۲,۵۰۰ سال پیش، ارسطو فهمید چگونه در بحثها پیروز شود | Argumentree
حدود ۲۳۰۰ سال پیش در آتن، ارسطو مکانیزمهای قانع کردن مردم را بررسی کرد و آنها را در کتاب بلاغت بهقدری مؤثر توصیف کرد که این چارچوب هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرد. اقدام رادیکال او این بود که قانع کردن را بهعنوان یک هنر در نظر بگیرد نه یک هدیه. پیش از او، قانعکننده بودن مانند بلند بودن تلقی میشد — چیزی که یک فرد یا دارد یا ندارد. ارسطو تأکید کرد که قانع کردن ساختار، اجزا و قواعدی دارد، مانند نجاری یا پزشکی، و بنابراین میتوان آن را مطالعه، آموزش و عمداً تمرین کرد. این بازتعریف، نیاکان هر کلاس مناظره، آموزش فروش و دوره نویسندگی است و این فرضیه است که چیزهایی که بهعنوان ذاتی تلقی میشوند، مانند تصمیمگیری، استدلال و قانع کردن، مهارتهای قابل یادگیری هستند. محتوای آن سه استدلال است: اتوس یا اعتبار، پاتوس یا احساس و لوگوس یا منطق، سه اهرم که هر مخاطبی را تحت تأثیر قرار میدهد. او بیشتر از اینها را نیز مشاهده کرد. او معتقد بود که باید بتوانید استدلالی علیه موضع خود ارائه دهید، نه بهخاطر فریبکاری، بلکه به این دلیل که یک دیدگاه نمیتواند بهطور واقعی دفاع شود تا زمانی که مخالف آن درک شود، که نیاکان استدلال قوی است. او مشاهده کرد که قانع کردن شکلگرفته از مخاطب است، زیرا همان استدلال بهطور متفاوتی بر روی افراد مختلف تأثیر میگذارد، بنابراین شناخت مخاطب تفاوت بین درست بودن و شنیده شدن است. و او استدلالها را بهعنوان ساختاریافته در نظر گرفت نه بهصورت ناگهانی، و قانع کردن را به اجزای ساختاری تقسیم کرد، مدتها پیش از آنکه کسی درباره آناتومی استدلال صحبت کند.
2,500 Years Ago, Aristotle Figured Out How to Win Arguments
او قانع کردن را به عنوان یک سیستم به جای یک هدیه در نظر گرفت. ما هرگز بر روی هسته آن بهبود نیافتهایم.
ما در این سری درباره تصمیمات، اختلاف نظر و اقناع صحبت کردهایم گویی که اینها مشکلات مدرن هستند.
آنها نیستند. حدود ۲۳۰۰ سال پیش، در آتن، یک مرد نشسته و مکانیزمهای قانع شدن انسانها را بررسی کرده است — و آنها را به قدری خوب توصیف کرده که هنوز هم از چارچوب او استفاده میکنیم، عمدتاً بدون اینکه متوجه شویم.
نام او ارسطو بود. کتاب بلاغت بود. و این لحظهای بود که اقناع دیگر به عنوان یک استعداد مرموز تلقی نمیشد و به چیزی تبدیل شد که میتوانستید مطالعه، تدریس و تمرین کنید.
ایده رادیکال
قبل از ارسطو، متقاعدکننده بودن مانند بلند یا زیبا بودن تصور میشد — یک هدیه که یا داشتید یا نداشتید.
حرکت ارسطو این بود که بر این نکته تأکید کند که این یک هنر است. چیزی با ساختار، اجزا و قوانین، مانند نجاری یا پزشکی. چیزی که میتوانستی عمداً در آن مهارت پیدا کنی.
آن بازنگری، نیاکان هر کلاس بحث، آموزش فروش و دوره نویسندگی است که وجود دارد. همچنین پیشفرض خاموش این کل سری است: چیزهایی که ما به عنوان ذاتی در نظر میگیریم — تصمیمگیری، بحث کردن، متقاعد کردن — در واقع مهارتهای قابل یادگیری هستند. ارسطو اولین کسی بود که به این نتیجه رسید.
آنچه او در واقع پیدا کرد
ما به قلب آن زودتر در این سری رسیدیم: سه استدلال — اتوس (اعتبار)، پاتوس (احساس) و لوگوس (منطق) — سه اهرم که هر مخاطبی را حرکت میدهد. این چارچوب از ارسطو است و ۲۳۰۰ سال پیشرفت انسانی نتوانسته آن را جابجا کند.
اما او بیشتر از آن را دید:
- ✓هر دو طرف را مطرح کنید. ارسطو تأکید کرد که باید بتوانید از موضع مخالف خود دفاع کنید — نه به خاطر فریبکاری، بلکه به این دلیل که نمیتوانید واقعاً از یک دیدگاه دفاع کنید تا زمانی که مخالف آن را درک کنید. (نیاکان فنون استیلمنینگ.)
- ✓قانعسازی شکلگرفته از مخاطب است. همان استدلال بر روی افراد مختلف به شکل متفاوتی تأثیر میگذارد. شناختن مخاطب خود، دستکاری نیست؛ بلکه تفاوت بین درست بودن و شنیده شدن است.
- ✓استدلالها ساخته میشوند، نه اینکه به زبان بیفتند. او قانعسازی را به بخشهای ساختاری تقسیم کرد، مدتها قبل از اینکه کسی آن را "آناتومی" استدلال بنامد.
چرا هنوز برنده است
تکنولوژی تغییر میکند. سیمکشی انسانی تغییر نمیکند. ما توسط همان سه اهرم متقاعد میشویم که جمعیت آتنی را به حرکت درآورد، زیرا ما همان سختافزاری را داریم که آنها داشتند.
به همین دلیل است که ارسطو هنوز در همه جا حضور دارد — در دادگاهها، اتاقهای هیئت مدیره، تبلیغات انتخاباتی و پستهایی که امروز صبح در فید شما بیشترین اشتراک را داشتند. هر کسی که آن را نوشته بود از چارچوب او استفاده میکرد، چه نامش را شنیده باشد و چه نه.
یک نکته که معمولاً در روایتهای رایج نادیده گرفته میشود، ارزش افزودن دارد: ارسطو نه اولین و نه تنها متفکری بود که استدلال را نظاممند کرد. نظریه مناظره هندی، مناقشه موهستی چینی و بعداً دیالکتیک حقوقی اسلامیک هر کدام ماشینآلات خود را به طور عمده بهطور مستقل ساختهاند و هر یک بخشی از استدلال را که سنت یونانی رها کرده بود، ترسیم کردند.
درس زیر تاریخ
این موضوع فراتر از اطلاعات جالب اهمیت دارد.
اگر اقناع یک هنر با ساختار است — اگر حتی استدلال یک آناتومی دارد که میتوانید یاد بگیرید — پس چیزی که ما برای آن از استدلال استفاده میکنیم نیز همینطور است: خوب تصمیمگیری کردن، با هم.
این خط اصلی از یک طومار قرن چهارم پیش از میلاد تا یک تیم مدرن در یک جلسه است. بهترین استدلالها همیشه ساختار داشتهاند. بهترین تصمیمها همیشه از سنجش صادقانه آنها به دست آمدهاند. ارسطو فقط اولین راهنمای کاربر را نوشت — و ما از آن زمان به آرامی در حال یادگیری دوباره آن هستیم.
پس: مؤثرترین فردی که میشناسید کیست — و کدام یک از سه اهرم ارسطو، اعتبار، احساس یا منطق، سلاح مخفی اوست؟ تقریباً هرگز همان چیزی نیست که آنها فکر میکنند.
آناتومی، ۲۳۰۰ سال بعد
Argumentree کاری را انجام میدهد که بلاغت به آن اشاره کرده است: ساختار یک استدلال را به وضوح مشخص میکند تا بتوان آن را بر اساس شایستگیهایش قضاوت کرد نه بر اساس حجم آن.
آغاز آزمایش رایگان ۱۴ روزه →