روانشناسی هزینه غرق شده: چرا ما پول خوب را پس از بد خرج میکنیم
شما سیر هستید اما غذا را تمام میکنید چون برای آن پول پرداخت کردهاید؛ یک ساعت از یک فیلم بد گذشته اما میمانید چون بلیط را خریدهاید؛ یک پروژه به وضوح در حال شکست است اما شرکت همچنان پول خرج میکند چون قبلاً هزینه زیادی کرده است. اینها به نظر میرسد که موقعیتهای متفاوتی هستند اما در واقع همان یک موقعیت با لباسهای مختلف هستند — خطای هزینه غرق شده، که ممکن است گرانترین اشتباه تفکری باشد زیرا از یک بشقاب غذا تا پروژههای میلیارد دلاری و جنگهای دهساله گسترش مییابد. به طور دقیق بیان شده، یک تصمیم منطقی باید فقط هزینهها و منافع آینده را در نظر بگیرد: آنچه که شما قبلاً در پول، زمان یا تلاش خرج کردهاید به هر حال از دست رفته است و ادامه دادن نمیتواند آن را بازیابی کند. اما اینطور احساس نمیشود. هرچه بیشتر سرمایهگذاری کردهاید، سختتر میشود که کنار بروید حتی زمانی که کنار رفتن به وضوح انتخاب بهتری است و هزینههای گذشته که باید بیاهمیت باشد، تصمیم را به تصرف خود در میآورد. اقتصاددانان به صراحت میگویند — هزینههای غرق شده غرق شدهاند و فقط آنچه که بعد از آن اتفاق میافتد مهم است. سه نیرویی که تله را قفل میکنند. اجتناب از ضرر باعث میشود که ترک کردن احساس واقعی و نهایی داشته باشد، بنابراین تا زمانی که ادامه میدهیم میتوانیم به خود بگوییم که ممکن است هنوز نتیجه بگیرد. تعهد و ثبات به این معنی است که متوقف شدن نیاز به اعتراف به اشتباه بودن در شروع دارد، بنابراین ادامه دادن تصویر خود را حفظ میکند در حالی که کیف پول را خالی میکند. و هویت خطی را فراهم میکند درباره اینکه ما یک ترککننده نیستیم، یک فضیلت در برخی جاها و یک اشکال ویرانگر ثروت در اینجا. اینها با هم باعث تشدید تعهد میشوند: هرچه بیشتر درگیر باشید، بیشتر دو برابر میکنید، دقیقاً زمانی که باید ضررها را کاهش دهید — هرچند تحقیقات در مورد تشدید بیشتر از افسانهها سنجیده است و هزینه غرق شده را به عنوان یکی از عوامل قوی در میان چندین عامل دیگر در نظر میگیرد نه کل داستان. این وضعیت با تماشاگران دیگر بدتر میشود، زیرا ترک کردن به معنای اعتراف به شکست در ملأ عام است: مدیر اجرایی که پروژه محکوم به فنا را حمایت کرده نمیتواند آن را متوقف کند بدون اینکه آبرویش را از دست بدهد، تیم همچنان به حرکت ادامه میدهد زیرا تغییر مسیر همه کسانی را که از آن حمایت کردهاند متهم میکند و هرچه یک گروه به طور عمومی متعهدتر باشد، سختتر میشود که برای جلوگیری از تحقیر متوقف شود. یک سوال به وضوح مطرح میشود: با دانستن همه چیزهایی که اکنون میدانم، اگر امروز از نو شروع میکردم، آیا این کار را آغاز میکردم؟ اگر پاسخ منفی است، تنها چیزی که شما را در این وضعیت نگه میدارد هزینه غرق شده است، پول رفته است چه متوقف شوید چه نه، و تنها انتخاب واقعی باقیمانده این است که آیا به خرج کردن بیشتر ادامه دهید یا نه. نامگذاری احساس این وضعیت را از بین نمیبرد، اما پرسیدن این سوال به صورت بلند، به ویژه به عنوان یک تیم، به همه اجازه میدهد که متوقف شوند و دلار بعدی را در جایی بگذارند که واقعاً میتواند برنده شود.
روانشناسی هزینه غرق شده: چرا ما پول خوب را پس از بد خرج میکنیم
غذای نیمهخورده، پروژهای که شکست خورده، رابطهای که سالها پیش به پایان رسید. همان تله، هر بار.
شما سیر هستید، اما غذا را تمام میکنید چون برای آن پول پرداخت کردهاید.
شما یک ساعت از یک فیلم بد گذشتهاید، اما هنوز میمانید — شما قبلاً بلیط را خریدهاید.
یک پروژه به وضوح در حال شکست است، اما شرکت همچنان پول خرج میکند، زیرا قبلاً هزینه زیادی کرده است.
اینها مانند موقعیتهای متفاوتی به نظر میرسند. آنها همان یک موقعیت هستند که در لباسهای مختلفی ظاهر شدهاند. این توهم هزینه غرق شده است — یکی از بهترین مستند شدههای سوگیریهای شناختی، و ممکن است گرانترین اشتباه تفکری باشد که وجود دارد، زیرا از یک بشقاب شام تا پروژههای میلیارد دلاری و جنگهای دهساله گسترش مییابد.
(ما نسخه سازمانی آن را در داستان کداک دیدیم — اینجا ماشین شخصی زیر آن است.)
خطا، به طور دقیق
یک تصمیم منطقی باید تنها هزینهها و منافع آینده را در نظر بگیرد. آنچه که شما قبلاً خرج کردهاید — پول، زمان، تلاش — به هر حال رفته است. ادامه دادن نمیتواند آن را بازگرداند.
اما اینطور احساس نمیشود. هرچه بیشتر سرمایهگذاری کردهاید، ترک کردن سختتر میشود — حتی زمانی که ترک کردن به وضوح انتخاب بهتری از اینجا است. هزینههای گذشته، که باید بیاهمیت باشد، تصمیمگیری را به تصرف خود در میآورد.
اقتصاددانان یک قاعده صریح برای آن دارند: هزینههای غرق شده، غرق شدهاند. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که در ادامه چه اتفاقی میافتد.
چرا اینقدر ما را محکم درگیر میکند
سه نیرو تله را قفل میکنند:
- ✕ترس از دست دادن. ترک کردن باعث میشود که این ضرر واقعی و نهایی به نظر برسد. تا زمانی که ادامه میدهیم، میتوانیم به خود بگوییم که ممکن است هنوز نتیجه بگیرد — بنابراین برای جلوگیری از درد پذیرش اینکه پول بد رفته، پول خوب را به آن اضافه میکنیم.
- ✕تعهد و ثبات. متوقف شدن به معنای اعتراف به اشتباه بودن از ابتدا است. ادامه دادن از تصویر خودمان محافظت میکند، حتی اگر به جیبمان آسیب بزند.
- ✕هویت. "من تسلیم نمیشوم" — یک فضیلت در برخی جاها، یک اشکال ویرانگر ثروت در اینجا.
با هم آنها افزایش تعهد را تولید میکنند: هرچه بیشتر درگیر شوید، بیشتر بر روی آن سرمایهگذاری میکنید — دقیقاً زمانی که باید ضررها را کاهش دهید.
شایان ذکر است که تحقیقات در مورد تشدید وضعیت، دقیقتر از افسانهها است. هزینههای غرق شده یکی از عوامل قوی در میان چندین عامل است — نه تنها توضیحی برای هر پروژه ناموفق — و درمان طولانیمدت که در بالا به آن اشاره شد، آنچه را که شواهد واقعاً پشتیبانی میکنند، توضیح میدهد.
وضعیت حتی بدتر است وقتی دیگران تماشا میکنند
هزینه غرق شده به تنهایی بد است. در گروهها، کشنده است — زیرا اکنون ترک کردن به معنای اعتراف به شکست در ملأ عام.
مدیر اجرایی که از پروژهی محکوم به فنا حمایت کرده نمیتواند آن را متوقف کند بدون اینکه آبرویش برود. تیم به پیشروی ادامه میدهد زیرا تغییر مسیر به معنای محکوم کردن همه کسانی است که از آن حمایت کردهاند. هرچه یک گروه به طور عمومی بیشتر متعهد شده باشد، دشوارتر میشود که از شرم توقف اجتناب کند — و اینگونه است که سازمانها سالها و ثروتها را صرف چیزهایی میکنند که همه به طور خصوصی میدانند مردهاند.
هرچه جمعیت بزرگتر باشد، تله قویتر است. این همچنین دلیل این است که یک سند تصمیمگیری م کمک بیشتری میکند نسبت به آنچه که به نظر میرسد: وقتی استدلال اصلی روی صفحه است، بازبینی آن یک مرور استدلال است و نه یک محکومیت شخص.
تنها سوالی که آن را میشکند
یک حرکت ذهنی تمیز وجود دارد که به طور مستقیم عبور میکند:
"با توجه به همه چیزهایی که اکنون میدانم، اگر امروز از نو شروع میکردم — آیا این کار را آغاز میکردم؟"
اگر پاسخ منفی است، تنها چیزی که شما را در این وضعیت نگه داشته، هزینههای از دست رفته است. پول رفته است، چه شما ادامه دهید و چه نه. تنها انتخاب واقعی باقیمانده این است که آیا به خرج کردن بیشتر ادامه دهید یا نه.
این کار آسان نیست — احساس از بین نمیرود فقط به این دلیل که شما آن را نام بردهاید. اما پرسیدن سوال به صورت بلند، به ویژه به عنوان یک تیم، به همه اجازه میدهد تا کار شجاعانه و سودآوری انجام دهند: توقف کنند و دلار بعدی را در جایی قرار دهند که واقعاً بتواند برنده شود.
غذایی که هنوز به خاطر پرداخت هزینهاش میخوری چیست — یک پروژه، یک تعهد، مسیری که هرگز از نو انتخابش نمیکنی؟
پاسخ بده و نامش را بگذار. گفتن آن به صورت بلند معمولاً اولین قدم صادقانه به سمت کنار گذاشتن چنگال است.
استدلال را قضاوت کنید، نه سرمایهگذاری را
Argumentree دلایل موافق و مخالف یک تعهد را در طول زمان قابل مشاهده نگه میدارد — بنابراین بازبینی یک تصمیم به معنای دوباره خواندن استدلالهاست، نه دفاع از هزینه.
آغاز آزمایش رایگان ۱۴ روزه →مطالعه مرتبط
تعصب شناختی که کداک را نابود کرد
نسخه سازمانی این تله، در مقیاس کامل.
تشدید تعهد
آنچه تحقیقات در واقع درباره دو برابر کردن نشان میدهد — از جمله جایی که هزینه غرق شده ضعیفتر از ادعاهای افسانهای است.
تعصب شناختی چیست؟
خانواده وسیعتری از خطاهای سیستماتیک به هزینههای غرق شده تعلق دارد.
چرا افراد باهوش تصمیمات احمقانه میگیرند
چرا هوش نمیتواند دفاعی در برابر تعصبی باشد که نمیتوانی از درون ببینی.
