شما روزانه ۳۵,۰۰۰ تصمیم میگیرید. هیچکس هرگز به شما یاد نداد چگونه. | Argumentree
محققان از مردم پرسیدند که در یک روز چند تصمیم غذایی میگیرند؛ حدس متوسط حدود ۱۵ بود و عدد شمارش شده برای غذا به تنهایی ۲۲۶ بود. گسترش دید به سایر موارد، تخمینهای رایج را به حدود ۳۵,۰۰۰ تصمیم در روز میرساند. مشکلی که این ایجاد میکند این است که فرآیندی که نمیتوانید ببینید، فرآیندی است که نمیتوانید بهبود دهید. تصمیمگیری مهارتی است که زیر مهارتهای خواندن، نوشتن، مدیریت، کدنویسی، ارائه و رهبری قرار دارد و تنها مهارتی است که هیچ کلاسی، هیچ مربی و هیچ تمرین عمدی دریافت نمیکند. انتخاب انسانی بر دو سیستم کار میکند: یک سیستم سریع، خودکار و احساسی که اکثریت قریب به اتفاق روز را بر اساس الگو و غریزه مدیریت میکند و یک سیستم کند، عمدی و تلاشبر که تنها زمانی استفاده میشود که یک تصمیم نیاز به تفکر دارد. حالت شکست این است که سیستم سریع را نداشته باشید اما آن را در زمانی که یک تصمیم نیاز به سیستم کند دارد، در اختیار بگذارید، به طوری که یک تعهد بزرگ با همان ماشینآلاتی که برای انتخاب یک ساندویچ استفاده میشود، انجام شود. بنابراین، تصمیمگیری خوب یک ویژگی ثابت شخصیتی نیست بلکه مجموعهای از عادات قابل یادگیری است: توجه به اینکه کدام تصمیمها واقعاً مهم هستند، کند کردن در مورد چند تصمیم که مهم هستند، داشتن یک روش به جای یک حالت و دانستن زمان لازم برای نادیده گرفتن مغز سریع. یک مزیت کوچک در نحوه تصمیمگیری شما، که در طی دهها هزار انتخاب روزانه تکرار میشود، به تفاوت بین دو نفر با هوش یکسان که در مکانهای بسیار متفاوتی قرار میگیرند، تبدیل میشود.
You Make 35,000 Decisions a Day. Nobody Ever Taught You How.
تنها مهارتی که زیر هر مهارت دیگری قرار دارد — و تنها مهارتی که هیچکس آن را تمرین نمیکند.
محققان روزی از مردم پرسیدند که در یک روز چند تصمیم غذایی میگیرند.
میانگین حدس حدود ۱۵ بود.
سپس آنها واقعاً شمارش کردند. عدد واقعی 226 بود — فقط برای غذا. قهوه یا چای. این تنقلات یا آن یکی. یک لقمه دیگر یا توقف. بیشتر آن نامرئی بود، حتی برای شخصی که این کار را انجام میداد.
حالا لنز را گسترش دهید. اضافه کنید چه بپوشید، چه بگویید، چه بفرستید، چه نادیده بگیرید، کی صحبت کنید، کی بگذارید بگذرد. برآوردها تعداد کل را حدود ۳۵,۰۰۰ تصمیم در روز تخمین میزنند.
این چیزی است که باید شما را در مورد آن عدد نگران کند: شما نمیتوانید در چیزی بهتر شوید که حتی نمیتوانید آن را ببینید.
مهارت زیر تمام مهارتهای دیگر
ما سالها را صرف یادگیری خواندن، نوشتن، مدیریت، برنامهنویسی، ارائه و رهبری میکنیم. دورهها را میگذرانیم. مربی میگیریم. تمرین میکنیم.
اما مهارت زیر همه اینها — توانایی انتخاب خوب — هیچ چیزی دریافت نمیکند. هیچ کلاسی. هیچ مربی. هیچ تمرینی.
ما فقط… تصمیم میگیریم. و سپس تعجب میکنیم که چرا برخی از افراد به نظر میرسد که با نوعی وضوح آرام در زندگی پیش میروند در حالی که بقیه ما احساس مشغولیت، گیر کردن و به طور مبهم عقب ماندن میکنیم.
این نیست که آنها به طور طبیعی قاطع به دنیا آمدهاند. بلکه این است که آنها دیگر تصمیمگیری را مانند آب و هوا — چیزی که فقط برایشان اتفاق میافتد — نمیدانند و شروع به دیدن آن به عنوان یک هنر کردند.
شما مجموع انتخابهایی هستید که به یاد نمیآورید انجام دادهاید.
اگر به اندازه کافی عقب بروید، زندگی فقط یک زنجیره طولانی از تصمیمات است که بر روی یکدیگر انباشته میشوند.
شغل شما شامل چند صد انتخاب درباره اینکه چه چیزی را دنبال کنید و چه چیزی را رد کنید، است. سلامتی شما شامل هزاران انتخاب کوچک درباره اینکه چه چیزی بخورید و آیا حرکت کنید یا نه، است. روابط شما شامل یک سری بیپایان از تماسهای کوچک درباره اینکه چه بگویید و چگونه پاسخ دهید، است.
تقریباً هیچکدام از آنها با دقت ساخته نشدهاند. بیشتر آنها در کمتر از یک ثانیه ساخته شدهاند، توسط بخشی از مغز شما که برای سرعت، نه دقت، بهینهسازی شده است.
این نقص شخصیتی نیست. این طراحی است. اما هزینهای دارد — و این هزینه جمع میشود.
یک برتری کوچک در نحوه تصمیمگیری شما، که ۳۵,۰۰۰ بار در روز تکرار میشود، برتری کوچکی نیست. این کل بازی است.
مغز شما با دو سرعت کار میکند
اینجا بخشی است که تقریباً به هیچکس آموزش داده نمیشود. شما یک ذهن ندارید که تصمیمگیری کند. شما دو سیستم دارید و آنها نمیتوانند بیشتر از این متفاوت باشند.
- •سرعتی خودکار، بیزحمت و احساسی است. این بخش از مغز شما اکثریت قریب به اتفاق روزتان را بر اساس الگو و غریزه مدیریت میکند. این دلیل این است که میتوانید بدون یادآوری رانندگی، به خانه برگردید.
- •آهسته عمدی، منطقی و خستهکننده است. این نوعی است که زمانی استفاده میشود که یک تصمیم واقعاً نیاز به تفکر دارد — و تنبل است، زیرا تفکر انرژی واقعی میسوزاند.
مشکل این نیست که شما یک سیستم سریع دارید. سیستم سریع یک هدیه است؛ بدون آن فلج میشدید.
مسئله این است که سیستم سریع حتی زمانی که تصمیم به سیستم کند نیاز دارد، همچنان در کنترل است. شما یک انتخاب ۴۰,۰۰۰ دلاری را با همان ماشینآلاتی که برای انتخاب یک ساندویچ استفاده میکنید، انجام میدهید — و حتی متوجه نمیشوید که انتقال هرگز اتفاق نیفتاده است.
تقریباً هر "اشتباه" معروف — استخدام بد، ادغام ناموفق، بحثی که نمیتوانید پس بگیرید — در واقع داستانی است درباره سیستم نادرستی که در لحظه نادرست در کنترل قرار گرفته است.
"من فقط در تصمیمگیری بد هستم" جملهای است که ارزش حذف کردن دارد.
مردم همیشه این را میگویند، با همان لحن یکنواختی که برای گزارش قدشان استفاده میکنند: من فقط در تصمیمگیری بد هستم. گویی که این یک امر ثابت است. گویی که این خودشان هستند.
اینطور نیست. تصمیمگیری خوب یک ویژگی شخصیتی نیست که در بدو تولد به شما داده شود. این یک مجموعه عادتهاست، تقریباً همه آنها قابل یادگیری هستند:
- ✓متوجه شدن کدام تصمیمات واقعاً مهم هستند (بیشتر آنها نیستند)
- ✓کاهش سرعت در مواردی که انجام میشوند
- ✓داشتن یک روش به جای یک حالت
- ✓دانستن اینکه کی به مغز سریع اعتماد کنیم و کی آن را نادیده بگیریم
هیچکدام از اینها نیاز به باهوشتر بودن ندارد. این نیاز به قابل مشاهده کردن فرآیند نامرئی دارد — که تنها چیزی است که مطالعه ۲۲۶ تصمیم غذایی ثابت میکند ما تقریباً هرگز آن را انجام نمیدهیم.
شما نمیتوانید یک فرآیند را که نمیتوانید ببینید بهبود ببخشید. بنابراین ما از اینجا شروع میکنیم: با دیدن آن.
چه چیزی تغییر میکند به محض اینکه شروع به توجه کردن میکنید
در ابتدا خیلی کم. و سپس همه چیز.
شما خود را در حال گفتن "بله" به خاطر احساس گناه مییابید. شما از صرف انرژی ذهنی ارزشمند بر روی انتخابهایی که شایستهاش نیستند، دست میکشید. در یک جلسه مینشینید و با وضوح جدیدی متوجه میشوید که این جلسه "هیچ چیز" را به طور قطع تصمیمگیری نکرده است. شما شروع به تشخیص تفاوت بین انتخابی میکنید که میتوانید در پنج دقیقه آن را برگردانید و انتخابی که پنج سال با آن زندگی خواهید کرد — و دیگر به آنها به یک شکل رفتار نمیکنید.
این تمام تغییر است. نه اراده بیشتر. نه هوش بیشتر. فقط توجه، متمرکز بر یک چیزی که هرگز به شما آموزش داده نشده است که به آن نگاه کنید.
این کجا میرود
این لبه تصمیم را باز میکند، یک مجموعه سه قسمتی درباره اینکه چگونه واقعاً تصمیم میگیریم، بحث میکنیم و با هم انتخاب میکنیم.
بعد از آن ابزارها میآیند — مجموعه کوچکی از چارچوبها که افراد با عملکرد بالا به آرامی از آنها استفاده میکنند تا از سر و صدا عبور کنند و سریعتر و بهتر تصمیم بگیرند. شما میتوانید هر چهار مورد را در حدود ده دقیقه یاد بگیرید. بعد از آن: چگونه این ابزارها را به عادت تبدیل کنید، به طوری که تصمیمات خوب به طور پیشفرض شما شوند به جای اینکه چیزی باشد که در ساعت ۱۱ شب وقتی که قبلاً خستهاید، مجبور به انجام آن شوید.
اما ابزارها تنها زمانی اهمیت دارند که شما پیشفرض این متن را پذیرفته باشید: کیفیت تصمیمات شما، کیفیت زندگی شما را تعیین میکند. این، به آرامی، مهمترین مهارتی است که شما دارید — و تقریباً هیچکس آن را تمرین نمیکند.
شما میتوانید یکی از معدود افرادی باشید که این کار را انجام میدهند. پس این سوالی است که ارزش نشستن و فکر کردن را دارد: یک تصمیمی که هر روز به صورت خودکار میگیرید و ممکن است واقعاً چند ثانیه فکر کردن واقعی را شایسته باشد، چیست؟
فرآیند را قابل مشاهده کنید
Argumentree تصمیماتی که با دیگران میگیرید را به چیزی تبدیل میکند که میتوانید ببینید، ساختاردهی کنید و به آن بازگردید — به جای اینکه چیزی باشد که پس از پایان جلسه ناپدید میشود.
آغاز آزمایش رایگان ۱۴ روزه →