

ایجاد یک سمت تقریباً به هیچ چیزی نیاز ندارد.

در سال 1971، هنری تاجفل و همکارانش آزمایشی را منتشر کردند که زمینه را تعریف کرد. آنها افراد را بر اساس ضعیف‌ترین مبنا ممکن - یک کار تخمینی، یک ترجیح بین دو نقاش - به گروه‌ها تقسیم کردند و سپس از آنها خواستند جوایزی را تخصیص دهند. بین گروه‌ها هیچ تاریخچه‌ای وجود نداشت، هیچ رقابتی، هیچ تماسی و هیچ چیزی فراتر از تخصیص خود در خطر نبود. نتیجه، به گفته خود نویسندگان:

موضوعات در توزیع پاداش‌ها و مجازات‌های واقعی به نفع گروه خود عمل کردند در وضعیتی که تنها متغیر طبقه‌بندی نسبتاً بی‌اهمیت، بین گروه درون‌گروهی و گروه برون‌گروهی تمایز قائل می‌شد.
— تاجفل، بیلیگ، باندی و فلامنت، مجله اروپایی روانشناسی اجتماعی (1971)

یافتۀ دوم عجیب‌تر و مفیدتر است. وقتی بین حداکثر کردن پاداش مطلق گروه خود و حداکثر کردن فاصله بین گروه‌ها انتخابی وجود داشت، شرکت‌کنندگان به سمت فاصله رفتند — با قربانی کردن مزیت عینی برای پیشی گرفتن. این همان چیزی است که "ما" به یک تصمیم می‌دهد حتی زمانی که "ما" ده دقیقه پیش توسط یک محقق با یک کلیپ‌برد اختراع شده باشد. حالا در نظر بگیرید که گروه‌های سازمان شما نام‌ها، بودجه‌ها، تاریخ‌ها و رقابت‌هایی دارند.

واقعاً چقدر بزرگ است؟

این جایی است که یک پست خوب باید کند شود، زیرا عدد واقعی کوچکتر از آن چیزی است که داستان‌ها نشان می‌دهند — و شکل آن بیشتر از اندازه‌اش اهمیت دارد. بالیت، وو و دِ درو در سال ۲۰۱۴ به تحلیل متا گرایش به نفع گروه در همکاری برای بولتن روانشناسی پرداختند:

خلاصه‌سازی شواهد در مطالعات مختلف نشان می‌دهد که اندازه اثر کوچک تا متوسطی وجود دارد که نشان می‌دهد افراد در مقایسه با اعضای گروه بیرونی، با اعضای گروه درونی بیشتر همکاری می‌کنند (d = 0.32).

ما از فرضیه‌ای حمایت می‌کنیم که تبعیض بین‌گروهی در همکاری نتیجه‌ی طرفداری از گروه درونی به جای تحقیر گروه بیرونی است.
— بالیت، وو و دی درو، بولتن روان‌شناسی (2014)

آن جمله دوم را به عنوان یک دستور طراحی بخوانید. اگر مکانیزم خصومت نسبت به بیگانگان بود، باید دشمنی را کاهش می‌دادید — به آرامی، فرهنگی، سخت. زیرا این گرمی نسبت به داخلی‌ها است، اهرم کاملاً متفاوت است: تغییر دهید که چه کسی به عنوان یک داخلی محسوب می‌شود و همان مکانیزم شروع به کار کردن به نفع شما می‌کند. به این موضوع دوباره برمی‌گردیم.

درون شرکت‌های واقعی، الگو در خط لوله ظاهر می‌شود.

گروه‌های آزمایشگاهی یک چیز هستند؛ فرآیندهای انتخاب ایده با بودجه‌های مرتبط چیز دیگری است. ریتزیگ و سورنسون در سال ۲۰۱۳ به مطالعه فرایند شکل‌گیری استراتژی از پایین به بالا برای مجله مدیریت استراتژیک پرداختند و تعصبی را که در پرهزینه‌ترین نقطه — در دروازه — وجود دارد، یافتند:

ارزیاب‌ها به نفع ایده‌های ارائه شده توسط افرادی که در همان بخش و تأسیسات کار می‌کنند، به ویژه زمانی که به زیرواحدهای کوچک یا با وضعیت بالا تعلق دارند، تعصب دارند.
— ریتزیگ و سورنسن، مجله مدیریت استراتژیک (۲۰۱۳)

یک دهه بعد، شویسفورت و همکارانش یک محور دوم در یک برنامه تأمین مالی جمعی داخلی در یک تولیدکننده بزرگ صنعتی پیدا کردند: ارزیاب‌ها ایده‌های افرادی را که در سطح سلسله‌مراتبی خودشان هستند، بیش از حد ارزیابی می‌کنند. و این سندرم نامی شناخته‌شده دارد که از مدت‌ها قبل از هر دو مطالعه وجود داشته است. کاتز و آلن در سال 1982 در مدیریت تحقیق و توسعه اینجا اختراع نشده را به عنوان تمایل یک گروه پروژه با ترکیب ثابت برای باور به انحصار دانش در زمینه خود تعریف کردند، که منجر به رد ایده‌های خارجی به ضرر عملکرد آن می‌شود.

آنچه کاتز و آلن در واقع نشان دادند

مقاله آن‌ها به طور معمول به عنوان مدرکی برای رد ایده‌های خارجی توسط تیم‌ها بیش از حد ادعا می‌شود. این یک مطالعه همبستگی از 50 گروه پروژه تحقیق و توسعه است و یافته واقعی آن یک منحنی است: عملکرد تا حدود یک سال و نیم از مدت زمان حضور گروه افزایش یافت، به ثبات رسید و به طور قابل توجهی در پنج سال کاهش یافت — که به دلیل کاهش ارتباطات هم درون گروه و هم با منابع خارجی توضیح داده می‌شود. خط انحصار دانش چارچوب مقاله است، نه شواهد آن. (این اصطلاح خود پیش از آن‌ها وجود داشته است؛ در یک پایان‌نامه کارشناسی ارشد MIT در سال 1967 ظاهر شده است.)

حالا دو یافته وجود دارد که باید شما را از خرید نسخه ساده بازدارد.

اگر این پست در اینجا به پایان می‌رسید، مرتب و کمی نادرست بود. دو نتیجه بررسی شده توسط همتا با داستان مورد انتظار در تضاد است و جدی گرفتن آن‌ها تغییر می‌دهد که شما واقعاً باید چه کاری انجام دهید.

آن آخرین یافته‌ای است که ارزش نشستن با آن را دارد، زیرا مستقیماً به مداخله‌ای می‌رسد که اکثر شرکت‌ها ابتدا به آن روی می‌آورند. اگر مردم با اطمینان پیش‌بینی کنند که یک سوگیری وجود دارد که یک آزمایش کنترل‌شده آن را پیدا نمی‌کند، آنگاه پنهان‌سازی ارسال‌ها ممکن است در حال حل یک مشکل کوچکتر از آنچه که همه به آن باور دارند باشد — در حالی که زمینه‌ای را که یک ایده را قابل قضاوت می‌کند از شما می‌گیرد. این همچنین با الگوی این کل خوشه همخوانی دارد: مکانیزم‌ها واقعی هستند، اندازه‌های اثر محبوب بزرگ‌نمایی شده‌اند و راه‌حل باید بر اساس شواهد انتخاب شود نه بر اساس شهود درباره اینکه کدام سوگیری بیشتر محتمل به نظر می‌رسد.

  • گاهی اوقات تعصب به سمت دیگر می‌رود. منون و پفر، در علم مدیریت (2003)، دریافتند که مدیران معمولاً دانش خارجی را بیشتر از دانش داخلی مشابه ارزشمند می‌دانند — بخشی به این دلیل که یادگیری از یک رقیب داخلی هزینه‌ای از نظر وضعیت دارد و بخشی دیگر به این دلیل که دانش داخلی فراوان است و بنابراین بیشتر مورد بررسی قرار می‌گیرد. مشاوری که به شما می‌گوید تیم خودتان در سه ماه گذشته چه گفته است، یک پدیده مستند است، نه یک شوخی.
  • و یک آزمایش میدانی هیچ گونه تعصبی را پیدا نکرد. داهلندر، توماس، والین و آنگستروم (SMJ، 2023) هویت پیشنهاددهنده را در یک محیط واقعی ارزیابی ایده پنهان کردند و هیچ تعصبی علیه پیشنهاددهندگان از واحدها یا مکان‌های دیگر پیدا نکردند — نتیجه‌ای که آن‌ها به صورت آنلاین تکرار کردند. در همین حال، شرکت‌کنندگان بیش از حد تخمین زدند که چنین تعصباتی چقدر بزرگ خواهد بود.

تکنیک: بزرگ‌تر کردن گروه داخلی

زیرا اثر، جانب‌داری به جای دشمنی است، درمان مبتنی بر شواهد، بی‌طرفی نیست. این دسته‌بندی مجدد است — مدل هویت گروه مشترک گرتنر و همکاران، که در آن ادغام دو گروه به یک "ما" برتر، تعصب را عمدتاً با بالا بردن جایگاه افراد سابقاً بیگانه کاهش می‌دهد. این اصل وحدت چالدینی است که به طور عمدی به کار گرفته می‌شود نه به طور تصادفی.

  • نام گروه فوق‌العاده را قبل از ارزیابی، نه در یک دسته ارزش‌ها، ذکر کنید. "ما افرادی هستیم که مسئول این تصمیم هستیم" بهتر از "پلتفرم در مقابل محصول" است — و این فقط یک جمله در ابتدای جلسه هزینه دارد.
  • از دیدگاه‌گیری به عنوان اقدام ضد تعصب استفاده کنید. هانن و همکارانش تدابیر مقابله‌ای را در 565 پروژه تحقیق و توسعه (سیاست تحقیق، 2019) آزمایش کردند و دریافتند که دیدگاه‌گیری یک مسیر غیرمستقیم مؤثر برای محدود کردن NIH است — از ارزیابان خواسته می‌شود که قبل از نمره‌دهی، از تیم پیشنهاددهنده دفاع کنند.
  • ترکیب پنل ارزیابی در واحدها و سطوح مختلف. هر دو تعصب‌های مستند درون‌سازمانی — هم‌تقسیم و هم‌سطح‌سازمانی — مشکلات ترکیب پنل هستند قبل از اینکه مشکلات نگرشی باشند.
  • امتیاز بر اساس معیارهای نوشته شده از قبل. همان حرکتی که تنظیم دستور کار و مبادله را شکست می‌دهد: اگر معیارها قبل از شناخته شدن منبع وجود داشته باشند، منبع فضای کمتری برای انجام کارهای پنهانی دارد.
  • ثبت کنید که هر ایده از کجا آمده و نرخ‌های پذیرش را بعداً بررسی کنید. فرض نکنید که سوگیری در کدام سمت است — آن را در سابقه تصمیم‌گیری خود اندازه‌گیری کنید. با توجه به منون و پفر، ممکن است متوجه شوید که به جای افراد خارجی، افراد خود را کمتر از آنچه که هستند ارزیابی می‌کنید.

یک ما بزرگتر

وسوسه‌ای که با تعصب درون‌گروهی همراه است این است که آن را به عنوان یک نقص شخصیتی در نظر بگیریم که باید از افراد دور شود — از ارزیاب‌ها بخواهیم که در مورد منبع یک ایده بی‌طرف باشند. پسران تاجفل بی‌طرف بودند. آن‌ها فقط می‌خواستند که طرف خودشان جلوتر باشد و طرف آن‌ها فقط ده دقیقه وجود داشت.

به همین دلیل، این یافته که اثر طرفداری، نه دشمنی است، مفیدترین جمله در این ادبیات است. شما با دشمنی نمی‌جنگید. شما با یک مکانیزم کار می‌کنید که به محض اینکه مرز جابجا شود، خوشحالانه طرف را عوض می‌کند — پس مرز را جابجا کنید و بگذارید وحدت کار خود را انجام دهد.

منابع و مطالعه بیشتر

هر منبع نام‌برده شده در این پست، با لینکی که در صورت وجود ارائه شده است. چندین جزئیات که به طور گسترده تکرار شده‌اند به عمد حذف شده‌اند زیرا نتوانستند به متن اصلی پیوند داده شوند — از جمله توصیف نمونه‌ای که به طور معمول در مطالعه اصلی تاجفل ذکر شده و یک رقم شیوع که به طور مکرر برای NIH نقل قول شده است.

سوالات متداول

سندرم "اینجا اختراع نشده است" چیست؟

کاتز و آلن در سال 1982 در مدیریت تحقیق و توسعه آن را به عنوان تمایل یک گروه پروژه با ترکیب پایدار به این باور تعریف کردند که دارای انحصار دانش در زمینه خود است، که منجر به رد ایده‌ها از افراد خارج از گروه و احتمالاً آسیب به عملکرد آن می‌شود. شواهد آن‌ها همبستگی بود: عملکرد در 50 گروه تحقیق و توسعه به طور تقریبی به 1.5 سال از مدت زمان حضور گروه افزایش یافت و به وضوح در پنج سال کاهش یافت، که با کاهش ارتباطات درون گروه و با منابع خارجی توضیح داده شد.

تعصب درون‌گروهی در عمل چقدر قوی است؟

متوسط. متاآنالیز بالیت، وو و دِ درو در سال ۲۰۱۴ در نشریه روانشناسی، اثر کوچک تا متوسطی (d = 0.32) برای همکاری با اعضای درون‌گروه نسبت به اعضای برون‌گروه پیدا کرد که در معضلات اجتماعی بزرگ‌تر از بازی‌های دیکتاتوری بود. مهم‌ترین جزئیات، مکانیزم است: این اثر ناشی از جانب‌داری نسبت به افراد داخلی به جای خصومت نسبت به افراد خارجی است که نحوه‌ی مؤثر بودن یک درمان را تغییر می‌دهد.

آیا این واقعاً درون شرکت‌ها اتفاق می‌افتد؟

بله، در دروازه ارزیابی. ریتزیگ و سورنسون در سال ۲۰۱۳ دریافتند که ارزیابان ایده‌های مربوط به بخش و تأسیسات خود را ترجیح می‌دهند، به‌ویژه زمانی که در زیرواحدهای کوچک یا با وضعیت بالا نشسته‌اند. شویزفورث و همکارانش در سال ۲۰۲۳ دریافتند که ارزیابان همچنین ایده‌های افرادی را که در سطح سلسله‌مراتبی خودشان هستند، بیش از حد ارزش‌گذاری می‌کنند. هر دو مشکل ترکیب پنل به اندازه مشکلات نگرشی هستند.

آیا ممکن است که به ایده‌های خارجی تمایل داشته باشیم؟

بله، و این موضوع به خوبی مستند شده است. منون و پفر در سال ۲۰۰۳ در مجله علم مدیریت نشان دادند که مدیران اغلب دانش خارجی را بیشتر از دانش داخلی مشابه ارزشمند می‌دانند، بخشی به این دلیل که یادگیری از رقیب داخلی هزینه‌ای از نظر وضعیت دارد و بخشی دیگر به این دلیل که دانش داخلی فراوان است و بیشتر مورد بررسی قرار می‌گیرد. فرض نکنید که سوگیری در سازمان خودتان به چه سمتی است — آن را اندازه‌گیری کنید.

آیا پنهان کردن هویت پیشنهاددهنده این مشکل را حل می‌کند؟

کمتر از آنچه بیشتر مردم انتظار دارند. داهلندر و همکارانش یک آزمایش میدانی انجام دادند که هویت پیشنهاددهنده را پنهان کرد و هیچ تعصبی علیه پیشنهاددهندگان از واحدها یا مکان‌های دیگر پیدا نکردند، که در یک مطالعه آنلاین نیز تکرار شد — در حالی که شرکت‌کنندگان برآورد کردند که چنین تعصباتی چقدر بزرگ خواهد بود. پنهان‌سازی همچنین زمینه‌ای را که می‌تواند یک ایده را قابل قضاوت کند، حذف می‌کند، بنابراین ارزش آزمایش دارد به جای اینکه فرض کنیم.

چه چیزی در برابر تعصب درون‌گروهی عمل می‌کند؟

گسترش گروه درون به جای استناد به عینیت. مدل هویت گروه مشترک گارتنر و همکاران نشان می‌دهد که بازتعریف دو گروه به یک گروه فرادست، تعصب را عمدتاً با افزایش اعتبار اعضای سابق گروه بیرون کاهش می‌دهد. هانن و همکاران، در آزمایشی بر روی ۵۶۵ پروژه تحقیق و توسعه، دریافتند که درک دیدگاه دیگران یک اقدام غیرمستقیم مؤثر است — به این صورت که ارزیابان قبل از نمره‌دهی، استدلال‌های تیم پیشنهاددهنده را مطرح می‌کنند.

این چگونه با اصل وحدت چالدینی مرتبط است؟

این همان مکانیزمی است که از دیدگاه ارزیاب مشاهده می‌شود. اتحاد تأثیری است که از هویت مشترک ناشی می‌شود — به عنوان یکی از ما شمرده شدن به جای صرفاً مورد پسند بودن. ترجیح گروهی به این شکل است که وقتی فرد تصمیم‌گیرنده با فرد پیشنهاد دهنده هویتی مشترک دارد، به نظر می‌رسد. همچنین به همین دلیل است که درمان، اتحاد است که به طور عمدی استفاده می‌شود: مرز ما را جابجا کنید و مکانیزم شروع به کار در جهت تصمیم می‌کند.

ایده را قضاوت کن، هر که آن را فرستاده باشد

معیارهایی که قبل از شناخته شدن منبع نوشته شده‌اند، پنل‌هایی که در واحدها و سطوح مختلف ترکیب شده‌اند و رکوردی که به شما اجازه می‌دهد نرخ‌های پذیرش را بر اساس منبع بعداً بررسی کنید.

شروع رایگان — بدون کارت اعتباری

برای همیشه رایگان برای افراد

مقالات مرتبط