چگونه تصمیمات بهتری بگیریم: فرآیند پنج مرحلهای که واقعاً کارساز است
چگونه تصمیمات بهتری بگیریم: تصمیمات بهتر از فرآیند بهتر ناشی میشوند، نه از افراد باهوشتر. پنج حرکت: (1) تصمیمات را بر اساس قابلیت برگشتپذیری مرتب کنید — درهای یکطرفه نوع 1 بیزوس نیاز به بررسی دارند، درهای دوطرفه نوع 2 با حدود 70% اطلاعات به سرعت انجام میشوند؛ (2) قبل از جمعآوری گزینهها، تصمیم را چارچوببندی کنید — سوال، پیشفرض و آنچه که نظر شما را تغییر میدهد را با معیارهای مشخص قبل از نامزدها مشخص کنید؛ (3) بررسی را ساختاردهی کنید — زیرا شهود سیستم 1 و فشارهای همراستایی گروهی هر دو بحثهای بدون ساختار را تحریف میکنند، استدلالها نیاز به ساختار صریح موافق/مخالف دارند و باید مخالفتها ایمن باشند؛ (4) بر اساس پروتکل تصمیم بگیرید — نقشهای واضح (SPADE: تنظیم، افراد، گزینهها، تصمیمگیری، توضیح) و یک پیشمرگ قبل از تعهد؛ (5) تصمیم را ثبت کنید و نتیجه را بررسی کنید — سوابق تصمیمگیری هفتگانه با تاریخهای بررسی، انتخابهای یکباره را به یادگیری سازمانی انباشته تبدیل میکند. در نظرسنجی جهانی مککینزی، تنها 20% از پاسخدهندگان گفتند که سازمانهایشان در تصمیمگیری برتر هستند — فرآیند، نه هوش، شکاف است.
تنها ۲۰٪ از مدیران در نظرسنجی جهانی مککینزی میگویند سازمانهایشان در تصمیمگیری برتر هستند — در حالی که بیش از نیمی از آنها بیش از ۳۰٪ از زمان کاری خود را صرف تصمیمگیری میکنند. شکاف ناشی از هوش نیست؛ بلکه فرآیند است. پنج اقدام، هر کدام با بررسی عمیق مرتبط:
- 1. بر اساس قابلیت بازگشت مرتب کنید. دربهای یکطرفه نیاز به تأمل دارند؛ دربهای دوطرفه با ~70% از اطلاعات سرعت میگیرند (قانون نوع 1/نوع 2 بیزوس).
- ۲. چارچوب قبل از گزینهها. سوال، پیشفرض، چه چیزی نظر شما را تغییر میدهد — و معیارها قبل از نامزدها، یا گزینهها روند را پیش میبرند.
- ۳. ساختاردهی به بررسی. بحث غیرساختاریافته بر اساس شهود و همراستایی پیش میرود؛ استدلالهای صریح موافق/مخالف با مخالفت ایمن، اصلاح آن است.
- ۴. بر اساس پروتکل تصمیم بگیرید. نقشهای نامگذاری شده (SPADE)، یک پیشمرگ قبل از تعهد، و یک قاعده تصمیمگیری که بهطور عمدی انتخاب شده است.
- ۵. ثبت و بازبینی. هفت حوزه، یک تاریخ بازبینی و نتایج مقایسه شده با استدلال — حرکتی که چهار حوزه دیگر را ترکیب میکند.
اینجا یک جفت عدد به شدت انتقادی از نظرسنجی جهانی مککینزی در مورد تصمیمگیری وجود دارد: کمی بیش از نیمی از پاسخدهندگان گزارش دادند که بیش از 30% از زمان کاری خود را به تصمیمگیری اختصاص میدهند — و تنها 20% گفتند که سازمانهایشان در این زمینه برتر هستند. این دو را با هم بخوانید: بزرگترین مصرف زمان مدیریتی، با نرخ خودارزیابی برتری یک به پنج.
حالا بخش تشویقکننده. وقتی چیزی به این اهمیت به این بدی توسط افرادی با این قابلیت انجام میشود، تقریباً هرگز دلیل آن افراد نیستند. بلکه عدم وجود یک فرآیند طراحیشده است — تصمیماتی که به همان روشی که همیشه گرفته شدهاند: در جلساتی که تحت تأثیر عادت شکل گرفته، با چارچوبی که هر کس اول صحبت کرده، تصمیمگیری شده توسط هر کس که بلندتر صحبت کرده و تا زمان رسیدن پیامدهایشان فراموش شدهاند.
این راهنما فرایند است. پنج حرکت، به ترتیب، که هر کدام با بررسی عمیق خود در این سایت پشتیبانی میشود — زیرا وظیفه این پست ارائه نقشه کامل به شماست، نه اینکه هر نبرد را دوباره به راه بیندازیم. تصمیم مهم بعدی خود را از طریق این پنج مرحله بررسی کنید و قبل از اینکه نتیجه به دست آید، تفاوت را احساس خواهید کرد.
سازمان شما پر از افراد باهوش است
اجرای یک فرآیند تصمیمگیری که هیچکس آن را طراحی نکرده است.
فاصلهای که پنج حرکت پر میکنند
مقدمه: فرآیند بهتر از افراد باهوشتر برتر است
کتاب تفکر، سریع و کند دانیل کانمن واژگان لازم برای این پیشفرض را ارائه داد: سیستم ۱ — سریع، شهودی و الگو-یابی — بیشتر قضاوتهای ما را بهطور درخشان و نامرئی انجام میدهد و با خود تعصبات سیستماتیک به همراه دارد؛ سیستم ۲ — کند، پرزحمت و تحلیلی — تنها زمانی که چیزی آن را مجبور کند، سیستم ۱ را بررسی میکند. اگر طراحی نشده باشد، تصمیمات گروهی بر اساس سیستم ۱ و دینامیکهای اجتماعی پیش میروند: تکیه بر گزینه اول، تأیید به سمت گزینه محبوب اولیه، و احترام به seniority.
شما نمیتوانید با خواستن، تعصب را از مغز بزدایید. آنچه میتوانید انجام دهید این است که فرآیند را طوری طراحی کنید که سیستم ۲ به طور اجباری در حلقهای قرار گیرد که دقیقاً در جایی که سود دارد — که هر یک از پنج حرکت در مرحلهای متفاوت از تصمیمگیری انجام میدهد. هیچکدام از آنها نیاز به این ندارد که کسی عاقلتر باشد؛ همه آنها آنچه را که اتاق به طور پیشفرض انجام میدهد تغییر میدهند.
حرکت ۱: مرتبسازی بر اساس قابلیت بازگشت
حرکت با بالاترین اهرم سی ثانیه هزینه دارد. در نامه سهامدارانش در سال ۲۰۱۵، جف بزوس تصمیمات نوع ۱ — پیامددار، غیرقابل برگشت یا تقریباً غیرقابل برگشت، "درهای یکطرفه" — را از تصمیمات نوع ۲ — قابل تغییر، قابل برگشت، "درهای دوطرفه" — متمایز کرد. مشاهده او: با رشد سازمانها، آنها فرآیند سنگین نوع ۱ را بر روی همه چیز اجرا میکنند و در عوض کندی و ریسکپذیری را خریداری میکنند بدون اینکه در ازای آن محافظتی دریافت کنند. نامه سال بعد قانون سرعت را برای نوع قابل برگشت اضافه کرد: بیشتر تصمیمات باید با حدود ۷۰٪ از اطلاعاتی که آرزو دارید داشته باشید، اتخاذ شوند — انتظار برای ۹۰٪ معمولاً به معنای کند بودن است و اشتباه کردن در نوع ۲ ارزان است زیرا میتوانید مسیر را اصلاح کنید.
پس اولین سوال درباره هر تصمیم این نیست که "چه چیزی باید انتخاب کنیم؟" بلکه "این چه نوعی است؟" درهای دوطرفه به سرعت تصمیمگیری میشوند، با ۷۰٪ اطلاعات و در صورت اشتباه دوباره بررسی میشوند. درهای یکطرفه چهار حرکت باقیمانده کامل را دریافت میکنند. بیشتر تیمها متوجه میشوند که دقیقاً برعکس عمل کردهاند: در انتخاب ابزارهای قابل برگشت دچار عذاب میشوند در حالی که به تعهدات غیرقابل برگشت بیتوجهی میکنند. ما سیستم تصمیمگیری کامل بیزوس — شامل عدم توافق و تعهد — را در پست خود بررسی میکنیم. (برای یک چارچوب موقعیتی کامل در مورد دقیقاً این موضوع — اینکه چه زمانی به تنهایی تصمیم بگیریم، مشورت کنیم یا تصمیم را به گروه بسپاریم — به مدل تصمیمگیری و روم-یتون مراجعه کنید.)
حرکت ۲: قاب قبل از گزینهها
بیشتر تصمیمات بد از همان ابتدا محکوم به شکست هستند. اصول چارچوببندی — آنچه که کاسی کازیرکوف به بیست هزار گوگلی آموزش داد — این است که قبل از هر تحلیلی، تصمیم واقعی که با آن مواجه هستید، اقدام پیشفرض در صورت عدم تصمیمگیری و چه شواهدی میتواند نظر شما را تغییر دهد را بنویسید. اگر هیچ یافته واقعی نتواند اقدام را تغییر دهد، شما در حال تصمیمگیری نیستید؛ شما در حال تزئین یک نتیجهگیری از پیش تعیین شده هستید.
نیمه دوم چارچوببندی معیارها قبل از نامزدها است. سه تا پنج موردی را که میتواند یک گزینه را برنده کند، قبل از بررسی گزینهها توافق کنید — زیرا به محض اینکه نامزدها روی میز قرار گرفتند، هر معیاری که بعداً پیشنهاد شود، مشکوک به این است که برای گزینه مورد علاقه کسی مهندسی معکوس شده است. این عادت واحد قویترین پادزهر شناخته شده برای فلج تصمیمگیری است: تحقیقات در مورد بار انتخاب نشان میدهد که این مشکل دقیقاً زمانی رخ میدهد که ترجیحات نامشخص و گزینهها پیچیده هستند — که هر دو موردی است که چارچوببندی از قبل آنها را اصلاح میکند.
مرحله ۳: ساختاردهی به بررسی
یک بحث غیرساختاری یک ظرف خنثی نیست — دارای فیزیک است. گزینه اول لنگر میاندازد؛ نظر با بالاترین دستمزد جاذبه دارد؛ تردیدکنندگان خودسانسوری میکنند؛ سکوت به عنوان توافق خوانده میشود. مقابله با تفکر گروهی وجود دارد زیرا تشویق ("صحبت کنید!") در تماس با این نیروها زنده نمیماند؛ ساختار زنده میماند: رهبر نظر خود را آخر بیان میکند، مخالفت به صورت مکتوب یا ناشناس جمعآوری میشود و کسی به طور صادقانه آزاد است که به طرح حمله کند.
قویترین شکل ساختاری، استدلال صریح است: هر گزینه دارای استدلالهای مثبت و منفی خود است که به عنوان ادعاهایی با دلایل بیان میشوند و بر اساس شایستگیهایشان به جای نویسندگانشان وزندار میشوند. اینجاست که تصمیمگیری مشارکتی اعتبار تحقیقاتی خود را به دست میآورد — گروههای ساختاریافته هم افراد و هم گروههای غیرساختاریافته را شکست میدهند — و این هسته اصلی چیزی است که این سایت برای بیان آن وجود دارد: کیفیت یک تصمیم، کیفیت استدلالهایی است که آن را پشت سر گذاشتهاند. همچنین، به طور تصادفی، این همان چیزی است که شما را به جلب حمایت ذینفعان میرساند: مردم به تصمیماتی که میتوانند دلایل آن را ببینند — و در ساخت آن کمک کردهاند — متعهد میشوند.
حرکت ۴: تصمیمگیری بر اساس پروتکل
مذاکره باید به پایان برسد و نحوه پایان آن باید قبل از شروع تصمیمگیری مشخص شود. استاندارد سبک، SPADE گوکول راجارام است (که در اسکوئر توسعه یافته؛ نوشتار مرجع در First Round Review موجود است): تنظیم — چه/کی/چرا از تصمیم؛ افراد — چه کسی مشاوره میدهد، چه کسی تأیید میکند و بهطور حیاتی یک تصمیمگیرنده مسئول؛ گزینهها — گزینههای واقعی با معایب و مزایای آنها؛ تصمیمگیری — تماس، بهطور صریح گرفته شده؛ توضیح — دلایل به همه افراد تحت تأثیر منتقل میشود. چارچوبهای همخانوادهاش (RAPID، DACI) همان نکته اصلی را بیان میکنند: ابهام در مورد چه کسی تصمیم میگیرد و بر اساس چه قانونی جایی است که مذاکره به پایان میرسد. همچنین قانون را بهطور عمدی انتخاب کنید — رضایت، توافق یا تصمیمگیرنده واحد هر کدام برای تصمیمات مختلف مناسب هستند، انتخابی که ما بهطور عمیق مقایسه میکنیم.
و قبل از اینکه به یک در یکطرفه متعهد شوید: پیشمرگ گاری کلاین را اجرا کنید. گروه فرض میکند که تصمیم شکست خورده و بهطور مستقل مینویسد چرا. پانزده دقیقه، و تردیدهایی که ادب آنها را سرکوب میکرد بهعنوان وظایف به جای اعترافات ظاهر میشوند — ارزانترین مرحله برای شناسایی خطا که تاکنون طراحی شده است، به همین دلیل است که همچنین ابزار گروهفکری را تثبیت میکند.
مرحله ۵: آن را ضبط کنید، سپس مرور کنید
چهار حرکت بالا یک تصمیم خوب تولید میکند. پنجمین حرکت تصمیمات را ترکیبی میکند: یک رکورد نیمصفحهای — سوال، گزینهها، استدلالها، تصمیم، دلیل، مالک، تاریخ بازبینی — که هنگام اتخاذ تصمیم نوشته میشود، در یک مکان قابل جستجو. شیوه کامل، شامل الگو، در چگونه تصمیمات را مستند کنیم موجود است، با دو همراه مرزی آن در صورتجلسهها در مقابل ثبت تصمیمات و موارد عملی در مقابل تصمیمات.
تاریخ بررسی موتور حرکت است: زمانی که میرسد، تیم نتیجه را با استدلال ثبتشده مقایسه میکند و میآموزد که آیا فرآیند — نه شانس — خوب بوده است. آن حلقه، که در بسیاری از تصمیمات اجرا میشود، هسته عملی هوش تصمیمگیری است: تصمیمات به عنوان داراییهای سازمانی که سیستم تولیدکننده آنها را بهبود میبخشند. یک یادداشت زمانبندی از کتابچه راهنمای توالی تیم: هر چه دیگر در برنامه شما باشد، تصمیم مهم ابتدا میآید، هرگز در پنج دقیقه پایانی یک جلسه طولانی.
سرعت برای معکوسپذیر.
سختگیری برای بقیه.
یادداشتی درباره ماتریس آیزنهاور
هیچ راهنمای تصمیمگیری بهتری وجود ندارد که به ماتریس فوری/مهم اشاره نکند، بنابراین بیایید بهطور صادقانه به آن اشاره کنیم. در یک سخنرانی در سال 1954، دوایت آیزنهاور از یک رئیس سابق دانشگاه نقل قول کرد که گفته بود آنچه فوری است به ندرت مهم است و آنچه مهم است به ندرت فوری است — او در حال اشاره به این تمایز بود، نه اینکه سیستم شخصی خود را افشا کند، و ماتریس ۲×۲ که بر اساس آن ساخته شده است، یک ترویج بعدی است (که بهطور گسترده از طریق کار استیفن کاوی منتشر شده است). این تمایز واقعاً برای اولویتبندی اینکه کدام تصمیمات شایسته پنج حرکت هستند مفید است؛ فقط بهعنوان مخترع آن به ژنرال اشاره نکنید.
چارچوبها تعلل هستند — قضاوت و سرعت پیروز میشوند
قویترین اعتراض از بهترین عملکنندگان میآید: چارچوبهای تصمیمگیری میتوانند به تئاتر تصمیمگیری تبدیل شوند — اسناد SPADE برای سفارشات ناهار، پیشمرگها برای تماسهای قابل برگشت، فرآیند به عنوان جایگزینی برای شجاعت. سرعت یک سلاح رقابتی واقعی است؛ نامههای بیزوس یک استدلال طولانی هستند که سازمانهای بزرگ به خاطر سنگینی تصمیمها میمیرند، نه شتاب تصمیمگیری. و قضاوت باتجربه واقعاً پنج حرکت را به غریزه فشرده میکند — شهود کارشناسانه شناسایی الگو است، نه بیاحتیاطی.
پاسخ این است که پنج حرکت، به درستی خوانده شده، یک سیستم سرعت هستند. حرکت ۱ برای تسریع در اکثر تصمیمات وجود دارد — تماسهای نوع ۲ باید کمتر از آنچه امروز انجام میشود، فرآیند داشته باشند، که با ۷۰٪ اطلاعات توسط هر کسی که مالک آنهاست، تصمیمگیری میشود. چارچوببندی از تحلیلهای یک هفتهای در مورد سوال نادرست جلوگیری میکند. تصمیمگیرندگان نامگذاری شده و قوانین صریح، کندترین الگو در زندگی شرکتی را پایان میدهند: تصمیمی که هیچکس قدرت اتخاذ آن را ندارد. ماشینآلات سنگین — بررسی ساختاری، پیشمرگ، سوابق کامل — برای درهای یکطرفه محفوظ است، جایی که "کند، نرم و نرم، سریع است" یک کلیشه نیست بلکه حساب است: دوباره بررسی کردن یک تماس غیرقابل برگشت خراب شده بیشتر از هر چارچوبی هزینه دارد.
و امتیاز: اگر تیم شما همه پنج حرکت را به همه چیز اعمال کند، شما حرکت ۱ را از دست دادهاید که هدف بود. فرآیند متناسب با هزینه معکوس — این تمام فلسفه در پنج کلمه است.
تشخیص
سه تصمیم مهم آخر تیم خود را بررسی کنید. برای هر یک: آیا به صورت مکتوب (یکطرفه یا دوطرفه) بود؟ آیا قبل از ارائه گزینهها چارچوببندی شده بود؟ آیا به صورت علنی بحث شده بود؟ آیا توسط یک فرد مشخص تحت یک قاعده بیان شده تصمیمگیری شده بود؟ آیا با تاریخ بررسی ثبت شده است؟ به هر یک از آنها از پنج نمره بدهید — و متوجه شوید که هر نمرهای که دادید، اکنون دقیقاً میدانید کدام اقدام را ابتدا باید اجرا کنید.
چگونه آرگومنتری پنج حرکت را اجرا میکند
پنج حرکت یک فرآیند را توصیف میکند؛ Argumentree آن فرآیند به عنوان نرمافزار است. چارچوبسازی صریح است — یک سوال با زمینه و معیارهای آن. بررسی و deliberation به صورت ساختاریافته انجام میشود — گزینهها با استدلالهای موافق و مخالف در یک درخت رتبهبندی شده، و مخالفت به عنوان یک شاخه دعوت میشود نه یک عمل شجاعانه. تصمیم تحت هر قانونی که تیم انتخاب کرده است، قرار میگیرد و استدلال قابل مشاهده است.
و مرحله ۵ رایگان است: بررسی هست سوابق — سوال، گزینهها، استدلالها، دلایل، مالک و تاریخ بازبینی بدون نیاز به مرحله رونویسی حفظ میشود. فرآیند پنج مرحلهای دیگر یک انضباط نیست که کسی باید به خاطر بسپارد و به شکل نحوه کار تیم تبدیل میشود.
یکی از پنج انتخاب است
عدد مککینزی ارزش بازگشت به آن را دارد: سازمانها یک سوم از زمان خود را صرف تصمیمگیری میکنند و در یک پنجم مواقع خود را در این زمینه عالی ارزیابی میکنند. هیچیک از این فاصله نیاز به افراد بهتر ندارد. هر بخش از آن به فرآیند طراحیشده تسلیم میشود — مرتبسازی، چارچوببندی، ساختاردهی، پروتکل، حافظه — که به تدریج و یک حرکت در هر بار نصب میشود، با شروع از حرکت سی و دوم.
پس تصمیمی را که در حال حاضر در تقویم شما در حال چرخش است انتخاب کنید و آن را از پنج مرحله عبور دهید. آن را تایپ کنید. آن را قالببندی کنید. در ملأ عام دربارهاش بحث کنید. آن را با نام و قاعدهای مشخص کنید. آن را با یک تاریخ ثبت کنید. سازمان شما در حال حاضر پر از افراد باهوش است — یک فرآیند تصمیمگیری که کسی طراحی کرده است به آنها بدهید.
تصمیمات بهتر توسط افراد باهوشتر گرفته نمیشوند. بلکه توسط فرآیند بهتر گرفته میشوند — پنج حرکت در یک زمان.
ابزار پنج حرکت در یک را نصب کنید
چارچوببندی، استدلالهای ساختاریافته، قوانین تصمیمگیری و سوابق خودکار — فرآیندی که این راهنما توصیف میکند، آماده اجرا است.
منابع و مطالعه بیشتر
- مک کینزی و شرکت (۲۰۱۹). تصمیمگیری در عصر فوریت (نظرسنجی جهانی مک کینزی).نظرسنجی پشت اعداد اولیه: ۲۰٪ میگویند سازمانهایشان در تصمیمگیری عالی هستند؛ بیش از نیمی بیش از ۳۰٪ از زمان کاری را صرف تصمیمگیری میکنند.
- کاهنمن، د. (۲۰۱۱). تفکر، سریع و کند. فارار، استراوس و گیروکس.سیستم ۱ / سیستم ۲ — این فرض که فرآیند، نه توصیه، نحوهای است که تفکر بدون تعصب میشود.
- بزوس، ج. (۲۰۱۵ و ۲۰۱۶). نامههای آمازون به سهامداران.نوع 1 / نوع 2 دربهای یکطرفه و دوطرفه (نامه 2015)؛ قاعده سرعت ~70%-اطلاعات برای تصمیمات با سرعت بالا (نامه 2016).
- راجارام، جی. — سیستم این تصمیمات دشوار را به راحتی حل میکند. بررسی دور اول.نوشتار مرجع SPADE: تنظیم، افراد، گزینهها، تصمیمگیری، توضیح.
- کلاین، جی. (۲۰۰۷). انجام یک پیشمرگ پروژه. نشریه هاروارد بیزنس ریویو، سپتامبر ۲۰۰۷.پیشمرگ: نگاه به گذشتهای آیندهنگر که تردید را قبل از تعهد مشروع میسازد.
سوالات متداول
چگونه میتوانید تصمیمات بهتری بگیرید؟
از طریق فرآیند، نه هوش: تصمیمات را بر اساس قابلیت برگشتپذیری مرتب کنید (در مورد درهای یکطرفه با دقت فکر کنید، سریع عمل کنید در مورد درهای دوطرفه)، سوال و معیارها را قبل از بررسی گزینهها مشخص کنید، بررسی را به صورت استدلالهای صریح موافق/مخالف با ایجاد فضایی امن برای ابراز مخالفت ساختار دهید، از طریق یک پروتکل واضح با یک تصمیمگیرنده مشخص تصمیمگیری کنید و هر تصمیم مهم را با تاریخ بررسی ثبت کنید تا نتایج به بهبود فرآیند کمک کند.
تصمیمات نوع ۱ و نوع ۲ چیستند؟
تمایز جف بزوس از نامه سهامداران آمازون در سال ۲۰۱۵: تصمیمات نوع ۱ پیامدهای جدی و غیرقابل برگشتی هستند — درهای یکطرفهای که نیاز به بررسی دقیق و آرام دارند؛ تصمیمات نوع ۲ درهای دوطرفهای هستند که باید به سرعت توسط افراد یا تیمهای کوچک اتخاذ شوند. قاعده همراه او از نامه ۲۰۱۶: بیشتر تصمیمات باید با حدود ۷۰٪ از اطلاعاتی که آرزو دارید داشته باشید، اتخاذ شوند.
چارچوب SPADE چیست؟
چارچوب تصمیمگیری گوکول راجارام از اسکوئر: تنظیم (چه چیزی تصمیمگیری میشود، چه زمانی و چرا)، افراد (چه کسی مشاوره میدهد، چه کسی تأیید میکند و یک تصمیمگیرنده مسئول)، گزینهها (گزینههای واقعی با مصالحهها)، تصمیمگیری (تصمیم صریح)، توضیح (استدلالی که به همه افراد تحت تأثیر منتقل میشود). ارزش اصلی آن حذف ابهام درباره اینکه چه کسی تصمیم میگیرد و بر اساس چه قانونی است.
پیشمرگ چیست؟
تکنیک گری کلاین برای شناسایی خطاها قبل از تصمیمگیری: گروه فرض میکند که تصمیم قبلاً شکست خورده و هر عضو بهطور مستقل داستانی از دلایل آن مینویسد. این روش شکهای خصوصی را به وظایف تبدیل میکند و خطراتی را که ادب سرکوب میکند، در حدود پانزده دقیقه به سطح میآورد.
آیا آیزنهاور ماتریس آیزنهاور را اختراع کرد؟
خیر. در یک سخنرانی در سال 1954، او از یک رئیس سابق دانشگاه برای تمایز بین فوری و مهم نقل قول کرد؛ ماتریس 2×2 آشنا یک ترویج بعدی است که به طور گسترده از طریق کار استیفن کاوی منتشر شده است. این تمایز برای اولویتبندی اینکه کدام تصمیمات شایسته فرآیند کامل هستند، مفید است — اما آیزنهاور آن را نقل میکرد، نه اینکه سیستم خود را ارائه دهد.
چرا سازمانها با وجود افراد باهوش تصمیمات ضعیفی میگیرند؟
زیرا فرآیندهای تصمیمگیری بدون طراحی بر اساس شهود و دینامیکهای اجتماعی عمل میکنند — لنگر انداختن، فشار همراستایی، حقوق تصمیمگیری نامشخص و عدم یادآوری استدلالهای گذشته. در نظرسنجی جهانی مککینزی، تنها ۲۰٪ از پاسخدهندگان گفتند که سازمانهایشان در تصمیمگیری برتر هستند. راهحلها ساختاری هستند: چارچوببندی، مخالفت ساختاری، تصمیمگیرندگان نامگذاری شده و تصمیمات ثبت شده و بازبینی شده.
کدام تصمیمات شایستهی فرآیند کامل هستند؟
فرآیند متناسب با هزینه معکوس: تصمیمات درب یکطرفه — سخت یا پرهزینه برای معکوس کردن — نیاز به چارچوب، بررسی ساختاری، پیشمرگ و یک رکورد کامل دارند. تصمیمات درب دوطرفه سرعت میگیرند: واگذار شده، با تقریباً ۷۰٪ اطلاعات تصمیمگیری میشوند و در صورت اشتباه دوباره بررسی میشوند. اعمال فرآیند سنگین به همه چیز خود یک شکست در تصمیمگیری است.
تصمیم بعدی خود را از طریق پنج حرکت بررسی کنید
چارچوببندی، استدلالها، پروتکل و سوابق — فرآیند طراحیشده در یک ابزار، با شروع از تماس مهم بعدی شما.
درباره Argumentree Team
Decision Science
The Argumentree team is building the collaborative decision-making platform Argumentree. Our mission is to transform how organizations make, document, and learn from decisions.
مقالات مرتبط
حرکت ششم را دارید — یا فکر میکنید پنج تا خیلی زیاد است؟
در جایی که استدلالها ساختار یافتهاند، در انجمن Argumentree بحث کنید.
به بحث بپیوندید
