چگونه حمایت ذینفعان را جلب کنیم: فروش تصمیم را متوقف کنید، دلیل را نشان دهید
پذیرش ذینفعان زمانی شکست میخورد که یک تصمیم بدون دلیل قابل مشاهده صادر شود، زمانی که افرادی که تحت تأثیر قرار میگیرند هرگز واقعاً شنیده نشوند و زمانی که هیچ رکوردی برای ارجاع وجود نداشته باشد. تحقیقات از یک راهحل مبتنی بر فرآیند حمایت میکند: کار فرآیند عادلانه کیم و مابورگن (مجله هاروارد بیزنس ریویو، ۱۹۹۷) نشان داد که کارکنان به تصمیم یک مدیر — حتی اگر با آن مخالف باشند — متعهد خواهند شد اگر باور داشته باشند که فرآیند اتخاذ آن عادلانه بوده و فرآیند عادلانه را با سه اصل تعریف میکند: مشارکت، توضیح و وضوح انتظارات. تحقیقات عدالت رویهای (فولگر ۱۹۷۷؛ لیند و تایلر ۱۹۸۸) نشان میدهد که داشتن صدای شنیده شده، احساس عدالت را افزایش میدهد، زیرا شنیده شدن نشان میدهد که شما ارزشمند هستید — به همین دلیل است که نشان دادن اینکه ورودیها مورد بررسی قرار گرفتهاند حتی زمانی که پذیرفته نشدهاند، اهمیت دارد. توالی عملی: سوال را نه پاسخ، چارچوببندی کنید، ذینفعان را شناسایی کنید، استدلالها برای و علیه را جمعآوری کنید، آنها را در معرض دید ارزیابی و وزن کنید، تصمیم بگیرید و دلایل را منتشر کنید، سپس ردپای تصمیم را حفظ کنید. پذیرش نیاز به اجماع یا دادن حق وتو به همه ندارد — بلکه نیاز به نشان دادن این دارد که هر دیدگاهی مورد بررسی قرار گرفته است. Argumentree استدلالهای ذینفعان را در یک نقشه ساختاریافته ثبت میکند، آنها را ارزیابی میکند تا حمایت قابل مشاهده باشد و یک ردپای تصمیم شفاف را حفظ میکند که نشان میدهد چرا یک تصمیم اتخاذ شده و کدام استدلالها مورد بررسی قرار گرفته اما پذیرفته نشدهاند.
ذینفعان در برابر تصمیمات خوب مقاومت نمیکنند — آنها در برابر تصمیماتی که نمیتوانند دلیل آن را ببینند، مقاومت میکنند. راه حل این نیست که بعد از واقعیت بیشتر متقاعد کنیم؛ بلکه این است که "چرا" را قبل، در حین و بعد از تصمیمگیری قابل مشاهده کنیم.
- خرید در زمانی شکست میخورد که تصمیمات بدون دلیل قابل مشاهده اتخاذ شوند، مردم شنیده نشوند و هیچ رکوردی برای بازبینی وجود نداشته باشد.
- تحقیقات قدیمی و مستحکم است: فرآیند عادلانه (کیم و مابورگن، HBR 1997) و ادبیات عدالت رویهای هر دو نشان میدهند که مردم به نتایجی که دوست ندارند متعهد میشوند زمانی که فرآیند به وضوح عادلانه بوده است.
- شما نیازی به دادن حق وتو به همه ندارید — شما باید نشان دهید که همه شنیده شدهاند و بگویید چرا استدلالهای پذیرفته نشده کنار گذاشته شدند
- Argumentree استدلالهای ذینفعان را در یک نقشه ثبت میکند، آنها را ارزیابی میکند تا حمایت قابل مشاهده باشد و یک مسیر شفاف از چرا تصمیم اتخاذ شده را حفظ میکند.
این تصمیم در ژانویه اعلام شد. تا آوریل، به طور رسمی هنوز این طرح وجود دارد — و عملاً، آن مرده است. جلسات معرفی به طور مؤدبانهای برگزار میشوند و به آرامی غیرمولد هستند؛ دو رئیس دپارتمان دلایلی پیدا کردهاند که تیمهایشان به استثنا نیاز دارند؛ و در نسخهای از وقایع که در راهروها گفته میشود، عبارتی که مدام تکرار میشود این است: "هیچکس از ما نپرسید." هیچکس با این تصمیم مبارزه نمیکند. آنها فقط آن را اجرا نمیکنند.
بیشتر مشاورهها در مورد جلب حمایت ذینفعان این موضوع را به عنوان یک شکست در قانعسازی تلقی میکنند و یک سناریوی فروش بهتر را تجویز میکنند: ایجاد ارتباط، بیان مزایا، رسیدگی به اعتراضات، و بستن معامله. این رویکرد جلب حمایت را به عنوان چیزی میبیند که شما از مردم پس از اینکه قبلاً تصمیم گرفتهاید استخراج میکنید — و به همین دلیل است که حمایت اغلب به محض اینکه فشار کاهش مییابد، ناپدید میشود. شما مردم را قانع کردید که سرشان را تکان دهند، نه اینکه متعهد شوند.
خرید واقعی از جای دیگری ناشی میشود و تحقیقات در مورد اینکه این جا کجاست، برای دههها محکم بوده است. مردم زمانی به یک تصمیم متعهد میشوند که بتوانند دلیل آن را ببینند — زمانی که استدلالها، تعادلها و شواهد در معرض دید هستند و زمانی که میتوانند نگرانیهای خود را در آن استدلال پیدا کنند. اهرم، یک ارائه بهتر نیست. بلکه یک "چرا" قابل مشاهده است.
کارمندان به تصمیم یک مدیر متعهد خواهند شد — حتی اگر با آن مخالف باشند —
اگر آنها معتقد باشند که فرآیندی که مدیر برای اتخاذ تصمیم استفاده کرده است عادلانه بوده است.
و. چان کیم و رنه مابورگن، "فرآیند عادلانه: مدیریت در اقتصاد دانش"، نشریه هاروارد بیزنس ریویو (1997)
تحقیق: این فرآیند است، نه ارائه
در سال 1997، و. چان کیم و رنه مابورگن مقالهای با عنوان "فرآیند عادلانه: مدیریت در اقتصاد دانش" را در Harvard Business Review منتشر کردند و بر اساس یک دهه مطالعه در زمینه تصمیمگیری استراتژیک در سازمانها نوشتند. یافته مرکزی آنها این است که کل این پست بر آن استوار است: مردم به یک تصمیم — شامل تصمیمی که با آن مخالفند — متعهد خواهند شد زمانی که باور داشته باشند فرآیند تولید آن عادلانه بوده است. و آنها فرآیند عادلانه را با سه اصل تعریف میکنند: مشارکت (درگیر کردن افرادی که تحت تأثیر قرار میگیرند در حالی که سوال هنوز باز است و بهطور واقعی نظرات آنها را مورد توجه قرار دادن)، توضیح (روش استدلال پشت تصمیم نهایی را برای همه افراد درگیر روشن کردن، از جمله اینکه چرا برخی نظرات پذیرفته نشدند)، و وضوح انتظارات (پس از تصمیمگیری، بهطور واضح بیان کردن که تصمیم چه معنایی دارد و چه اتفاقی میافتد).
این یافته ریشههای عمیقتری دارد. روانشناسان اجتماعی قبلاً اثر فرآیند عادلانه را نامگذاری کرده بودند: آزمایشهای رابرت فولگر در سال ۱۹۷۷ نشان داد که صرفاً داشتن "صدا" — فرصت بیان نظر خود — نحوه قضاوت مردم درباره یک نتیجه را تغییر میدهد. و کار آلن لیند و تام تایر در سال ۱۹۸۸ درباره عدالت رویهای بخشی را توضیح داد که بیشتر مدیران را شگفتزده میکند: صدا فقط به این دلیل مهم نیست که ممکن است نتیجه را تغییر دهد، بلکه به این دلیل که شنیده شدن واقعی نشان میدهد که شما یک عضو ارزشمند از گروه هستید. به همین دلیل است که حرکتی که این پست به آن بازمیگردد — نشان دادن اینکه ورودی مورد توجه قرار گرفته، حتی زمانی که پذیرفته نشده است — مؤثر است. پاسخ دادن، حتی به صورت منفی، به مردم میگوید که آنها مهم هستند.
به آنچه هیچیک از این تحقیقات نمیگوید توجه کنید: نمیگوید که تصمیمات باید بهصورت اجماعی اتخاذ شوند، یا اینکه هر کسی حق وتو دارد. میگوید فرآیند باید قابل مشاهده و بهطور واقعی باز به ورودیها باشد — تعهدی بسیار ارزانتر از اجماع، و یکی که کاملاً با یک تصمیمگیرنده مسئول واحد سازگار است.
چرا خریدن شکست میخورد
سه حالت شکست مسئول بیشتر خریدهای ناموفق هستند — و هر سه واقعاً همان مشکل هستند که در لباسهای مختلف ظاهر شدهاند: استدلال هرگز به وضوح بیان نشده است.
این تصمیم بدون دلیل قابل مشاهدهای اتخاذ شده است.
یک انتخاب به عنوان یک اعلامیه نهایی فرود میآید. ذینفعان "چه" را میبینند اما هرگز "چرا" را نمیبینند — کدام گزینهها مورد بررسی قرار گرفتهاند، چه مصالحههایی پذیرفته شدهاند، چه چیزهایی کنار گذاشته شدهاند. بدون استدلال، تصمیم به نظر دلخواه میرسد و تصمیمات دلخواه تعهدی را جلب نمیکنند.
افراد متاثر هرگز واقعاً شنیده نشدند
پس از وقوع، درخواست خرید انجام میشود. مردم در فرآیند تفکر دعوت نشدهاند، بنابراین نگرانیهای آنها بهعنوان مقاومت در اجرای طرح ظاهر میشود به جای اینکه بهعنوان ورودی در طول تصمیمگیری مطرح شود — جایی که میتوانستند آن را شکل دهند یا پاسخ بگیرند.
هیچ رکوردی برای اشاره به عقب وجود ندارد
حتی زمانی که ورودی جمعآوری میشود، evaporates. هیچکس نمیتواند به یک ذینفع نشان دهد که کجا استدلال آنها مورد توجه قرار گرفته است، بنابراین همان اعتراضات ماهها بعد دوباره ظاهر میشوند و تصمیم به آرامی دوباره باز میشود.
چه چیزی در واقع باعث جلب حمایت میشود
هر شکست را معکوس کنید و چهار حرکتی را به دست میآورید که به طور قابل اعتمادی تعهد را به دست میآورد — سه حرکت اول اصول کیم و مابورگن به صورت عملی هستند و چهارم توضیح را در طول زمان گسترش میدهد. توجه داشته باشید که هیچکدام از آنها "قانع کردن بیشتر" نیست. این همچنین هسته اصلی تصمیمگیری فراگیر است: نه اینکه همه به خواسته خود برسند، بلکه ورودی همه به وضوح مورد توجه قرار گیرد.
افراد را زود درگیر کنید
در حالی که سوال هنوز باز است، ذینفعان را درگیر کنید، نه زمانی که پاسخ مشخص شده است — اصل مشارکت کیم و مابورگن. مشارکت زودهنگام به این معنی است که نگرانیهای آنها میتواند واقعاً نتیجه را تغییر دهد و مردم به تصمیماتی که در شکلگیری آنها کمک کردهاند، متعهد میشوند.
استدلال را شفاف کنید
دلایل موافق و مخالف، تعادلها و شواهد پشت این درخواست را نشان دهید. وقتی مردم میتوانند استدلال را دنبال کنند، نیازی به اعتماد کورکورانه به شما ندارند — میتوانند منطق را خودشان بررسی کنند. این همان نقطه ورود است: پذیرش پس از استدلال قابل مشاهده دنبال میشود.
نشان دهید که ورودی آنها مورد بررسی قرار گرفته است — حتی زمانی که پذیرفته نشده است
شما نمیتوانید هر دیدگاهی را بپذیرید و نیازی به این کار نیست. آنچه شما نیاز دارید این است که نشان دهید هر استدلالی مورد بررسی قرار گرفته و بگویید چرا تصمیم به سمت دیگری رفت — اصل توضیح و حرکتی دقیق که تحقیقات عدالت رویهای پیشبینی میکند که به نتیجه خواهد رسید. "ما صدای شما را شنیدیم و اینجا دلیل انتخاب متفاوت ماست" اعتماد بسیار بیشتری نسبت به سکوت ایجاد میکند.
یک سوابق نگهدارید که بتوانند دوباره به آن مراجعه کنند.
سوال، استدلالها و دلایل را در یک مکان پایدار ثبت کنید. یک رکورد که مردم میتوانند به آن بازگردند، یک اعلامیه یکباره را به چیزی قابل پاسخگویی تبدیل میکند و از بازنگری مجدد تصمیم از ابتدا جلوگیری میکند.
شما با جلب توافق مردم با نتیجهگیریتان، حمایت آنها را به دست نمیآورید.
شما با اجازه دادن به آنها برای دیدن و بررسی استدلالی که به آنجا منتهی شده است، برنده میشوید.
اصل قابلیت مشاهده
یک توالی عملی
اینجا ترتیبی است که آن اصول را به یک فرآیند تکرارپذیر تبدیل میکند. این روش در یک جلسه، یک سند یا یک ابزار اختصاصی کار میکند — نکته این است که استدلال را از اولین مرحله تا آخرین مرحله باز نگه داریم.
مرحلههای پنج و شش، مراحل هستند که سازمانها بیشتر از آنها صرفنظر میکنند و این مراحل اساساً به پذیرش وابسته است. انتشار دلایل و نگهداری از سوابق، چیزی است که یک ردیابی حسابرسی تصمیم به شما میدهد — یک رکورد پایدار از آنچه تصمیمگیری شده و چرا، به طوری که یک ذینفع همیشه میتواند "چرا" را پیگیری کند و به جای بازگشایی "چه" به آن مراجعه کند. (برای اجرای خوب مراحل سه و چهار زمانی که اختلاف واقعی است، به چگونه یک بحث را ساختاربندی کنیم مراجعه کنید.)
آیا تمام این مشاورهها فقط همه چیز را کند نمیکند؟
دو پاسخ، یکی اصولی و دیگری تجربی. پاسخ اصولی: فرآیند عادلانه به معنای توافق نیست. مشاوره به معنای حق وتو نیست. اصل درگیری کیم و مابورگن از شما میخواهد که بهطور واقعی ورودیها را مورد بررسی قرار دهید، نه اینکه آنها را بپذیرید — تصمیم هنوز متعلق به کسی است که مسئول آن است و میتواند به سرعت اتخاذ شود. چیزی که زمان میبرد، شنیدن مردم نیست؛ بلکه تظاهر به شنیدن آنها و سپس پرداخت هزینه آن در زمان اجرا است. (و زمانی که اختلاف نظر شخصی به اندازه رویهای باشد، ببینید چگونه بدون آسیب به روابط اختلاف نظر داشته باشیم.)
پاسخ تجربی قویتر است. زمانی که دن لاوالو و اولیویه سیبونی ۱,۰۴۸ تصمیم واقعی کسبوکار را برای مککینزی تحلیل کردند، کیفیت فرآیند تصمیمگیری — آیا دیدگاههای مخالف بهطور واقعی بررسی شدند، آیا معیارها شفاف بودند، آیا اطلاعات ناراحتکننده مطرح شد — حدود شش برابر بیشتر از کیفیت تحلیل، واریانس نتایج را توضیح داد. فرآیند، بار اضافی بر روی کار واقعی نیست. بر اساس شواهد، عمدتاً کار واقعی است — و هزینههای زمان تقویمی در ابتدا بهطور معمول با مرحله اجرایی که از طریق مقاومت خاموش، استثناها و دوبارهمحاکمهها به چالش کشیده نمیشود، جبران میشود.
اعتراف صادقانه: بله، تصمیماتی وجود دارند که خیلی کوچک یا خیلی فوری هستند برای اجرای کامل فرآیند، و اجرای آن بر روی همه چیز تئاتر خواهد بود. آن را برای تماسهایی که تعهد از سوی دیگران تعیینکننده موفقیت است، نگه دارید. دقیقاً در همین جاست که اعلامیهها شکست میخورند — و جایی که فرآیند نتیجه میدهد.
چگونه Argumentree کمک میکند: نشان دادن استدلال
شما میتوانید همه اینها را بهصورت دستی با یک تسهیلگر منظم و یک سند خوب اجرا کنید. Argumentree حرکت "نشان دادن استدلال" را در ابزار گنجانده است تا دیدگاه حفظ شود حتی زمانی که هیچکس آن را نظارت نمیکند — که دقیقاً همان چیزی است که مشارکت ذینفعان ساختاری به آن نیاز دارد.
استدلالها را در یک نقشه ضبط کنید
هر استدلال ذینفع — چه به نفع و چه به ضرر — به عنوان یک نقطه متمایز در یک نقشه ساختاری ثبت میشود، به شخصی که آن را مطرح کرده نسبت داده میشود و با شواهد آن پشتیبانی میشود. هیچ چیزی در یک رشته گم نمیشود.
آنها را ارزیابی کنید تا حمایت قابل مشاهده باشد
استدلالها به گونهای ارزیابی میشوند که همه بتوانند ببینند وضعیت واقعی چگونه است — کدام نقاط معتبر هستند، کدام پاسخ داده شدهاند، و گروه به کدام سمت تمایل دارد. حمایت به وضوح قابل مشاهده است به جای اینکه در پشت درهای بسته تصمیمگیری شود.
یک مسیر شفاف از "چرا" را حفظ کنید
این تصمیم یک ردپایی را حفظ میکند که نشان میدهد چرا اتخاذ شده است — کدام استدلالها مؤثر بوده و کدامها در نظر گرفته شده اما پذیرفته نشدهاند. ذینفعان میتوانند نظرات خود را پیدا کرده و دلیل اینکه چرا امور به شکل دیگری پیش رفته است را بخوانند.
آزمون راهرو
یک تصمیم را که تیم شما در سه ماهه گذشته اعلام کرده است انتخاب کنید. آیا یک ذینفع تحت تأثیر، امروز میتواند پیدا کند که نگرانیاش چگونه مورد بررسی قرار گرفته است — و بخواند که چرا تصمیم به سمت دیگری رفت؟ اگر نه، مقاومتی که مشاهده میکنید، سرسختی نیست. این هزینه است.
تعهد پس از استدلال قابل مشاهده میآید
به تصمیم ژانویه در بالای این پست برگردید. هیچ چیزی در مورد خود انتخاب نباید تغییر میکرد تا نتیجه تغییر کند. چیزی که کمبود داشت، دید بود: افرادی که اکنون انتظار میرفت تصمیم را به دوش بکشند هرگز در استدلال آن نبودند — نه زمانی که باز بود، نه زمانی که بسته شد و نه بعد از آن، زمانی که چیزی برای اشاره به آن وجود نداشت. مرگ خاموش در راهرو مقاومت در برابر تصمیم نبود. این پاسخ قابل پیشبینی به یک اعلامیه بود.
تحقیقات از دهه ۱۹۷۰ همین را میگوید: مردم نتایجی را که دوست ندارند میپذیرند وقتی که فرآیند تولید آنها به وضوح عادلانه بوده است — آنها را زود درگیر کرده، دلایل را توضیح داده، و مشخص کرده که چه اتفاقی بعد از آن میافتد. این یک استاندارد است که میتوانید عملیاتی کنید، نه یک ویژگی شخصیتی رهبران کاریزماتیک. سوال را چارچوببندی کنید، استدلالها را جمعآوری کنید، آنها را بهطور علنی وزن کنید، دلیل را منتشر کنید، و ردپای آن را حفظ کنید. سپس، وقتی سوال دوباره مطرح میشود، به نقشه اشاره میکنید به جای اینکه از صفر دوباره استدلال کنید.
مردم به نتایج متعهد نمیشوند. آنها به استدلالی که میتوانند ببینند متعهد میشوند.
با نشان دادن استدلال، خرید را برنده شوید.
Argumentree استدلالهای ذینفعان را جمعآوری میکند، آنها را بهصورت عمومی ارزیابی میکند و یک مسیر شفاف از دلایل اتخاذ تصمیم را حفظ میکند.
منابع و مطالعه بیشتر
- کیم، و. سی. و مابورگن، ر. (۱۹۹۷). فرآیند عادلانه: مدیریت در اقتصاد دانش. نشریه هاروارد بیزنس ریویو (چاپ مجدد ژانویه ۲۰۰۳).چارچوب فرآیند عادلانه: مشارکت، توضیح، وضوح انتظارات — و یافتهای که نشان میدهد افراد به تصمیماتی که با آنها مخالفند، زمانی که فرآیند عادلانه باشد، متعهد میشوند.
- فولگر، ر. (1977). عدالت توزیعی و رویهای: تأثیر ترکیبی "صدا" و بهبود بر نابرابری تجربهشده. نشریه روانشناسی شخصیت و اجتماعی، 35(2).شواهد تجربی اولیه برای اثر فرآیند عادلانه ("صدا") - داشتن حق اظهار نظر بر نحوه قضاوت در مورد عدالت نتایج تأثیر میگذارد.
- لند، ای. آ. و تایر، تی. آر. (۱۹۸۸). روانشناسی اجتماعی عدالت رویهای. انتشارات پلنوم.مدل ارزش گروهی: صدا اهمیت دارد بخشی به این دلیل که شنیده شدن عضویت و ارزش را نشان میدهد، نه تنها به این دلیل که میتواند نتیجه را تغییر دهد.
- لاوالو، د. و سیبونی، ا. (۲۰۱۰). موردی برای استراتژی رفتاری. مجله مککینزی.تحلیل ۱,۰۴۸ تصمیم تجاری: کیفیت فرآیند تصمیمگیری حدود شش برابر بیشتر از کیفیت تحلیل، واریانس نتایج را توضیح داد.
سوالات متداول
چرا ذینفعان در برابر تصمیمات مقاومت میکنند حتی زمانی که تصمیم خوب است؟
معمولاً نه به این دلیل که انتخاب اشتباه است، بلکه به این دلیل که استدلال پشت آن نامرئی است. وقتی یک تصمیم به عنوان یک اعلامیه نهایی ارائه میشود، ذینفعان نمیتوانند ببینند که کدام گزینهها مورد بررسی قرار گرفتهاند یا چه مصالحههایی پذیرفته شدهاند، بنابراین این تصمیم به صورت تصادفی به نظر میرسد — و مردم به ندرت به چیزی که به نظر تصادفی میرسد، متعهد میشوند. مقاومت نیز زمانی رایج است که افرادی که تحت تأثیر قرار گرفتهاند، در طول تصمیمگیری واقعاً شنیده نشدهاند، بنابراین نگرانیهای آنها به صورت واکنش منفی در زمان اجرای تصمیم بروز میکند به جای اینکه به عنوان ورودی در زمانی که هنوز فضایی برای پاسخگویی به آنها وجود داشت، مطرح شود. تحقیقات کیم و مابورگن در مورد فرآیند عادلانه نشان داد که عکس این موضوع صادق است: مردم به تصمیماتی که با آنها مخالفند، متعهد میشوند زمانی که باور داشته باشند فرآیند تولید آنها عادلانه بوده است.
چگونه میتوانید حمایت ذینفعان را جلب کنید بدون اینکه به همه حق وتو بدهید؟
خریدن نیاز به پذیرش هر دیدگاهی ندارد — بلکه نیاز به نشان دادن این دارد که هر دیدگاه مورد بررسی قرار گرفته است. فرآیند عادلانه به وضوح تصمیمگیری بر اساس اجماع نیست: افراد را زود درگیر کنید تا نگرانیهایشان بتواند بر نتیجه تأثیر بگذارد، استدلال را شفاف کنید تا بتوانند منطق را دنبال کنند، و وقتی که بر خلاف یک استدلال خاص تصمیم میگیرید، بگویید چرا. "ما صدای شما را شنیدیم و این دلیل انتخاب متفاوت ماست" حتی از افرادی که به خواستهشان نرسیدند، تعهد جلب میکند، زیرا میتوانند ببینند که ورودی آنها مورد توجه قرار گرفته است نه نادیده. — که تحقیقات عدالت رویهای نشان میدهد بخش زیادی از آنچه مردم واقعاً درخواست میکنند همین است.
فرآیند عادلانه چیست و سه اصل آن کدامند؟
فرآیند عادلانه رویکرد تصمیمگیری است که توسط و. چان کیم و رنه مابورگن در مجله هاروارد بیزنس ریویو (۱۹۹۷) توصیف شده و بر اساس تحقیقات عدالت رویهای بنا شده است. سه اصل آن عبارتند از: مشارکت — درگیر کردن افرادی که تحت تأثیر قرار میگیرند در حالی که سوال هنوز باز است و بهطور واقعی نظرات آنها را مورد توجه قرار دادن؛ توضیح — روشن کردن دلایل پشت تصمیم نهایی برای همه افراد درگیر، از جمله اینکه چرا نظرات پذیرفته نشده کنار گذاشته شدند؛ و وضوح انتظارات — بهطور صریح بیان کردن، پس از تصمیمگیری، اینکه تصمیم چه معنایی دارد و انتظار بعدی چیست. یافته مرکزی آنها این است که مردم حتی به تصمیماتی که با آنها مخالفند، متعهد خواهند شد زمانی که این سه شرط برقرار باشد.
چگونه به ذینفعان نشان میدهید که نظرات آنها مهم بود وقتی که آن را پذیرفتید؟
استدلال آنها را بهطور صریح ثبت کنید و به آنها نسبت دهید، در کنار هر استدلال دیگری. سپس، زمانی که تصمیم را اعلام میکنید، به استدلالهایی که کنار گذاشتهاید اشاره کنید و توضیح دهید که چه چیزی بر آنها غلبه کرده است. هدف این است که حلقه را ببندید: یک ذینفع باید بتواند نگرانی خود را در سوابق پیدا کند و دلیل اینکه تصمیم به سمت دیگری رفت را بخواند. پاسخ داده شدن — حتی بهصورت منفی — به مردم میگوید که شنیده شدهاند و تحقیقات عدالت رویهای (مدل ارزش گروهی لین و تایلر) توضیح میدهد که چرا: صدای واقعی نشان میدهد که شما ارزشمند هستید، مستقل از اینکه برنده شدهاید یا نه.
آیا درگیر کردن ذینفعان باعث کند شدن تصمیمگیریها نمیشود؟
کمتر از آنچه گزینه جایگزین انجام میدهد. مشارکت هزینههای زمانی را در ابتدا میطلبد، اما اعلامیهها بدون توافق، این هزینه را با بهره در طول اجرای کار بازپرداخت میکنند — مقاومت خاموش، استثنائات و سوالات دوباره مطرح شده. مورد تجربی قوی است: در تحلیل مککینزی لاوالو و سیبونی از ۱,۰۴۸ تصمیم تجاری، کیفیت فرآیند تصمیمگیری حدود شش برابر بیشتر از کیفیت تحلیل، واریانس نتایج را توضیح میدهد. و فرآیند عادلانه به معنای توافق نیست — تصمیم هنوز متعلق به کسی است که مسئولیت دارد، بنابراین مشاوره به معنای دادن حق وتو به کسی نیست. توالی کامل را برای تصمیماتی که تعهد دیگران موفقیت را تعیین میکند، حفظ کنید.
چگونه Argumentree به ایجاد توافق ذینفعان کمک میکند؟
آرگومنتری استدلالهای ذینفعان را در یک نقشه ساختاریافته ثبت میکند — هر نقطهای برای یا علیه تصمیم، به کسی که آن را مطرح کرده است نسبت داده میشود، همراه با شواهد آن. ارزیابی این استدلالها به همه اجازه میدهد ببینند که حمایت واقعاً در کجا قرار دارد، به جای اینکه این موضوع در پشت درهای بسته تصمیمگیری شود. و تصمیم یک مسیر شفاف را حفظ میکند که نشان میدهد چرا اتخاذ شده است — کدام استدلالها آن را پشتیبانی کرده و کدامها در نظر گرفته شده اما پذیرفته نشدهاند. آن رکورد "نشان دادن استدلال" است که یک اعلامیه تحویل داده شده را به تصمیمی تبدیل میکند که مردم میتوانند خود را در آن ببینند و به جای دوبارهدادن، میتوانند به آن مراجعه کنند.
اعلامیهها را به تصمیماتی تبدیل کنید که مردم به دوش میکشند.
استدلالها را جمعآوری کنید، آنها را بهطور علنی بسنجید، دلایل را منتشر کنید و ردپا را حفظ کنید — Argumentree کتابچه راهنمای فرآیند عادلانه را به جای استثنا به پیشفرض تبدیل میکند.
درباره Argumentree Team
Decision Science
The Argumentree team is building the collaborative decision-making platform Argumentree. Our mission is to transform how organizations make, document, and learn from decisions.
مقالات مرتبط
به بحث بپیوندید
آیا خریدن اعتماد از طریق فرآیند به دست میآید یا از طریق اقناع؟ در جامعه نظر خود را بیان کنید.
در انجمن Argumentree بحث کنید