Deliberation

به اشتراک گذاری نظرات هیچ چیزی را تغییر نداد: یک مطالعه علمی چه چیزی درباره بررسی ساختاریافته پیدا کرد

در
Argumentree Team
Deliberation & Decision Science
September 2, 2026
12 min بخوانید
به اشتراک گذاری نظرات هیچ چیزی را تغییر نداد: یک مطالعه علمی چه چیزی درباره بررسی ساختاریافته پیدا کرد

آیا بررسی ساختاریافته واقعاً نظر یک گروه را تغییر می‌دهد؟

یک آزمایش پیش‌ثبت‌شده که در اکتبر ۲۰۲۴ در نشریه Science منتشر شد (Tessler et al., Science 386, eadq2852) این موضوع را به‌طور مستقیم با ۵,۷۳۴ شرکت‌کننده از بریتانیا آزمایش کرد. یک گروه از شرکت‌کنندگان نظرات مکتوب یکدیگر را در مورد سوالات جنجالی خواندند؛ توافق گروهی اصلاً تغییر نکرد (b = -0.005, P = 0.64). گروه‌های مشابه که نظراتشان به‌جای آنکه خوانده شود، به یک بیانیه گروهی کاندیدا ترکیب، رتبه‌بندی، نقد و بازنویسی شد، حدود هشت درصد به هم نزدیک شدند و نسبت گروه‌هایی که به اجماع رسیدند از ۲۲.۸٪ به ۳۸.۶٪ افزایش یافت. تفاوت بین دو شرایط از نظر آماری معنادار بود (P = 0.0058). این ترکیب توسط یک سیستم هوش مصنوعی که نویسندگان آن را ماشین هابرماس نامیدند، انجام شد و بیانیه‌های آن ۵۶٪ از زمان به بیانیه‌های میانجی‌گران انسانی آموزش‌دیده و با انگیزه مالی ترجیح داده شد. بیانیه‌های تولیدشده پس از دور نقد به مواضع اقلیت وزن بیشتری نسبت به سهمشان از گروه دادند، نه کمتر. نویسندگان محدودیت‌های روشنی را بیان می‌کنند: شرکت‌کنندگان همه ساکنان بریتانیا بودند، گروه‌ها تنها شامل پنج نفر بودند، سیستم نمی‌تواند صحت‌سنجی یا تعدیل کند و یک تحلیل اکتشافی همگرایی مشابهی از میانجی‌گران انسانی پیدا کرد که نشان می‌دهد اثر ممکن است ناشی از بررسی میانجی‌گری به‌عنوان یک فرآیند باشد نه به‌طور خاص از هوش مصنوعی. یافته عملی برای هر کسی که یک بحث را اداره می‌کند این است که تبادل نظرات مکانیزمی نیست که توافق را تولید کند؛ ساختاردهی به آن‌ها و اجرای یک دور اعتراض صریح این کار را انجام می‌دهد.

Share:
خلاصه کوتاه

در اکتبر 2024، مجله Science یک آزمایش پیش‌ثبت‌شده با 5734 شرکت‌کننده منتشر کرد که شامل یک شرایط کنترل بود که تقریباً هیچ‌کس به آن توجه نکرده است. یک مجموعه از گروه‌ها به سادگی نظرات یکدیگر را در مورد سوالات سیاسی تفرقه‌انگیز خواندند. سطح توافق آن‌ها هیچ تغییری نکرد. گروه‌هایی که نظرات مشابه آن‌ها به جای آنکه به سادگی بیان شود، به یک بیانیه گروهی کاندیدا ساختار یافته، رتبه‌بندی، نقد و بازنویسی شده بود، به میزان هشت درصد به هم نزدیک‌تر شدند و اجماع تقریباً دو برابر شد. تبادل آزاد نظرات نیست که زمینه مشترک را تولید می‌کند. ساختار است.

  • نتیجه کنترل، یافته است. خواندن نظرات یکدیگر توافق گروهی را به b = -0.005 (P = 0.64) منتقل کرد. ساختاردهی به همان نظرات آن را هشت درصد (P < 0.001 در هر سه گروه) جابجا کرد.
  • اجماع از ۲۲.۸٪ به ۳۸.۶٪ افزایش یافت و ۶۶.۶٪ از شرکت‌کنندگان گفتند که بیانیه گروه نظر آن‌ها را بهتر از عبارت اصلی خودشان بیان کرده است.
  • دور نقد سازنده است، نه یک پدیده مصنوعی. در یک گروه جداگانه از ۲۴۵ نفر، بازنویسی‌هایی که واقعاً از نقدها استفاده کرده بودند، بازنویسی‌هایی را که به طور مخفیانه آن‌ها را نادیده گرفته بودند، شکست دادند (P = 0.0039).
  • ساختار از اقلیت محافظت کرد. بیانیه‌های پس از نقد، نظرات اقلیت را با وزن ۰.۳۶ در برابر سهم واقعی ۰.۲۹ ارزیابی کردند. این قاعده اکثریت نبود.
  • محدودیت‌های صادقانه: فقط شرکت‌کنندگان بریتانیایی، گروه‌های پنج نفره، بدون بررسی حقایق، و واسطه‌های انسانی همگرایی مشابهی را در دورهایی که برنده شدند، تولید کردند. این مکانیزم ممکن است خود ساختار میانجی‌گری باشد نه هوش مصنوعی.

پنج غریبه یک سوال جنجالی دریافت کردند. آیا خدمات بهداشت ملی باید خصوصی‌سازی شود؟ آیا سن رأی‌گیری باید به ۱۶ سال کاهش یابد؟ هر یک از آن‌ها موقعیت صادقانه خود را به صورت خصوصی، با کلمات خود و به طول معقول نوشتند. سپس آن‌ها آنچه را که چهار نفر دیگر نوشته بودند خواندند. مواضع اعلام شده آن‌ها قبل و بعد از این خواندن اندازه‌گیری شد.

هیچ چیزی حرکت نکرد. نه به طور جزئی، نه در جهت نادرست، نه به مقداری که خیلی کوچک باشد تا اهمیت داشته باشد. تغییر اندازه‌گیری شده در توافق گروه منفی 0.005 بود، با یک مقدار p به اندازه 0.64، که به معنای واقعی کلمه به هیچ چیز نزدیک است که یک آزمایش می‌تواند گزارش کند.

این شرایط کنترل در یک مطالعه منتشر شده در Science در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۴ بود. گروه‌های مقایسه‌ای که همان سوالات و همان مقدار زمان را دریافت کردند و نظرات مکتوب آن‌ها به جای آنکه به یک بیانیه گروه کاندیدا ترکیب، رتبه‌بندی، نقد و بازنویسی شود، به حدود هشت درصد نزدیک‌تر شدند. نسبت گروه‌هایی که به اجماع رسیدند از ۲۲.۸٪ به ۳۸.۶٪ افزایش یافت. این مطالعه معمولاً به عنوان داستانی درباره برتری هوش مصنوعی بر میانجی‌های انسانی گزارش می‌شود. نتیجه‌ای که بسیار مفیدتر است و هیچ تیتر خبری ندارد: تبادل نظرها زمین مشترکی تولید نمی‌کند. ساختاردهی به آن‌ها این کار را انجام می‌دهد.

اجازه دادن به مردم برای خواندن نظرات یکدیگر، توافق گروهی را به میزان نیم درصد کاهش داد.
ساختاردهی به همان نظرات آن را هشت درجه جابجا کرد.

تسکلر و همکاران، ساینس ۳۸۶، eadq2852 (۲۰۲۴) — گروه‌های هم‌عرض نظر-معرض در مقابل گروه‌های وظیفه اصلی

آنچه که مطالعه در واقع انجام داد

این مقاله هوش مصنوعی می‌تواند به انسان‌ها کمک کند تا در بحث‌های دموکراتیک به نقطه مشترک برسند نوشته مایکل هنری تسلر، میشیل باکر و همکارانشان در گوگل دیپ‌مایند، آکسفورد و هاروارد است. این مقاله به هفت آزمایش که بین ژانویه و اوت ۲۰۲۳ انجام شده‌اند، با مجموع ۵,۷۳۴ شرکت‌کننده از بریتانیا می‌پردازد. اندازه نمونه‌ها، معیارهای حذف و تحلیل‌های اولیه قبل از جمع‌آوری داده‌ها ثبت‌نام شده بودند و کد به‌طور عمومی منتشر شد. این ترکیب از ثبت‌نام پیشین، یک شرایط کنترل واقعی، انتشار در Science و کد باز به اندازه‌ای در این حوزه نادر است که ارزش دارد به‌طور واضح بیان شود.

شرکت‌کنندگان در گروه‌های حدود پنج نفره کار کردند و در حدود یک ساعت به سه سوال بحث کردند. برای هر سوال، رویه ثابت بود. هر کس ابتدا نظر خود را به صورت خصوصی نوشت، بین ۱۰ تا ۲۰۰ کلمه، که به طور متوسط حدود ۶۵ کلمه بود. آن نظرات نوشته شده به سیستمی منتقل شد که نویسندگان آن را ماشین هابرماس نامیدند، به نام فیلسوفی که استدلال کرد توافق زمانی به وجود می‌آید که مردم تحت شرایط عادلانه با هم استدلال کنند. این سیستم چندین بیانیه پیشنهادی از زمین مشترک گروه تهیه کرد. شرکت‌کنندگان آن‌ها را رتبه‌بندی کردند و برنده از طریق یک انتخابات انتخاباتی با رتبه‌بندی انتخاب شد که در آن رأی هر شرکت‌کننده به طور مساوی محاسبه می‌شد. بیانیه برنده به گروه بازگشت، هر شخص به صورت خصوصی نقدی بر آن نوشت و سیستم پیش‌نویس اصلاح‌شده‌ای از آن نقدها تولید کرد. شرکت‌کنندگان دوباره رتبه‌بندی کردند و در نهایت بین نسخه اصلی و نسخه اصلاح‌شده انتخاب کردند.

دو جزئیات ارزش نگه‌داشتن دارند. به شرکت‌کنندگان گفته شد که بیانیه‌ها توسط ماشین تولید شده‌اند، بنابراین هیچ فریبی در کار نبود. و خود سوالات به‌طور عمدی جنجالی بودند و موضوعاتی مانند مهاجرت، سن بازنشستگی، تعداد زندانیان، برگزیت، اهداف اقلیمی و حداقل دستمزد را پوشش می‌دادند. این‌ها موضوعات مقدماتی نبودند که برای آسان‌تر کردن توافق انتخاب شده باشند.

چهار کاری که این روش انجام داد

بدون در نظر گرفتن یادگیری ماشین، این روش شامل چهار حرکت است. هر یک از آن‌ها برای هر گروهی که یک سند مشترک و مقداری انضباط داشته باشد، در دسترس است.

هر کس قبل از شنیدن نظر دیگران به یک موضع متعهد می‌شود.

نظرات به صورت خصوصی، در جملات کامل و با دلایل مرتبط نوشته می‌شد. هیچ‌کس ابتدا صحبت نمی‌کرد و اتاق را تحت تأثیر قرار نمی‌داد و هیچ‌کس گزینه‌ای برای موافقت آرام با هر کسی که به نظر مطمئن‌تر می‌رسید نداشت. یک ثبت کتبی از آنچه هر شخص واقعاً فکر می‌کرد قبل از اینکه هرگونه فشار اجتماعی بر آن تأثیر بگذارد وجود داشت.

مواضع به یک اثر واحد ترکیب شده‌اند، نه در یک لیست انباشته شده‌اند.

این مرحله‌ای است که گروه کنترل آن را دریافت نکرد. آنها دقیقاً همان اطلاعات، همه پنج نظر به طور کامل، را به صورت یک مجموعه از متون جداگانه دریافت کردند. گروه‌های درمان آن را به عنوان یک بیانیه پیش‌نویس واحد از جایی که گروه واقعاً قرار داشت، دریافت کردند. همان اطلاعات، ساختار متفاوت، و تنها یکی از دو مورد حرکت ایجاد کرد.

انتخاب یک رأی‌گیری رتبه‌بندی شده با وزن برابر است

بیانیه برنده با جمع‌آوری رتبه‌بندی هر شرکت‌کننده، به ازای هر نفر یک رأی، انتخاب شد. هیچ‌کس به خاطر بلندتر، سریع‌تر، با تجربه‌تر یا گویا‌تر بودن، رأی بیشتری نداشت. این بخشی است که به‌راحتی می‌توان توصیف کرد و در یک جلسه زنده به‌طور مداوم سخت است.

یک دور رسمی برای اعتراض وجود دارد و پیش‌نویس باید تغییر کند.

هر شرکت‌کننده به‌طور خصوصی بیانیه برنده را نقد کرد و آن نقدها به یک بازنگری بازگشت. اعتراض نه یک وقفه بود و نه یک ریسک اجتماعی؛ بلکه یک مرحله برنامه‌ریزی‌شده بود که همه آن را انجام می‌دادند. در سه گروه، ۶۸٪، ۶۴٪ و ۶۶٪ از شرکت‌کنندگان بیانیه بازنگری‌شده را به بیانیه اصلی ترجیح دادند.

چرا شرایط کنترل نتیجه مهمی است

یک اعتراض معقول به هر مطالعه‌ای از این دست این است که مردم صرفاً به این دلیل هم‌راستا می‌شوند که بالاخره نظرات دیگران را شنیده‌اند. نویسندگان این موضوع را پیش‌بینی کردند و آزمایش را انجام دادند. یک گروه اضافی از 372 شرکت‌کننده در 75 گروه همان تمرین را انجام دادند، به جز اینکه به جای ارزیابی یک بیانیه گروهی پیش‌نویس، نظرات فردی یکدیگر را ارزیابی کردند. قرار گرفتن کامل در معرض هر دیدگاه در گروه، بدون ترکیب.

توافق گروه در آن شرایط تغییر نکرد (b = -0.005, t(230) = -0.46, P = 0.64) و تفاوت بین دو شرایط خود به طور آماری معنادار بود (P = 0.0058). این یک نتیجه کنترل‌شده و پیش‌ثبت‌شده است که در Science منتشر شده و نشان می‌دهد که گردش نظرات همه افراد گروه را به سمت توافق نمی‌برد. این نزدیک‌ترین چیزی است که ادبیات به یک آزمون مستقیم از رشته نظرات دارد و رشته نظرات در این آزمون شکست خورد.

نیمه دیگر مکانیزم نیز به همین دقت آزمایش شد. ممکن است بیانیه‌های اصلاح‌شده به سادگی به دلیل اینکه مردم آنها را دومین بار دیدند، پس از صرف کمی تلاش بیشتر، ترجیح داده شوند. بنابراین نویسندگان یک گروه دیگر از 245 شرکت‌کننده را به کار گرفتند که نقدهایی نوشتند و سپس پیش‌نویس‌هایی به آنها نشان داده شد که یا واقعاً شامل نقدهای آنها بود یا نبود. نسخه‌های واقعاً مبتنی بر نقد هنوز برنده شدند (P = 0.0039). دور اعتراض کار واقعی انجام می‌دهد.

ساختار اقلیت را مسطح نکرد. بلکه آن را تقویت کرد.

ترس واضح درباره هر فرآیند جستجوی توافق این است که به حکمرانی اکثریت با آداب بهتر تبدیل شود. نویسندگان این موضوع را اندازه‌گیری کردند به جای اینکه آن را ادعا کنند، با قرار دادن هر نظر و هر بیانیه در یک فضای برداری و مکان‌یابی آن‌ها در امتداد محوری که از توافق تا عدم توافق در هر سوال کشیده شده است.

در حدود 77% از دورها گروه به‌طور واقعی تقسیم شده آغاز شد. بیانیه‌های ابتدایی گروه نظرات اقلیت را با وزن 0.29 محاسبه کردند، در برابر سهم واقعی متوسط اقلیت 0.29، که تقریباً نمایندگی متناسب است. بیانیه‌های بازنگری‌شده، که پس از دور نقد نوشته شدند، آنها را با وزن 0.36 محاسبه کردند. اقلیت نسبت به اندازه‌اش بیش از حد نمایندگی شده بود و گروه به هر حال آن بیانیه‌های بازنگری‌شده را ترجیح داد. نود و شش درصد از بیانیه‌های گروه در محدوده‌ای که واقعاً توسط نظرات خود گروه پوشش داده شده بود، قرار داشتند، بنابراین سیستم در حال اختراع موضعاتی نبود که هیچ‌کس آنها را نداشت.

حمایت به طور کلی به سمت مواضع اکثریت تغییر کرد و نویسندگان نیز به این موضوع اشاره می‌کنند. اکثریت‌ها در ۲۹٪ تا ۳۲٪ از دورها افزایش یافتند و اقلیت‌ها در ۲۰٪ تا ۲۶٪ افزایش داشتند. اما زمانی که آنها آزمایش کردند که آیا مردم تنها به دلیل نمایش بیانیه‌های متمایل به اکثریت به سمت اکثریت حرکت کرده‌اند یا خیر، هیچ رابطه‌ای پیدا نکردند (P = 0.37). هر چیزی که مردم را به حرکت درآورد، محتوای استدلال بود، نه قرار گرفتن مکرر در معرض آن.

نسخه اولیه ماشین با اکثریت دقیقاً مطابقت داشت.
پس از یک دور اعتراض، این اقلیت را بیش از حد نمایندگی کرد.

وزن اقلیت از ۰.۲۹ به ۰.۳۶ افزایش یافت در حالی که سهم واقعی اقلیت ۰.۲۹ بود.

این بر واسطه‌های انسانی غلبه کرد و این کمترین اهمیت را دارد.

نتیجه اصلی یک مقایسه مستقیم با انسان‌ها بود. در 75 گروه، یک عضو به عنوان میانجی تعیین شد، آموزش دیده بود تا بیانیه‌های گروه را بنویسد و برای هر بیانیه‌ای که گروه ترجیح می‌داد، پاداشی تا 50% از حقوق پایه‌اش دریافت می‌کرد. در این دورها، بیانیه‌های ماشین 56% از اوقات به بیانیه‌های انسان‌ها 44% ترجیح داده شد و در هر دو مورد تأیید و کیفیت، امتیاز بالاتری دریافت کرد. یک پنل جداگانه متشکل از 155 ارزیاب مستقل، آن‌ها را واضح‌تر، اطلاعاتی‌تر، کمتر غیرمنطقی و کمتر احتمالاً حاوی نظر شخصی نویسنده قضاوت کردند.

این یافته‌ای است که سفر کرده و کمترین تکیه بر آن می‌شود. خود نویسندگان در اینجا محتاط هستند: آنها فرصت واقعی را نه میانجی‌گری فوق‌انسانی بلکه بررسی‌ای می‌دانند که زمان‌کارآمد، عادلانه و مقیاس‌پذیر است. سیستم در عرض چند ثانیه بیانیه‌هایی تولید کرد در حالی که انسان‌ها چند دقیقه زمان می‌بردند. و در یک تحلیل اکتشافی، نویسندگان همگرایی مشابهی از میانجی‌گران انسانی در دورهایی که انسان‌ها پیروز شدند یافتند، که نشان می‌دهد این اثر ممکن است ناشی از ساختار میانجی‌گری به عنوان یک فرآیند باشد نه از چیزی خاص مربوط به هوش مصنوعی. اگر این تفسیر درست باشد، مطالعه را مفیدتر می‌کند نه کمتر، زیرا در این صورت مزیت آن برای هر گروهی که مایل به پذیرش این روش باشد، با یا بدون مدل در حلقه، در دسترس است.

این با یک نمونه نماینده تکرار شد و بر روی همه چیز کار نکرد.

گروه‌های اصلی به‌طور راحتی از طریق یک پلتفرم جمع‌سپاری جذب شدند، که این موضوع قابل تردید است. بنابراین نویسندگان با بنیاد قرعه‌کشی که مجامع واقعی شهروندان را برگزار می‌کند، همکاری کردند تا ۲۰۰ شرکت‌کننده را به‌صورت طبقه‌بندی‌شده برای نمایندگی از بریتانیا در زمینه سن، هویت جنسیتی، قومیت، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و منطقه جذب کنند. آن‌ها در سه جلسه یک‌ساعته هفتگی در آوریل و مه ۲۰۲۳، بر روی نه سوال بحث کردند. سطوح تأیید و افزایش توافق گروهی هر دو تکرار شدند.

قسمت جالب این است که در جایی که کار نکرد. در میان نه سوال، مواضع به پنج موضع نزدیک شد. حمایت از کاهش جمعیت زندان از 60% به 75% افزایش یافت و برای تسهیل ورود پناهندگان از 39% به 51% رسید. در برگزیت هیچ حرکتی وجود نداشت. در مورد مراقبت رایگان کودکانه جهانی، نظر به سمت مخالف حرکت کرد و مخالفت از 33% به 41% افزایش یافت. فرآیندی که توافقی در هر سوال بدون توجه به موضوع ایجاد کند، نشانه‌ای از وجود مشکل خواهد بود. این یکی مواضع تثبیت شده را تثبیت کرد، که به طور تقریبی همان چیزی است که یک بررسی صادقانه باید انجام دهد.

محدودیت‌ها، به وضوح بیان شده‌اند

هر ادعایی که بر اساس یک مطالعه واحد ساخته شده باشد، باید شامل هشدارهای آن مطالعه باشد و این یکی هشدارهای واقعی دارد. نویسندگان بیشتر آن‌ها را خودشان فهرست کرده‌اند.

همه بریتانیایی بودند و درباره مسائل بریتانیایی بحث می‌کردند.

تمام شرکت‌کنندگان ساکن بریتانیا بودند و در مورد سیاست‌های بریتانیا بحث می‌کردند. نویسندگان می‌گویند که دلیلی خاص برای انتظار نتایج خاص بریتانیا ندارند، اما این موضوع را آزمایش نکردند. هیچ‌یک از موارد ذکر شده در اینجا نشان داده نشده است که در فرهنگ سیاسی متفاوتی صدق کند.

گروه‌های پنج‌نفره، نه پنجاه‌نفره

هر گروه تقریباً شامل پنج نفر بود. نویسندگان استدلال می‌کنند که این روش به طور اصولی با مدل‌های با زمینه طولانی‌تر مقیاس‌پذیر است، اما مقیاس آزمایش نشده است. نتایج گروه‌های کوچک به طور خودکار در تماس با صد شرکت‌کننده باقی نمی‌مانند و مشکل تأیید اینکه یک ترکیب وفادار است، با افزایش ورودی بسیار سخت‌تر می‌شود.

این نمی‌تواند صحت‌سنجی کند، نظارت کند یا کسی را در موضوع نگه دارد.

به گفته نویسندگان، اگر نظرات انسانی نادرست یا مضر باشند، خروجی نیز ممکن است نادرست یا مضر باشد. سیستم آنچه را که به آن داده می‌شود ترکیب می‌کند. این سیستم نظری درباره اینکه آیا هر یک از آن‌ها درست است یا نه ندارد و سوالات مطالعه از قبل بررسی شده‌اند تا خطر بحث‌های مضر کاهش یابد.

نمونه آموزشی نماینده نبود

مدل بر روی شرکت‌کنندگان جمع‌سپاری شده تنظیم شد که در میان آن‌ها افراد بالای ۶۵ سال به‌طور نامتناسبی نمایندگی شده بودند. تکرار جمع‌آوری به نمونه ارزیابی مربوط می‌شود، نه داده‌هایی که سیستم از آن‌ها ترجیحات را آموخته است.

این فرض می‌کند که همه به طور صادقانه بحث می‌کنند.

این روش هر موضع نوشته شده را به صورت ظاهری می‌پذیرد. کسی که به عمد نظر خود را به گونه‌ای نادرست بیان می‌کند تا ترکیب را به سمت نتیجه‌ای مطلوب بکشاند، در هیچ‌کجا مدل‌سازی نشده است و آنچه به عنوان رفتار استراتژیک منطقی تحت این روش محسوب می‌شود، یک سوال تحقیقاتی باز است.

هوش مصنوعی ممکن است ماده مؤثر نباشد

تحلیل اکتشافی خود نویسندگان نشان داد که میانجی‌های انسانی در دورهایی که برنده شدند، همگرایی قابل مقایسه‌ای دارند. خوانش صادقانه این است که مطالعه ارزش گفت‌وگوی ساختاریافته و میانجی‌گری شده را نشان می‌دهد و نشان می‌دهد که یک مدل می‌تواند نقش میانجی‌گری را به طور مؤثر و سریع انجام دهد. این مطالعه ثابت نمی‌کند که مدل دلیل موفقیت آن بوده است.

جایی که منتقدان حق دارند

این مقاله انتقادات جدی از سوی پژوهشگران دموکراسی مشورتی را به خود جلب کرد و برخی از آن‌ها وارد است. تندترین انتقاد از آلوارو اولئارت و نیکولاس پالمو هرناندز در نشریه دموکراسی مشورتی می‌آید، که اشاره می‌کنند در این فرایند شرکت‌کنندگان هرگز واقعاً با یکدیگر بحث نمی‌کنند. آن‌ها به صورت خصوصی می‌نویسند و سپس خروجی ماشین را رتبه‌بندی می‌کنند. هیچ رد و اعتراضی وجود ندارد، هیچ تبادل دلیلی بین افراد نیست، و هیچ لحظه‌ای وجود ندارد که استدلال یک نفر به طور مستقیم نظر نفر دیگر را تغییر دهد. آن‌ها این را مشاوره بدون شهروندان می‌نامند و به طعنه نام آن اشاره می‌کنند: هابرماس توافق را به عنوان پیش‌نیاز گفتگوی واقعی در نظر می‌گرفت، نه به عنوان هدفی که باید بهینه‌سازی شود.

بث سیمون نووک اعتراض متفاوتی را مطرح می‌کند: اجماع بخش سخت حکمرانی نیست. گروه‌ها بیشتر در توافق بر سر اینکه مشکل چیست، ناکام می‌مانند تا اینکه بر سر اینکه چه کاری باید انجام دهند. و ماشینی که در تولید توافق بر روی یک سوال به‌خوبی مطرح شده عالی است، در مورد یک سوال بد مطرح شده کمکی نمی‌کند. محققان در مؤسسه اولویت اول اصلاحیه کایت، مشکل نظارت را اضافه می‌کنند، که این است که وقتی از هزار نظر یک ترکیب استخراج می‌شود، هیچ انسانی نمی‌تواند تأیید کند که این ترکیب به‌طور وفادارانه نمایانگر آن‌هاست.

ما فکر می‌کنیم اولین انتقاد مهم‌ترین است و با آن موافقیم. بهینه‌سازی یک فرایند به سمت توافق با کمک به مردم برای استدلال مشترک یکسان نیست، و سیستمی که با دور زدن استدلال انسانی اجماع تولید می‌کند، چیزی را که در ابتدا ارزشمندی بررسی را ایجاد کرده بود، حذف کرده است. یافته‌ای که باید به جلو برده شود این نیست که اجازه دهید یک مدل موضع گروه شما را بنویسد. این موضوع باریک‌تر و پایدارتر است: مواضع باید صریح باشند، ساختار بر گردش ارجحیت دارد و یک دور رسمی از اعتراض نتیجه را تغییر می‌دهد. این موارد چه توسط یک مدل، یک تسهیل‌گر یا خود گروه انجام شود، صدق می‌کند.

روز دوشنبه با این چه کار باید کرد

هیچ‌یک از چهار مکانیزم به هوش مصنوعی نیاز ندارد و همه چهار مورد چیزهایی هستند که بیشتر جلسات در آن‌ها اشتباه می‌کنند. مواضع مکتوب را قبل از بحث جمع‌آوری کنید، نه در حین آن. شرکت‌کنندگان در مطالعه به‌طور تقریبی ۶۵ کلمه با دلایل خود نوشتند که حدود پنج دقیقه کار است و ارزان‌ترین تغییر موجود است. ترکیب کنید نه اینکه توزیع کنید. ارسال نظرات همه دقیقاً شرایطی است که هیچ حرکتی ایجاد نکرد؛ کسی باید آنچه را که گروه واقعاً در آن مشترک است، پیش‌نویس کند و برای اصلاح ارائه دهد. با رتبه‌بندی با وزن برابر تصمیم بگیرید نه بر اساس اینکه چه کسی در پایان هنوز صحبت می‌کند. و دور اعتراض را برنامه‌ریزی کنید، به‌طوری‌که مخالفت کردن یک وظیفه باشد که همه انجام می‌دهند نه اینکه یک ریسک اجتماعی باشد که کسی باید به عهده بگیرد.

اگر شما بحث‌های آنلاین را مدیریت می‌کنید، نتیجه کنترل نیاز به توجه خاصی دارد، زیرا یک تابلو بحث یا رشته نظرات شرط کنترل است. این نظرات را در گردش قرار می‌دهد و هیچ چیزی را ترکیب نمی‌کند. این ساختار در جایگزین‌های تابلو بحث مطرح شده است و اکنون یک آزمایش پیش‌ثبت شده پشت آن قرار دارد. ساختار چهار مرحله‌ای در چگونه یک مناظره را ساختاربندی کنیم همان حرکات را به صورت دستی تحمیل می‌کند و تمایز بین موافقت و صرفاً عدم اعتراض در موافقت در برابر اجماع پوشش داده شده است.

این چه چیزی را درباره Argumentree می‌گوید و چه چیزی را نمی‌گوید

ما باید در این مورد دقیق باشیم، زیرا وسوسه‌ی ادعای بیش از حد واضح است. ماشین هابرماس چیزی نیست که ما ساخته‌ایم. این ماشین بیانیه‌های اجماعی کاندیدا را با استفاده از یک مدل پاداش شخصی‌سازی شده تولید می‌کند که پیش‌بینی می‌کند هر شرکت‌کننده چگونه هر پیش‌نویس را رتبه‌بندی خواهد کرد و بین آن‌ها با یک انتخابات شبیه‌سازی شده انتخاب می‌کند. آرگومنتری این کار را انجام نمی‌دهد و این مطالعه محصول ما را آزمایش نمی‌کند.

آنچه که آزمایش می‌کند، مکانیزمی است که محصول ما بر اساس آن ساخته شده است. مواضع به‌طور صریح نوشته می‌شوند، با دلایلشان، قبل از اینکه بحث به یک نتیجه واحد برسد. استدلال‌ها به یک اثر مشترک ساختار یافته تبدیل می‌شوند و نه به‌صورت یک دسته از پست‌ها. اعتراض یک عمل درجه یک است که جایی برای پیوست دارد، نه یک وقفه. مواضع اقلیت قابل مشاهده و قابل انتساب باقی می‌مانند و به دیدگاه اکثریت حل نمی‌شوند. این چهار موردی است که مطالعه جدا کرده است و این چهار مورد به‌طور پیش‌فرض توسط یک نقشه استدلال ساختار یافته انجام می‌شود. تفاوت این است که ترکیب ما قابل بررسی باقی می‌ماند: هر ادعا نویسنده، اعتراضات و حمایت‌های خود را حفظ می‌کند، بنابراین هیچ‌کس مجبور نیست به خلاصه‌ای که نمی‌تواند بررسی کند، اعتماد کند، که دقیقاً مشکل نظارت است که منتقدان مطرح می‌کنند.

آزمون

پس از بحث بعدی‌تان، بپرسید آیا موضع کسی واقعاً تغییر کرده است یا خیر. اگر همه چیز را خوانده‌اند و هیچ‌کس جابه‌جا نشده است، شما یک مشاوره واقعی برگزار نکرده‌اید. شما شرایط کنترل را اجرا کرده‌اید.

نتیجه‌ای که ارزش به یاد سپردن دارد

مدل، مجمع شهروندان و بحث درباره اینکه آیا یک هوش مصنوعی باید در فرآیند سیاسی حضور داشته باشد یا نه را کنار بگذارید، و یک عدد از همه اینها باقی می‌ماند. پنج نفر، دسترسی کامل به استدلال‌های مکتوب یکدیگر درباره سوالی که برایشان مهم بود، قبل و بعد اندازه‌گیری شده: P = 0.64. رایج‌ترین راهی که گروه‌ها سعی می‌کنند به توافق برسند، که این است که همه نظرات را در مقابل همه قرار دهند و به مردم اجازه دهند بخوانند، اکنون در برابر یک کنترل آزمایش شده و هیچ اثر قابل اندازه‌گیری تولید نکرده است.

شرطی که کار کرد هیچ اطلاعات جدیدی اضافه نکرد. هر شرکت‌کننده قبلاً هر نظری را داشت. آنچه تغییر کرد این بود که نظرات شکلی به خود گرفتند، با وزن برابر رتبه‌بندی شدند و تحت یک دور رسمی از اعتراض قرار گرفتند. این یک یافته‌ی رویه‌ای است نه یک یافته‌ی فناوری، و برای هر کسی که مایل به برگزاری بحث‌های خود به شیوه‌ای متفاوت باشد در دسترس است.

این گروه قبلاً تمام استدلال‌ها را داشت. چیزی که کم داشت، یک ساختار برای قرار دادن آن‌ها بود.

ساختار را اجرا کن، نه رشته را

آرگومنتری به هر موضع یک مکان مشخص می‌دهد، به هر اعتراضی جایی برای اتصال و به هر استدلال اقلیت یک رکورد می‌دهد که بحث را زنده نگه می‌دارد.

منابع

سوالات متداول

مطالعه علمی 2024 درباره تصمیم‌گیری میانجی‌گری شده توسط هوش مصنوعی چه یافته‌هایی داشت؟

این مطالعه نشان داد که ساختاردهی نظرات مکتوب یک گروه به یک بیانیه گروهی کاندیدا، رتبه‌بندی آن با رأی‌گیری برابر، نقد و بازنویسی آن، توافق گروهی را حدود هشت درصد افزایش داد، در حالی که صرفاً اجازه دادن به همان شرکت‌کنندگان برای خواندن نظرات یکدیگر هیچ تغییری ایجاد نکرد (P = 0.64). بیانیه‌های تولید شده به این روش ۵۶٪ از زمان به بیانیه‌های نوشته شده توسط میانجی‌های انسانی آموزش‌دیده و با مشوق‌های مالی ترجیح داده شدند. این مطالعه شامل ۵,۷۳۴ شرکت‌کننده از بریتانیا بود و پیش‌ثبت شده بود.

آیا این مطالعه ثابت می‌کند که هوش مصنوعی در برگزاری یک بحث بهتر از انسان‌هاست؟

نه، و نویسندگان این ادعا را ندارند. هوش مصنوعی بیانیه‌ها را در چند ثانیه به جای چند دقیقه تولید کرد و با نسبت ۵۶٪ به ۴۴٪ ترجیح داده شد، اما یک تحلیل اکتشافی در همان مقاله به همگرایی مشابهی از میانجی‌های انسانی در دورهایی که برنده شدند، دست یافت. قابل دفاع‌ترین تفسیر این است که ساختار میانجی‌گری است که کار می‌کند و یک مدل می‌تواند نقش میانجی‌گری را به طور مؤثر و سریع انجام دهد. خود فرایند به هوش مصنوعی نیاز ندارد.

آیا این فرآیند فقط نظر اکثریت را بر همه تحمیل کرد؟

خیر. بیانیه‌های اولیه گروه، مواضع اقلیت را با وزن ۰.۲۹ در برابر سهم واقعی اقلیت ۰.۲۹ ارزیابی کردند و بیانیه‌های پس از نقد، آن‌ها را با وزن ۰.۳۶ ارزیابی کردند که نسبت به اندازه‌اش، اقلیت را بیش از حد نمایندگی می‌کرد. نود و شش درصد بیانیه‌ها در محدوده نظراتی که گروه واقعاً داشت، قرار داشتند. حمایت به طور کلی به سمت مواضع اکثریت تغییر کرد، اما هیچ رابطه‌ای بین اینکه مردم چقدر به بیانیه‌های متمایل به اکثریت برخورد داشتند و اینکه چقدر تغییر کردند وجود نداشت (P = 0.37)، بنابراین تنها مواجهه عامل محرک نبود.

محدودیت‌های اصلی این مطالعه چیست؟

شرکت‌کنندگان همه ساکنان بریتانیا بودند که در مورد سوالات سیاست بریتانیا بحث می‌کردند؛ گروه‌ها تنها حدود پنج نفر داشتند، بنابراین هیچ چیزی در مقیاس تجمع آزمایش نشد؛ سیستم نمی‌تواند صحت اطلاعات را بررسی کند، بحث را مدیریت کند یا آن را در موضوع نگه دارد، و نویسندگان اشاره می‌کنند که ورودی‌های ناآگاهانه خروجی‌های ناآگاهانه تولید می‌کنند؛ نمونه آموزشی نمایندگی کمتری از افراد بالای ۶۵ سال داشت؛ و این روش فرض می‌کند که شرکت‌کنندگان نظرات خود را با صداقت بیان می‌کنند. نویسندگان همچنین اعتراف می‌کنند که ممکن است هوش مصنوعی عامل فعال نباشد، زیرا واسطه‌های انسانی در دورهایی که برنده شدند، همگرایی مشابهی تولید کردند.

ماشین هابرماس چیست؟

این نامی است که محققان به سیستم خود داده‌اند، به نام یورگن هابرماس، که استدلال کرد توافق زمانی شکل می‌گیرد که مردم تحت شرایط عادلانه با هم استدلال کنند. این سیستم یک مدل تولیدی را ترکیب می‌کند که بیانیه‌های گروهی پیشنهادی را از نظرات مکتوب شرکت‌کنندگان تهیه می‌کند با یک مدل پاداش شخصی‌سازی شده که پیش‌بینی می‌کند هر شرکت‌کننده چگونه هر پیش‌نویس را رتبه‌بندی می‌کند، و سپس برنده را از طریق یک انتخابات شبیه‌سازی شده با وزن برابر انتخاب می‌کند. این سیستم بر اساس یک مدل Chinchilla 70B که به‌خوبی تنظیم شده است، ساخته شده است و در همان وظیفه از یک مدل Gemini 1.5 Pro که با دستورالعمل فعال شده بود، بهتر عمل کرده است.

چگونه می‌توانم این را بدون هیچ هوش مصنوعی اعمال کنم؟

چهار حرکت را که در این روش جدا شده‌اند، اجرا کنید. از همه بخواهید که موقعیت و استدلال خود را به‌طور خصوصی بنویسند قبل از هر گونه بحث؛ حدود ۶۵ کلمه کافی است. از کسی بخواهید که این‌ها را به یک پیش‌نویس واحد از آنچه گروه به‌طور مشترک دارد، ترکیب کند، به جای اینکه نظرات را خودشان به گردش درآورند، زیرا گردش آن‌ها شرطی است که هیچ تأثیری نداشته است. بین پیش‌نویس‌ها با یک رتبه‌بندی با وزن برابر انتخاب کنید، نه بر اساس اینکه چه کسی آخرین صحبت را می‌کند. سپس یک دور رسمی برگزار کنید که در آن همه یک اعتراض بنویسند و پیش‌نویس را بر اساس آن اصلاح کنید.

مطالعه مرتبط