چگونه مککینزی، بریجواتر و آمازون اختلاف نظر را به تصمیمات تبدیل میکنند: پروتکل ساختاریافته
مککینزی، بریجواتر و آمازون یک باور غیرمعمول را به اشتراک میگذارند: اختلاف نظر، اگر به درستی ساختاربندی شود، یک دارایی با کیفیت تصمیمگیری است. در نامهاش به سهامداران در سال ۲۰۱۶، جف بزوس به اختلاف نظر با یک اثر اصلی آمازون استودیو اشاره کرد و نوشت: 'من مخالفم و متعهد میشوم و امیدوارم که این اثر پرتماشاگرترین چیزی باشد که تاکنون ساختهایم'—اختلاف نظر به طور کامل بیان شده، به صورت مکتوب، و پس از آن تعهد کامل. 'وظیفه اختلاف نظر' مککینزی، که به ماروین باور نسبت داده میشود، به هر مشاوری—از جمله تازهکارترینها—حق و وظیفه میدهد که وقتی معتقدند یک توصیه نادرست است، صحبت کنند؛ سکوت در مورد یک خطای شناخته شده به عنوان یک شکست حرفهای تلقی میشود. بریجواتر، بزرگترین صندوق پوشش ریسک جهان، اختلاف نظر را از طریق جلسات ضبط شده، نمرات اعتبار در هر حوزه ('کارتهای بیسبال')، ارزیابیهای جلسه در زمان واقعی (جمعآوری نقطهای) و تصمیمگیری با وزنگذاری اعتبار، سیستماتیک میکند؛ فرمولبندی ری دالیو این است که 'یک ایدهمحوری با وزنگذاری اعتبار بهترین سیستم برای اتخاذ تصمیمات است.' مکانیزمهای آمازون شامل یادداشتهای ۶ صفحهای است که در ۳۰ دقیقه اول جلسه به صورت خاموش خوانده میشود—که از تأثیرگذاری فرد ارشد بر جلسه جلوگیری میکند—و اصل رهبری 'اختلاف نظر و تعهد' که نیاز به اختلاف نظر صریح قبل از تصمیمگیری و اجرای کامل پس از آن دارد. هر سه به پنج عنصر ساختاری مشترک میرسند: جداسازی ایدهپردازی از ارزیابی، نیاز به شواهد با هر اعتراضی، ثبت تمام دیدگاههای مخالف، حفظ حقوق تصمیمگیری واضح و تعهد کامل پس از تصمیمگیری. بنیاد تحقیق: پیشبینی از منظر گذشته شناسایی علل شکست را به طور تقریبی ۳۰% بهبود میبخشد (میتچل، روسو و پنیگتون ۱۹۸۹، اساس پیشمرگ گاری کلاین)؛ اختلاف نظر ساختاری توصیههای با کیفیتتری نسبت به توافق عمومی تولید کرد (شوایگر، سندبرگ و راگان، مجله آکادمی مدیریت ۱۹۸۶)؛ و دیدگاههای اقلیت جستجوی گروه را برای اطلاعات و راهحلها گسترش میدهد (چارلان نمت، دانشگاه کالیفرنیا، برکلی).
بهترین سازمانهای عملکردی در جهان با اختلاف نظر مدیریت نمیکنند—آنها سیستماتیک میکنند. مککینزی، بریجواتر و آمازون هر کدام پروتکلهای رسمیای ایجاد کردند که از درگیری سیگنال استخراج کرده و نارضایتی را به مزیت نهادی تبدیل میکنند.
- هر سه عمل عدم توافق را از عمل تصمیمگیری جدا میکنند و نیاز دارند که هر دو بهطور صریح انجام شوند.
- اعتراضات مبتنی بر شواهد کلید ساختاری هستند: بدون شواهد، در مناظره حق ورود ندارید
- ثبت مخالفت به اندازه ثبت تصمیمات مهم است - این امکان یادگیری پس از وقوع را فراهم میکند.
- این پروتکل مشابه میتواند در هر سازمانی در پنج مرحله از فردا پیادهسازی شود.
م memo ای که بیزوس درباره یک نمایش که به آن اعتقادی نداشت ارسال کرد
در نامهاش به سهامداران آمازون در سال ۲۰۱۶، جف بزوس داستانی درباره یک نمایش که نمیخواست آن را بسازد، تعریف کرد. آمازون استودیوها یک تولید اصلی به او ارائه دادند که او واقعاً در مورد آن تردید داشت. او اختیار داشت که با یک جمله آن را متوقف کند. اما به جای آن، او پاسخ داد:
من مخالفم و متعهد هستم و امیدوارم که این تبدیل به پرتماشاگرترین چیزی شود که تا به حال ساختهایم.
به ساختار آن جمله نگاه کنید. عدم توافق به وضوح، به صورت مکتوب، در سوابق بیان شده است. تعهد کامل است—نه "خوب، به روش خودت انجام بده"، بلکه یک امید فعال برای موفقیت پروژه. بیزوس سخاوتمند نبود. او در حال اجرای یک پروتکل بود.
بیشتر سازمانها هیچیک از این دو را ندارند. اختلاف نظر در حریم خصوصی باقی میماند، تعهد جزئی باقی میماند و رهبران seniority را با درستی اشتباه میگیرند. سازمانهایی که به طور مداوم عملکرد بهتری دارند—مککینزی، بریجواتر و آمازون در نزدیکی بالای هر فهرستی از این دست قرار دارند—سیستمهایی ساختهاند که عمداً از آلوده شدن این سردرگمی به تصمیماتشان جلوگیری میکند. قبل از جلسه رهبری بعدیتان، ارزش دارد که دقیقاً ببینید چگونه.
مشکلی که بیشتر سازمانها حاضر به پذیرش آن نیستند
برنامه تحقیقاتی چارلان نمت در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی نشان داد که گروههایی که با دیدگاههای اقلیت—حتی نادرست—مواجه میشوند، به دنبال اطلاعات بیشتری میگردند، استراتژیهای بیشتری را به کار میبرند و راهحلهای صحیحتری پیدا میکنند نسبت به گروههایی که به سرعت به توافق میرسند. اگر تیمهای شما به طور قابل اعتمادی سریعاً به توافق میرسند، این نشانهای از درست بودن آنها نیست.
طیف اختلاف نظر
اختلاف نظر در یک طیف از اجتناب کامل تا هرج و مرج کامل وجود دارد، با یک منطقه تولیدی که اکثر سازمانها یا به طور کامل آن را از دست میدهند یا به طور تصادفی از آن عبور میکنند.
منطقه تولیدی یک ویژگی شخصیتی نیست - بلکه یک وضعیت ساختاری است. سازمانها به این وضعیت نمیرسند با استخدام افراد ناموافق، بلکه با ایجاد سیستمهایی که اعتراض مبتنی بر شواهد را عادی، ایمن و ضروری میسازد.
وظیفه مخالفت مک کینزی
رویکرد مککینزی به اختلاف نظر غیرمعمول است زیرا بهطور صریح بهعنوان یک وظیفه، نه یک اجازه، چارچوببندی شده است. این هنجار به ماروین باور، معمار شرکت، نسبت داده میشود که به هر مشاور—از جمله کمتجربهترین فرد در پروژه—حق و وظیفه صحبت کردن را زمانی که معتقدند یک توصیه یا تحلیل نادرست است، اعطا کرد. سکوت در مورد یک اعتراض مهم بهعنوان یک شکست حرفهای تلقی میشود، نه یک عمل بیطرفانه.
دو چیز باعث میشود که این هنجار در عمل کار کند. اول، هیچ استثنای ارشدیتی ندارد: یک تحلیلگر جوان همان وظیفه را دارد که نقصی را در توصیه یک شریک علامتگذاری کند که شریک در استراتژی یک مشتری علامتگذاری میکند و جوانان اغلب به دادهها نزدیکتر هستند. دوم، فرهنگ انتظار دارد که اعتراضات با استدلال همراه باشد. "من فکر نمیکنم این کار کند" یک احساس است؛ یک تحلیل متقابل یک مشارکت است. این شرکت حساب خود را از این هنجار تحت عنوان "وظیفه به مخالفت" منتشر کرده است و این موضوع یکی از ارکان هر توصیف فرهنگی مککینزی از زمان باور بوده است.
نکته عمیقتر این است که بیشتر تقلیدکنندگان آن را از دست میدهند: الزام، پیشفرض اجتماعی را معکوس میکند. در بیشتر شرکتها، صحبت کردن با خطر همراه است. در مککینزی، سکوت این خطر را دارد.
شفافیت رادیکال بریجواتر: سیستم کامل
بریجواتر آسوشیتس—که هنوز بزرگترین صندوق پوشش ریسک جهان است و حدود ۱۲۵ میلیارد دلار را مدیریت میکند—دارای فرهنگ اختلافنظر مهندسیشدهترین در کسبوکار است. اغلب بهعنوان افراطی توصیف میشود و از نظر استانداردهای متعارف نیز چنین است. اما مکانیزمها چیزی مهم را فاش میکنند: این یک فرهنگ مواجهه نامحدود نیست. این یک فرهنگ شواهد سیستماتیک است.
ضبط جلسه
جلسات ضبط و قابل جستجو هستند. هدف نظارت نیست—بلکه حافظه نهادی است. زمانی که یک تصمیم دوباره بررسی میشود، استدلال واقعی قابل بازیابی است، نه فقط روایت رسمی.
کارتهای بیسبال
کارمندان امتیاز اعتبار در هر حوزه دارند که از سوابق پیشبینیها و تصمیمات آنها در آن زمینه ساخته شده است. نظرات بر اساس اعتبار حوزه وزندهی میشوند، نه بر اساس ارشدیت سلسلهمراتبی.
نقطه جمعکننده
رتبهبندی لحظهای شرکتکنندگان در طول جلسات. زمانی که کسی نظری میدهد، دیگران بلافاصله کیفیت آن را ارزیابی میکنند. رتبهبندیهای تجمیعشده اعتبار واقعی را در مقابل اعتبار اجتماعی نشان میدهد.
وزندار کردن قابلیت باورپذیری
رایها در تصمیمات عمده بر اساس اعتبار مرتبط وزندهی میشوند. نظر دالیو در مورد اقتصاد کلان بیشتر از نظر او در مورد زیرساختهای فناوری اهمیت دارد—بهطور صریح، نه فقط بهطور فرهنگی.
یک meritocracy ایدهای با وزندهی به قابلیت باور، بهترین سیستم برای اتخاذ تصمیمات است.
اثر سیستم این است که عدم توافق را غیرشخصی میکند. زمانی که اعتراض شما در زمان واقعی ارزیابی میشود و نمره اعتبار شما نشاندهنده سوابق شماست، دینامیکهای اجتماعی که معمولاً مخالفت را سرکوب میکنند—احترام به مقام، ترس از دیده شدن به عنوان فردی دشوار—قدرت خود را از دست میدهند. هشدار عادلانه: گزارشها درباره بریجواتر این سوال را مطرح کردهاند که آیا شایستهسالاری بهطور کامل با توصیف خود مطابقت دارد یا خیر. اما حتی با در نظر گرفتن این نکته، اصل طراحی پابرجاست: استدلال بر اساس شایستگیهای خود رقابت میکند زیرا سیستم به طور مداوم تأکید میکند که شایستگیها چیزی است که نهاد به آن ارزش میدهد.
معماری عدم توافق ساختاری آمازون
مشارکت آمازون از نظر عملیاتی مشخصترین است: دو مشکل متمایز، دو مکانیزم متمایز، هر دو بهطور اجباری اجرا میشوند.
شش صفحهای دینامیکهای HiPPO را قبل از شروع جلسه از بین میبرد. جلسات برای تصمیمات مهم با حداکثر 30 دقیقه مطالعه سکوتآمیز یک روایت مکتوب آغاز میشود—بدون اسلاید. مدیرعامل همان سند را به طور همزمان با کمسنترین فرد در اتاق میخواند. وقتی بحث آغاز میشود، همه اطلاعات یکسانی را بدون تأثیر تثبیتکننده چارچوبسازی ابتدایی یک رهبر ارشد پردازش کردهاند. بیزوس این شیوه یادداشتنویسی را یکی از هوشمندانهترین کارهایی که آمازون انجام داده، نامیده است. (برای اینکه چگونه شش صفحهای با سیستم تصمیمگیری وسیعتر بیزوس تناسب دارد، به فلسفه سه تصمیم در روز او مراجعه کنید.)
"عدم توافق و تعهد" به حالت شکست پس از تصمیمگیری میپردازد. بیشتر سازمانها حداقل میدانند که باید عدم توافق پیش از تصمیمگیری را حل کنند. تقریباً هیچکدام از آنها هنجارهای صریحی برای آنچه پس از تصمیمگیری اتفاق میافتد، زمانی که افرادی که مخالف بودند هنوز هم مخالف هستند، ندارند. اصل آمازون بیابهام است: شما به طور کامل اجرا میکنید، گویی که تصمیم متعلق به شماست. و این تنها به خاطر این است که نیمه اول—عدم توافق کامل و صریح قبل از تصمیم—واقعاً الزامی است، نه فقط مجاز.
چرا بیشتر پیادهسازیهای "اختلاف نظر و تعهد" شکست میخورند
سازمانها "اختلاف نظر داشته باشید و متعهد شوید" را به عنوان یک هنجار برای رفتار پس از تصمیمگیری اتخاذ میکنند بدون اینکه الزامات پیش از تصمیمگیری را پیادهسازی کنند. نتیجه: افراد به طور خاموش متعهد میشوند و اختلاف نظر خود را به صورت خصوصی نگه میدارند و با بیمیلی عمل میکنند. این اصل به "سکوت کن و انجامش بده" تنزل مییابد. نیمه پیش از تصمیمگیری اختیاری نیست—این همان چیزی است که نیمه پس از تصمیمگیری را مشروع میسازد.
پروتکل مشترک: چه چیزی هر سه به اشتراک میگذارند
با وجود صنایع، فرهنگها و سازوکارهای مختلف، مککینزی، بریجواتر و آمازون بر روی پنج عنصر ساختاری که عدم توافق سازنده را در مقیاس نهادی تعریف میکند، همگرایی دارند. این همان منطق طراحی است که استیو جابز در هیئت مدیره پیکسار به کار برد—ایجاد شرایط برای نارضایتی به جای درخواست رفتار:
ایدهپردازی را از ارزیابی جدا کنید
تولید گزینهها و ارزیابی گزینهها مراحل متمایزی هستند که قوانین متفاوتی دارند. در مرحله ایدهپردازی، همه ایدهها معتبر هستند. در مرحله ارزیابی، شواهد الزامی است. ترکیب این دو باعث همگرایی زودهنگام میشود.
شواهد اول (بدون نظر بدون استدلال)
یک اعتراض بدون تحلیل پشتیبان ورودی به تصمیم نیست - بلکه نویز است. هر سه فرهنگ انتظار دارند که عدم توافق با استدلال همراه باشد، حتی اگر آن استدلال ناقص باشد.
ضبط ساختاری تمام اعتراضات
اختلاف نظرهایی که اتفاق میافتند اما ثبت نمیشوند، هیچ ارزشی برای سازمان ندارند. ثبت نارضایتی به اندازه ثبت خود تصمیم اهمیت دارد—این امکان یادگیری پس از تصمیمگیری را فراهم میکند.
حقوق تصمیمگیری واضح (چه کسی تصمیم میگیرد، نه چه کسی بلندتر فریاد میزند)
هر سه سازمان چارچوبهای مشخصی برای تعیین اینکه چه کسی اختیار تصمیمگیری دارد، دارند. اختلاف نظر از همه خوشآمد است. اختیار تصمیمگیری به یک نقش خاص تعلق دارد. ادغام این دو باعث ایجاد فلج میشود.
تعهد پس از تصمیمگیری بدون توجه به موضع اولیه
زمانی که تصمیم گرفته شد، اختلاف نظر به پایان میرسد. اجرای یک تصمیم بهطور نیمهدلخواه بهخاطر عدم توافق با آن یک حالت شکست جداگانه است و در هر سه فرهنگ بهطور صریح به عنوان یکی از آنها نامگذاری شده است.
آنچه تحقیقات واقعاً نشان میدهد
پروتکل تنها یک افسانه شرکتی نیست—اجزا یک پایه تجربی دارند:
پیشمرگها: ~۳۰٪
پیشبینی پسنگر—با فرض اینکه یک تصمیم قبلاً شکست خورده و توضیح اینکه چرا—شناسایی صحیح علل نتایج را به طور تقریبی ۳۰٪ در مقایسه با تحلیل استاندارد آیندهنگر بهبود بخشید. گری کلاین تکنیک پیشمرگ را بر اساس این یافته بنا نهاد.
میتچل، روسو و پنیگتون ۱۹۸۹؛ کلاین، HBR ۲۰۰۷
ناهمسویی ساختاری بر توافق غلبه میکند
نقشآفرینی شیطانی و تحقیق دیالکتیکی توصیهها و فرضیات استراتژیک با کیفیت بالاتری نسبت به رویکردهای توافقی تولید کردند - با هزینهای معین در رضایت گروه. راحتی و کیفیت با هم در تضاد هستند.
شوایگر، سندبرگ و راگان، نشریه آکادمی مدیریت ۱۹۸۶
دیدگاههای اقلیت جستجو را گسترش میدهند
گروههایی که در معرض دیدگاههای اقلیت قرار دارند، به دنبال اطلاعات بیشتری میگردند، از استراتژیهای بیشتری استفاده میکنند و راهحلهای صحیحتری پیدا میکنند نسبت به گروههایی که فقط در معرض اکثریتها هستند—حتی زمانی که دیدگاه اقلیت نادرست باشد.
چارلان نمت، دانشگاه کالیفرنیا، برکلی
آیا این همه چیز را کند نخواهد کرد؟
اعتراض استاندارد به اختلاف ساختاری سرعت است: اگر هر تصمیمی باید اعتراضات مستند، یک تحویل وکیل شیطان و یک پیشمرگ را تحمل کند، آیا سازمان به توقف نخواهد رسید؟
پاسخ بیزوس در همان نامه ۲۰۱۶ این است که پروتکل به سمت دیگر عمل میکند. زمینه "اختلاف نظر و تعهد" بخشی است که بهطور دقیق با عنوان تصمیمگیری با سرعت بالا نامگذاری شده است:
از عبارت "اختلاف نظر داشته باشید و متعهد شوید" استفاده کنید. این عبارت زمان زیادی را صرفهجویی میکند. اگر در مورد یک جهت خاص اطمینان دارید حتی اگر توافقی وجود نداشته باشد، گفتن "ببینید، میدانم که در این مورد اختلاف نظر داریم اما آیا با من روی آن ریسک میکنید؟ اختلاف نظر داشته باشید و متعهد شوید؟" مفید است.
ساختار چیزی است که به شما اجازه میدهد از بحث کردن دست بردارید. وقتی مخالفت یک مکان رسمی برای ثبت دارد، نیازی به دوباره بررسی آن در راهروها نیست؛ وقتی حقوق تصمیمگیری صریح است (عنصر ۰۴)، هیچکس نیازی به کسب اجماع برای حرکت ندارد؛ و وقتی تصمیمات قابل برگشت بهطور متفاوتی از تصمیمات غیرقابل برگشت برخورد میشوند، بیشتر تماسها هرگز به تمام سازوکار نیاز ندارند. سازمانهای کند، آنهایی هستند که در آنها اختلاف نظر هیچ راهی برای ابراز ندارد—بنابراین به هر جلسهای نشت میکند، برای همیشه.
اجرای پروتکل عدم توافق شما: ۵ مرحله
شما نیازی به ضبط تمام جلسات خود یا پیادهسازی امتیازدهی اعتبار برای به دست آوردن ارزش اصلی ندارید. پنج مرحله زیر میتواند در جلسه بعدی شما پیادهسازی شده و در سطح سازمان در یک فصل اجرا شود:
قبل از اینکه صحبت کنی، بنویس
از هر شرکتکننده بخواهید که موقعیت خود را به صورت مکتوب قبل از شروع هر بحث گروهی ثبت کند. این کار از ایجاد لنگر جلوگیری کرده و یک پایه صادقانه ایجاد میکند.
شواهد با هر اعتراضی
یک قاعده تعیین کنید: اعتراضات بدون دلایل پشتیبان به عنوان اعتراض محسوب نمیشوند. آنها ثبت میشوند اما در سوابق تصمیمگیری وارد نمیشوند.
مورد معکوس را به عنوان یک تحویل تعیین کنید
قبل از هر تصمیم بزرگ، یک نفر را تعیین کنید تا قویترین مورد مستند علیه جهت غالب را ارائه دهد—مدرک در دست، نه نقشی که در اتاق بازی میشود. (به راهنمای ما در مورد استیلمنینگ مراجعه کنید تا متوجه شوید چرا چارچوب ارائه مهم است.)
نظر اقلیت را مستند کنید
یادداشتهای جلسه باید شامل مواضع مخالف به همراه دلایل آنها باشد، نه فقط تصمیم نهایی. این امر مسئولیتپذیری را ایجاد کرده و یادگیری بازنگرانه را ممکن میسازد.
یک پیشمرگ انجام دهید
قبل از نهایی کردن هر تصمیم مهم، ۱۵ دقیقه وقت بگذارید و فرض کنید که این تصمیم قبلاً شکست خورده است. چه چیزی اشتباه پیش رفت؟ پاسخها خطراتی را فاش میکنند که توافق نظر پنهان میکند.
ساختاردهی به اختلاف در مقیاس بزرگ
عامل محدودکننده در بیشتر سازمانها، عدم تمایل به مخالفت نیست—بلکه زیرساختی است که بتواند مخالفتها را به شکلی مفید ثبت کند. اعتراضات کلامی در جلسات ظرف ۴۸ ساعت از حافظه سازمانی ناپدید میشوند. یادداشتهای کتبی کمک میکنند، اما آنها اصطکاکی ایجاد میکنند که باعث کاهش دفعاتی میشود که اعتراضات به طور کلی مطرح میشوند.
آرگومنتری به طور خاص برای این مشکل ساخته شده است: زیرساخت درخت استدلال که هر اعتراضی، هر استدلال پشتیبان و هر ضد استدلال را به صورت ساختاری، قابل جستجو و قابل حسابرسی ثبت میکند. زمانی که تیم شما درباره یک تصمیم استراتژیک بحث میکند، درخت استدلال حفظ میشود—نه فقط نتیجه. شش ماه بعد، شما میتوانید نه تنها ببینید چه تصمیمی گرفته شده است، بلکه چرا و کدام گزینهها به چه دلایلی رد شدهاند.
این حافظه نهادی است که مککینزی از طریق اسناد مشارکت، بریجواتر از طریق ضبطها و آمازون از طریق شش صفحهایها ایجاد میکند—به صورت خودکار به فرمتهایی طراحی شده برای استفاده مداوم، نه فقط بازیابی آرشیوی.
الگوی واقعی
برندینگ را کنار بگذارید—وظیفهی مخالفت، شفافیت رادیکال، اختلاف نظر و تعهد—و سه فرهنگ همان بازی را انجام میدهند: قبل از تصمیم، مخالفت را اجباری کنید، بعد از آن، تعهد را اجباری کنید و همه چیز را در این بین یادداشت کنید.
هیچیک از اینها نیاز به بودجه یک صندوق پوشش ریسک یا استعداد یک شرکت مشاوره ندارد. این نیاز به تصمیمگیری دارد که توافق هدف جلسات شما نیست—تصمیمات بهتر است. عدم توافق هرگز مشکل نبود. عدم ساختار مشکل بود.
منابع و مطالعه بیشتر
منبع اصلی برای "عدم توافق و تعهد" و تصمیمگیری با سرعت بالا، از جمله مثال آمازون استودیو که در بالا ذکر شد
سیستم عامل بریجواتر: شایستگی ایده، وزندهی به قابلیت باور، شفافیت رادیکال، کارتهای بیسبال و جمعآوری نقطهها
شرح خود شرکت درباره هنجار مخالفت که به ماروین باور نسبت داده شده است؛ همچنین در کتاب ایتن راسیِل به نام "روش مککینزی" (1999) توصیف شده است.
تکنیک پیشمرگ، مبتنی بر تحقیق پیشبینی-پسنگر میچل، روسو و پنیگتون در سال 1989 (~30% یافته)
دیدگاههای اقلیت و تفکر متفاوت (مجله روانشناسی اجتماعی کاربردی، ۱۹۸۷ و کارهای بعدی)
سوالات متداول
تعهد مککینزی به مخالفت چیست؟
«تعهد به مخالفت» مککینزی یک هنجار حرفهای است که به ماروین باور، معمار این شرکت، نسبت داده میشود: هر مشاور، صرفنظر از سطح seniority، حق و وظیفه دارد که وقتی معتقد است یک توصیه یا تحلیل نادرست است، صحبت کند. سکوت در مورد یک اعتراض مهم به عنوان یک شکست حرفهای تلقی میشود، نه یک عمل بیطرف. این هنجار بهطور عمدی هیچ استثنای seniority ندارد - یک تحلیلگر جوان به اندازه یک شریک موظف است که نقصی در کار شریک را گزارش کند، همانطور که شریک موظف است نقصی در استراتژی مشتری را گزارش کند - و در عمل، انتظار میرود که اعتراضات با استدلال همراه باشند، نه فقط ناراحتی.
چگونه شفافیت رادیکال بریجواتر در عمل کار میکند؟
Bridgewater جلسات را ثبت میکند و آنها را قابل جستجو میسازد، و اصل 'مرتبسازی ایدهها بر اساس شایستگی' به این معناست که کیفیت استدلال—نه رتبه نویسنده آن—وزن آن را تعیین میکند. مکانیزمهای مستند: Dot Collector (امتیازدهی در زمان واقعی به مشارکتها در طول جلسات)، 'کارتهای بیسبال' (امتیازهای اعتبار بر اساس حوزه که از سوابق هر فرد ساخته شدهاند)، و وزندهی به اعتبار (رأیگیری در تصمیمات عمده با وزندهی بر اساس اعتبار مرتبط، نه تعداد افراد). فرمولبندی ری دالیو در اصول: 'یک مرتبسازی ایدهها بر اساس وزن اعتبار بهترین سیستم برای اتخاذ تصمیمات است.'
اصل "اختلاف نظر داشته باشید و متعهد شوید" از آمازون چیست؟
'عدم توافق و تعهد' یک اصل رهبری آمازون است که شامل دو بخش با وزن برابر است: قبل از نهایی شدن تصمیم، به طور کامل و صریح عدم توافق کنید—به صورت مکتوب، با دلایل—سپس، پس از تصمیمگیری، به گونهای عمل کنید که گویی این تصمیم ایده خود شماست. جف بزوس در نامه سهامداران خود در سال ۲۰۱۶ مثال کلاسیکی ارائه داد: او با تأیید یک اصل خاص آمازون استودیوها مخالف بود و نوشت 'من مخالفم و متعهد میشوم و امیدوارم که این مورد، پرتماشاگرترین چیزی باشد که تاکنون ساختهایم.' او همچنین این عبارت را به عنوان یک صرفهجویی در زمان معرفی کرد: این اجازه را به تیمها میدهد که با conviction حرکت کنند زمانی که توافقی وجود ندارد.
تفاوت بین اختلاف سازنده و اختلاف غیرسازنده چیست؟
اختلاف سازنده ساختاریافته، مبتنی بر شواهد و جدا از هویت شخصی است. این نوع اختلاف به استدلال چالش میکشد، نه به استدلالکننده، و اطلاعات جدیدی تولید میکند—یک تحلیل متقابل، یک فرضیهای که به سطح آمده، یک نقطه دادهای که نادیده گرفته شده—که تصمیم نهایی را بهبود میبخشد. اختلاف غیرسازنده موضعی است: این نوع اختلاف از یک موضع دفاع میکند به جای اینکه درک را پیش ببرد و به صورت احساسی تشدید میشود بدون اینکه از نظر شواهد پیشرفت کند. آزمون ساختاری ساده است: اختلاف سازنده اطلاعات موجود برای تصمیمگیرندگان را تغییر میدهد؛ در حالی که اختلاف غیرسازنده تنها دمای احساسی اتاق را تغییر میدهد.
چگونه میتوانید امنیت روانی را برای اختلاف نظر ایجاد کنید؟
موثرترین مداخلات ترکیبی از ناشناسی ساختاری و مشروعیت فرآیند رسمی هستند. جمعآوری نظرات اولیه بهصورت ناشناس (قبل از بحثهای عمومی) ریسک اجتماعی را از بیان دیدگاههای اقلیت حذف میکند. اختصاص دادن مورد مخالف بهعنوان یک خروجی رسمی به افراد اجازه میدهد تا بدون اینکه بهعنوان مانع شناخته شوند، علیه جهتگیری غالب استدلال کنند. پیشمرگها ('تصور کنید که این قبلاً شکست خورده است—چرا؟') انتقاد را بهعنوان وظیفهای میسازند تا انحرافی از آن. تحقیقات امی ادموندسون در دانشکده کسبوکار هاروارد نشان میدهد که ایمنی روانی عمدتاً از طریق رفتار رهبر ساخته میشود و در عمل، هیچ چیزی سریعتر از تغییر واضح یک تصمیم توسط رهبر بهخاطر اینکه یک فرد جوان یک استدلال مخالف را مطرح کرده است، این ایمنی را نشان نمیدهد.
چگونه با مشکل HiPPO (نظر بالاترین پرداختی) برخورد میکنید؟
مسئله HiPPO—جایی که سلسلهمراتب جایگزین کیفیت تحلیلی میشود—نیاز به اقدامات ساختاری دارد، زیرا مداخلات اجتماعی به طور مداوم شکست میخورند. مؤثرترین ترکیب: رأیگیری اولیه ناشناس (همه نظر خود را به صورت مکتوب قبل از صحبت کردن فرد ارشد ثبت میکنند) به علاوه ارائه ساختاریافته استدلال (هر موضع نیاز به شواهد پشتیبان قبل از بحث دارد). این ترتیب را تغییر میدهد—تا زمانی که HiPPO صحبت کند، هر شرکتکننده به یک موضع ثبت شده متعهد شده است، بنابراین تمایل به دیدگاه رئیس به یک عمل قابل مشاهده تبدیل میشود. شش صفحهای آمازون با خواندن خاموش همان مشکل را به صورت مکتوب حل میکند: همه قبل از اینکه کسی آن را چارچوببندی کند، همان سند را پردازش میکنند.
نشانههای این که سازمان شما از اختلاف نظر سازنده اجتناب میکند چیست؟
شاخصهای کلیدی: جلساتی که به طور قابل اعتمادی در ۲۰ دقیقه اول با توافق به پایان میرسند، صرفنظر از پیچیدگی موضوع؛ چارچوب اولیه بالاترین مقام به طور مداوم به تصمیم نهایی تبدیل میشود؛ عدم ثبت نظرات اقلیت در یادداشتهای جلسه؛ مرورهایی که هرگز به این نکته نمیرسند که 'باید زودتر به این موضوع پی میبردیم'; و تکرار همان اشتباهات استراتژیک در پروژهها. آزمون تشخیصیترین: از پنج نفر ارشد به طور مستقل بپرسید آخرین باری که به خاطر استدلال مخالف یک همکار موضع خود را تغییر دادند، چه زمانی بود. فرهنگهای اختلاف نظر سالم به راحتی پاسخ میدهند. دیگران با مشکل مواجه میشوند.
Argumentree Team
Organizational Psychology
The Argumentree team is pioneering structured decision intelligence for enterprises worldwide. Our mission is to transform how organizations make, document, and learn from decisions.
به بررسی عمیقتر اختلاف ساختاری بپردازید
پروتکل یک الگو در یک خانواده است: بهترین فرهنگهای تصمیمگیری مهندسی اختلاف نظر را به جای درخواست آن انجام میدهند.
قبل از اینکه وارد بحث شوید، قویترین استدلال مخالف را بسازید—قوانین راپورت و تحقیقات
چرا جابز اعضای هیئت مدیره پیکسار را که هرگز با او مخالفت نکردند، اخراج کرد؟
شش صفحهای، تصمیمات نوع ۱/نوع ۲ و چرخ تصمیمگیری که پشت سرعت آمازون قرار دارد
تعارضات تیم خود را به بهترین تصمیمات خود تبدیل کنید.
Argumentree به هر اعتراضی جایی برای زندگی میدهد—ساختارمند، مرتبط با شواهد، و به طور دائمی بخشی از سوابق تصمیمگیری شما.
آغاز آزمایش رایگان ۱۴ روزه →
