سه خط روی یک کارت و دلیلی که جلسه شما خیلی سریع توافق میکند
تنظیم تقریباً به طرز توهینآمیزی ساده بود. یک کارت با یک خط مرجع، یک کارت دوم با سه خط مقایسه، و سوالی که یک کودک میتوانست به آن پاسخ دهد: کدام یک مطابقت دارد؟ در شرایط کنترل، مردم بیش از 99 درصد مواقع درست پاسخ دادند. سپس سالومون آیش یک شرکتکننده واقعی را در میان همدستانی نشاند که دستور داشتند به نوبت همان پاسخ نادرست را بهصورت بلند اعلام کنند، قبل از اینکه موضوع واقعی مجبور به صحبت شود.
آشچ در سال 1956 حساب نهایی را در مونوگرافهای روانشناختی منتشر کرد که بر اساس 123 موضوع بحرانی بود. خلاصه خود او:
عملکرد اکثریت یکسوم از برآوردهای گزارششده را تحریف کرد، در تضاد با خطاهای کمتر از ۱ درصد در شرایط کنترل شده.با اندازه آن بنشینید. این وظیفه یک پاسخ عینی صحیح داشت که بر روی میز قابل مشاهده بود و فشار اجتماعی همگانی بیش از یکسوم از پاسخها را تحت تأثیر قرار داد. حالا در نظر بگیرید که آخرین جلسه استراتژی شما هیچ پاسخ عینی صحیحی که بر روی میز قابل مشاهده باشد نداشت و افرادی که قبل از شما صحبت میکردند نه غریبهها بلکه همکاران و رئیس شما بودند.
— سلیمان ای. آشت، مطالعات استقلال و همسویی: I (۱۹۵۶)، ص. ۱۰
اما نسخه کتاب درسی، آشت را به اشتباه بیان میکند.
اینجا جایی است که بیشتر بازگوییها اشتباه میکنند و جایی که یافتهها بیشتر مفید میشوند نه کمتر. آشت خود بر مقاومت تأکید کرد. به طور تقریبی ۲۴ درصد از شرکتکنندگان هرگز یک بار هم conform نشدند و حدود دو سوم از تمام قضاوتها مستقل بودند. در طرف دیگر، ۲۷ درصد در هشت تا دوازده از دوازده آزمایش بحرانی conform کردند. همانطور که او بیان کرد:
یک چهارم از گروههای آزمایشی (۲۴ درصد) برآوردهای بدون خطا ارائه دادند، در حالی که تعداد تقریبا برابری (۲۷ درصد) برآوردهای تعیینشده توسط اکثریت را از هشت تا دوازده بار ارائه کردند.
— آشت (۱۹۵۶)، ص. ۱۱
دو اصلاح دیگر که ارزش ذکر دارند. اول، رقم 32 درصد که احتمالاً شما دیدهاید، عددی نیست که آشت منتشر کرده است — رقم خود او، در هر دو مقاله Scientific American در سال 1955 و مونوگراف 1956، 36.8 درصد است. دوم، نمونه شامل 123 دانشجوی مرد سفیدپوست آمریکایی در اوایل دهه 1950 بود، که دقیقاً همان هشدار تحلیل متا باند و اسمیت در سال 1996 در Psychological Bulletin بود که در 133 مطالعه از 17 کشور آزمایش شد:
باند و اسمیت اثر آشت را قوی یافتند — اما در فرهنگهای جمعگرا بیشتر از فرهنگهای فردگرا و در نمونههای آمریکایی از دهه ۱۹۵۰ در حال کاهش است. این جمله در این ادبیات قابل اقدامترین جمله است: اگر همراستایی با زمینه حرکت میکند، پس زمینه چیزی است که میتوانید طراحی کنید. یک جلسه یک زمینه است.
میلگرام، و عددی که واقعاً یک شرط از بیست و سه است
مطالعه اطاعت استنلی میلمگر پایه دیگر است و عنوان آن حتی بیشتر مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. گزارش اول او، در مجله روانشناسی غیرعادی و اجتماعی در سال 1963، در مورد آنچه با 40 مرد از نیو هاون اتفاق افتاد، بدون ابهام بود:
از ۴۰ موضوع، ۲۶ نفر به دستورات آزمایشگر تا پایان اطاعت کردند و به تنبیه قربانی ادامه دادند تا به قویترین شوک موجود در دستگاه شوک رسیدند.
— استنلی میلگرام، مطالعه رفتاری اطاعت (۱۹۶۳)، ص. ۳۷۶
شصت و پنج درصد. مشکل این است که میلگرام ۲۳ شرایط را اجرا کرد، نه یک، و این رقم معروف از یک نمونه کوچک به دست آمده است. زمانی که هاسلام، لاگنان و پری ۲۱ شرایط قابل مقایسه را در PLOS ONE در سال ۲۰۱۴ جمعآوری کردند، نرخ اطاعت در میان ۷۴۰ شرکتکننده ۴۳.۶ درصد بود، با شرایط فردی که از ۲.۵ درصد تا ۹۲.۵ درصد متغیر بود. "شصت و پنج درصد از مردم اطاعت میکنند" یک واقعیت درباره مردم نیست. این یک واقعیت درباره یک اتاق، یک سناریو و چهل مرد است.
- ✗تکرار باریکتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. تکرار جزئی جری برگر در سال 2009 (روانشناس آمریکایی) نشان داد که 70 درصد افراد تا 150 ولت ادامه دادند، که نزدیک به شرایط مشابه میلگرام است — اما برگر همه را به دلایل اخلاقی در 150 ولت متوقف کرد و به جلو استنباط کرد، و غربالگری او 38.2 درصد از داوطلبان مرحله دوم را حذف کرد.
- ✗آلودگی باور آسیبزننده است. پری، برانیگان، وانر و استام، با استناد به تحلیل منتشرنشده میلگرام (فصلنامه روانشناسی اجتماعی، 2020)، دریافتند که کمتر از نیمی از شرکتکنندگان هیچ شکی در واقعی بودن شوکها نداشتند — و اینکه شک و تردید اطاعت را افزایش داد، در حالی که باور به واقعی بودن درد، نافرمانی را افزایش داد.
- ✗سناریو منحرف شد. تحلیل بلاغی استیون گیبسون (مجله بریتانیایی روانشناسی اجتماعی، 2013) مستند میکند که آزمایشگر از تحریکات استاندارد شده خارج شد — چهارمین و قویترین تحریک تنها از 2 نفر از 23 شرکتکنندهای که بر روی آنها استفاده شد، شوکهای بیشتری تولید کرد.
پس چه چیزی باقی میماند — و چرا این موضوع در محل کار بیشتر از آزمایشگاه اهمیت دارد
هر دو مطالعه را به آنچه شواهد واقعاً پشتیبانی میکنند کاهش دهید و با چیزی باریکتر اما واقعاً باربر مواجه میشوید: اجماع قضاوت را تحت تأثیر قرار میدهد حتی زمانی که پاسخ قابل بررسی است، و دستور از یک مقام درک شده رفتار را بیشتر از آنچه مردم پیشبینی میکنند تحت تأثیر قرار میدهد. هر دو اثر با شرایط به شدت متفاوت است. هیچکدام سرنوشت نیستند.
شواهد سازمانی یک ژانر متفاوت است و از جهاتی نگرانکنندهتر است. در سال ۱۹۶۶، چارلز هافلینگ و همکارانش یک آزمایش میدانی در بیمارستانهای واقعی انجام دادند: یک "پزشک" ناشناس به پرستاران زنگ زد و دوزی بهوضوح بیش از حد از یک داروی خیالی را تجویز کرد و چندین قانون موجود را بهطور همزمان نقض کرد. تقریباً تمام پرستاران در بخش آماده بودند که مطیع باشند — در حالی که پرستارانی که در مورد همان سناریو بهصورت کتبی پرسش شدند، بهطور قاطع گفتند که رد خواهند کرد. آنچه مردم درباره اطاعت خود پیشبینی میکنند، همان چیزی نیست که انجام میدهند. (یک تکرار در سال ۱۹۷۷ توسط رنک و جیکوبسون، که در آن پرستاران دارو را میشناختند و میتوانستند با همکاران مشورت کنند، نشان داد که مطیع بودن به شدت کاهش یافت — که خود درس طراحی است.)
و سپس جلسهای وجود دارد که همه در این حوزه در نهایت به آن میرسند، زیرا این جلسه مستند است نه داستانی. در ۲۷ ژانویه ۱۹۸۶، مهندسان تیوکول پیشنهاد کردند که پرتاب چلنجر در دمای زیر ۵۳ درجه فارنهایت انجام نشود. پس از یک جلسه غیررسمی، مدیریت با پاسخ متفاوتی بازگشت. کمیسیون راجرز به وضوح آن را ثبت کرد: مدیریت تیوکول موضع خود را تغییر داد و به درخواست مارشال و برخلاف نظرات مهندسانش، پرتاب ۵۱-ال را توصیه کرد. شهادت راجر بواژولی لحظهای را که اوضاع تغییر کرد حفظ کرد - یک مدیر ارشد از همکارش خواست که کلاه مهندسی خود را بردارد و کلاه مدیریتی خود را بگذارد.
تکنیک: شرایط را طراحی کنید، نه شخصیت را
تنها جزئی که در کار آشت بیشترین فایده را دارد و مردم به ندرت به آن اشاره میکنند، این است که اثر زمانی از بین میرود که شرکتکننده یک همپیمان داشته باشد. نه اکثریت — یک. این یک پارامتر طراحی است و هر مورد زیر راهی برای تولید آن است.
- ✓قبل از اینکه کسی صحبت کند، موقعیتها را جمعآوری کنید. فشار آشت به یک مخاطب و ترتیب صحبت کردن نیاز دارد. ورودی مستقل و مکتوب هر دو را حذف میکند — این همان حرکتی است که شواهد اجتماعی و اقتدار را در یک مرحله خنثی میکند.
- ✓همیشه فرد ارشد را آخر بفرستید. نه به عنوان ادب — بلکه به عنوان روش. بیان اقتدار در ابتدا اطلاعاتی اضافه نمیکند؛ بلکه آن را حذف میکند.
- ✓اختصاص دادن به مخالفت تا هیچکس مجبور به داوطلب شدن نباشد. یک نقش چرخشی به این معنی است که معترض تنها در حال انجام یک مأموریت است و نه اینکه در معرض خطر شهرت قرار گیرد، که این همان همپیمان ساختگی است که تغییرات آشت آن را بسیار قدرتمند یافته است.
- ✓ثبت کنید که چه کسی مخالف بود و چرا. یک سند تصمیمگیری که موضع اقلیت را حفظ میکند، مخالفت را به یک دارایی تبدیل میکند — و برعکس کردن نظر مهندسان را در یک اتاق بسیار سختتر میکند.
- ✓استدلال را ارزیابی کنید، نه استدلالکننده را. زمانی که ادعاها بر اساس شواهدشان در درخت امتیازدهی میشوند، توافق با رئیس و توافق با پرونده به وضوح اعمال متفاوتی میشوند.
یک همپیمان کافی بود
خوانش وسوسهانگیز آشت و میلگرام تیره و تار است: مردم تسلیم میشوند، مردم اطاعت میکنند، مقاومت نادر است. شواهد این را تأیید نمیکند و اعداد اصلاحشده خبرهای خوبی هستند. یک چهارم از شرکتکنندگان آشت هرگز جابهجا نشدند. اطاعت در شرایط میلگرام کمتر از نیمی بود و بسته به چگونگی چیدمان اتاق، از تقریباً هیچکس تا تقریباً همه متغیر بود.
که به این معنی است که سوال مفید هرگز این نبود که آیا همکارانتان شخصیت مخالفت را دارند یا نه. بلکه این است که آیا جلسه شما به گونهای ترتیب داده شده است که آنها نیاز به قهرمان بودن داشته باشند تا این کار را انجام دهند — زیرا تنها مداخلهای که به طور قابل اعتمادی در آزمایشگاه آشت کارساز بود، شجاعت نبود. بلکه همراهی بود.
منابع و مطالعه بیشتر
هر منبع نامبرده شده در این پست، با لینکی که در صورت وجود ارائه شده است. در مواردی که یک عدد مورد مناقشه است، متن به این موضوع اشاره میکند به جای اینکه نسخهای چشمگیر را انتخاب کند.
- •آش، س. ای. (۱۹۵۶). مطالعات استقلال و همسویی: I. اقلیت یک نفره در برابر اکثریت همنظر. مونوگرافهای روانشناختی، ۷۰(۹)، شماره کامل ۴۱۶. — ۱۲۳ موضوع بحرانی؛ ۳۶.۸٪ از برآوردها تحریف شده؛ ۲۴٪ هرگز همسویی نداشتند.
- •آش، س. ای. (۱۹۵۵). نظرات و فشار اجتماعی. ساینتیفیک امریکن، ۱۹۳(۵)، ۳۱–۳۵. — گزارش قابل دسترس و منبع رقم ۳۶.۸٪ به زبان خود آش.
- •باند، ر. و اسمیت، پ. ب. (۱۹۹۶). فرهنگ و همسویی: یک فراتحلیل از مطالعاتی که از وظیفه قضاوت خط آشت استفاده کردهاند. بولتن روانشناسی، ۱۱۹(۱)، ۱۱۱–۱۳۷. — ۱۳۳ مطالعه، ۱۷ کشور؛ همسویی بیشتر در فرهنگهای جمعگرا؛ کاهش در ایالات متحده از دهه ۱۹۵۰.
- •میلگرام، اس. (1963). مطالعه رفتاری اطاعت. نشریه روانشناسی غیرعادی و اجتماعی، 67(4)، 371–378. — 26 از 40 به حداکثر سوئیچ.
- •هسلام، ن.، لاگنان، س.، و پری، گ. (۲۰۱۴). متا-میلگرام: یک ترکیب تجربی از آزمایشهای اطاعت. PLOS ONE، ۹(۴)، e93927. — ۴۳.۶٪ در میان ۷۴۰ شرکتکننده در ۲۱ شرایط قابل مقایسه.
- •برگر، ج. م. (2009). تکرار میلگرام: آیا مردم هنوز امروز اطاعت میکنند؟ روانشناس آمریکایی، 64(1)، 1–11. — تکرار جزئی 150 ولت و پروتکل غربالگری آن.
- •پری، جی.، برانیگان، آ.، وانر، آر. آ.، و استام، اچ. (۲۰۲۰). اعتبار و عدم اعتبار در آزمایشهای اطاعت میلگرام. فصلنامه روانشناسی اجتماعی، ۸۳(۱)، ۸۸–۱۰۶. — آلودگی باور: بدبینی اطاعت را افزایش میدهد.
- •گیبسن، اس. (۲۰۱۳). آزمایشهای اطاعت میلگرام: یک تحلیل بلاغی. نشریه بریتانیایی روانشناسی اجتماعی، ۵۲(۲)، ۲۹۰–۳۰۹. — انحرافات مجری آزمایش از متن استاندارد.
- •هوفلینگ، سی. کی. و همکاران. (۱۹۶۶). یک مطالعه تجربی در روابط پرستار-پزشک. مجله بیماریهای عصبی و روانی، ۱۴۳(۲)، ۱۷۱–۱۸۰. — تمکین به اقتدار در یک بیمارستان واقعی؛ همچنین به رنک و جیکوبسون (۱۹۷۷) مراجعه کنید، تکرار ناموفق تحت شرایط بهتر.
- •کمیسیون ریاستجمهوری درباره حادثه شاتل فضایی چلنجر (۱۹۸۶). گزارش، جلد ۱، فصل V. — معکوس مستند توصیه عدم پرتاب مهندسان.

