زمانی که LLMها با استخراج استدلال ملاقات کردند: چه تغییر کرد و چه تغییر نکرد | Argumentree
برای بیشتر تاریخ خود، استخراج استدلال محاسباتی به یک مجموعه داده دستینشانهگذاری شده برای هر دامنه جدید نیاز داشت. این نیاز محدودیت اصلی این حوزه بود: تلاش برای نشانهگذاری بزرگ بود، دستورالعملها مورد مناقشه قرار داشتند و سیستمی که بر روی مقالات دانشجویی تنظیم شده بود، به طور ضعیفی به متنهای جلسه یا نظرات عمومی منتقل میشد. مدلهای زبان بزرگ این محدودیت را حذف کردند. یک مدل عمومی میتواند تشخیص مؤلفه و طبقهبندی رابطه را از یک درخواست انجام دهد، بدون نیاز به دادههای آموزشی خاص دامنه، و ارزیابیهای منتشر شده نشان دادهاند که مدلهای عمومی با درخواست، در استخراج استدلال مبتنی بر رابطه با مدلهای کدگذاری دقیق تنظیم شده رقابت میکنند و در برخی موارد بهتر عمل میکنند. این تغییر داد که استخراج استدلال برای چه چیزی است: قابل استفاده بر روی متنهای سازمانی عادی شد و نه فقط بر روی مجموعههای تحقیقاتی انتخاب شده. آنچه تغییر نکرد، ساختار مشکلات سخت بود. عدم تعادل کلاس نشاندهنده نحوه نوشتن مردم است، نه نحوه آموزش مدلها. اینکه یک مشارکت حمایت میکند یا حمله میکند به والد آن بستگی دارد نه به wording آن. و اعتراضات اغلب هدف یک warrant غیرمستقیم هستند که در هیچکجای متن ظاهر نمیشود. مدلهای بزرگ همچنین یک دشواری جدید از خود معرفی کردند: اعتماد به نفس بیان شده بهتر از احتمالهای خام توکن کالیبره شده است اما هنوز به عنوان یک سیگنال رتبهبندی غیرقابل اعتماد است، بنابراین قطعیت یک مدل نمیتواند برای تصمیمگیری در مورد اینکه کدام استدلال استخراج شده مهمتر است، استفاده شود.
گلوگاه کُرپوس ناپدید شد. مشکلات ساختاری حتی یک اینچ هم جابهجا نشدند — و یک مشکل جدید با لباس یک راهحل ظاهر شد.
- استخراج استدلال قبلاً به یک مجموعه داده دستی نشانهگذاری شده در هر حوزه نیاز داشت. مدلهای عمومی که بهطور خودکار تحریک میشوند، به این نیاز ندارند، که این موضوع باعث شد تا بتوان از آنها در متنهای تجاری عادی استفاده کرد.
- ارزیابیهای منتشر شده نشان میدهند که مدلهای عمومی تحریکشده در طبقهبندی روابط با مدلهای پایه کدگذاری دقیقشده رقابت میکنند و گاهی اوقات بهتر از آنها عمل میکنند.
- عدم تعادل، وابستگی به زمینه و ضمانت ناگفته ویژگیهای زبان و وظیفه هستند، نه اندازه مدل.
- اعتماد مدل بهتر از احتمالهای خام تنظیم شده است اما هنوز هم یک سیگنال رتبهبندی قابل اعتماد نیست — یک تله جدید، نه یک ابزار جدید.
- آنچه کمک میکند این است که رابطه قبل از اینکه برچسب تعیین شود، به کلمات بیان شود.
محدودیتی که میدان را تعریف میکرد به سادگی دیگر اعمال نشد
برای بیست سال، پاسخ به آیا میتوانیم استخراج استدلال را بر روی دادههای خود انجام دهیم؟ یک سوال دیگر بود: چند هزار سند شما آمادهاید که ابتدا به صورت دستی حاشیهنویسی شوند و چه کسی راهنما را خواهد نوشت؟
این یک جزئیات فنی نبود. این دلیل بود که استخراج استدلال در آزمایشگاههای تحقیقاتی باقی ماند در حالی که تحلیل احساسات در هر محصولی عرضه شد. نیاز به حاشیهنویسی هر دامنه جدید را به یک پروژه تبدیل کرد تا یک پیکربندی، و همانطور که پست دوم در این سری توصیف کرد، خود دستورالعملها حتی در میان متخصصان نیز مورد مناقشه بودند.
سپس مدلهای زبان عمومی به وجود آمدند و دیگر این سوال مطرح نشد. اکنون میتوانید یکی از آنها را به یک متن جلسه در یک حوزهای که هیچکس هرگز آن را نشانهگذاری نکرده است، اشاره کنید و یک نتیجه اولیه قابل استفاده دریافت کنید. اگر هرگز به این فکر کردهاید که چرا این قابلیت به طور ناگهانی در محصولات ظاهر شد و نه به تدریج، این دلیل آن است.
صفر شات تمام داستان است
چیز خاصی که تغییر کرد، حذف نظارت خاص دامنه است. یک مدل تحریکشده توانایی عمومی با زبان را به همراه دارد و میتوان در زمان استنتاج به آن گفت که یک ادعا چیست و یک پیشفرض چیست، در درخواست.
کار منتشر شده در زمینه استخراج استدلال مبتنی بر رابطه، مدلهای عمومی با تحریک کمنمونه را یافته است که در رقابت با مبنای کدگذاری دقیق در چندین مجموعه داده قرار دارند — و در برخی موارد از آنها پیشی گرفتهاند. برای زمینهای که تمام دستگاه ارزیابی آن بر اساس آموزش نظارت شده با استفاده از مجموعههای داده حاشیهنویسی شده ساخته شده است، این یک ناپیوستگی واقعی است.
سه نتیجه عملی به دنبال دارد. انطباق دامنه به تغییر سریع تبدیل میشود نه آموزش مجدد. اسناد طولانی قابل مدیریت میشوند، زیرا پنجرههای زمینه بزرگتر شدهاند. و میدان شواهد میتواند یک توضیح را حمل کند، زیرا مدل میتواند در همان تماس از خود دفاع کند — که مشخص میشود بیشتر از آنچه به نظر میرسد اهمیت دارد.
سه مشکلی که حرکت نکردند
همه چیز در پست قبلی هنوز معتبر است و ارزش دارد که دقیقاً توضیح دهیم چرا مقیاس هیچ یک از این موارد را حل نمیکند.
- عدم تعادل کلاس ویژگیای از نوشتن است، نه از آموزش. افرادی که در حال ساختن یک پرونده هستند عمدتاً جملات حمایتی مینویسند. مدلی که تمام اینترنت را خوانده است، عمدتاً توافقات را نیز خوانده است.
- وابستگی به زمینه ویژگیای از وظیفه است. حمایت و حمله روابطی هستند، نه ویژگیهای جملات. یک جمله مشابه تحت یک والد متفاوت برچسب متفاوتی دارد و هیچ مقدار دانش جهانی این را تغییر نمیدهد.
- ضمانت ناگفته یک ویژگی از متن است. اگر اصل پیوند دهنده شواهد به نتیجه هرگز نوشته نشده باشد، در ورودی وجود ندارد. یک مدل بزرگتر همان جمله غایب را میخواند.
یک مورد چهارم و ظریفتر وجود دارد. یک مدل روان خروجی روانی تولید میکند، بنابراین اشتباهات آن به خوبی بیان شده و از نظر داخلی سازگار هستند. یک برچسب رابطه نادرست از یک کدگذار مانند نویز به نظر میرسد. یک برچسب رابطه نادرست از یک مدل زبانی مانند یک استدلال به نظر میرسد.
تله جدید: اعتماد به اطمینان خود مدل
زیرا این مدلها میتوانند گزارش دهند که چقدر مطمئن هستند، وسوسهانگیز است که از آن عدد استفاده کنیم — برای رتبهبندی استدلالهای استخراجشده، برای تصمیمگیری در مورد اینکه کدام یک مهم هستند، برای کنترل اینکه چه چیزی نمایش داده میشود.
کار سواراو کادوات و همکارانش نشان داد که خودارزیابی کلامی به طور معناداری بهتر از احتمالهای خام توکنها کالیبره شده است. این نتیجه اغلب به عنوان مجوزی برای اعتماد به عدد ذکر میشود. ارزیابیهای بعدی به طور مداوم کمتر امیدوارکننده بوده است: بهتر از گزینه جایگزین بودن به معنای قابل اعتماد بودن نیست و کالیبراسیون دقیقاً در جایی که به آن نیاز دارید، یعنی در موارد سخت و غیرمعمول، کاهش مییابد.
همچنین یک خطای دستهبندی در این عمل نهفته است. اعتماد به نفس میزان اطمینان مدل را نشان میدهد که آیا یک استدلال واقعی را پیدا کرده است یا خیر. این هیچ چیزی درباره اینکه آیا آن استدلال مرکزی به بحث است، نمیگوید. یک آمار بهخوبی بیانشده استخراجی آسان و با اعتماد به نفس بالا است؛ در حالی که جملهای که بهطور تصادفی پایاننامه واقعی است، جملهای دشوار است. رتبهبندی بر اساس اعتماد به نفس شواهد را ترویج و ادعاها را تضعیف میکند — که دقیقاً همان ناکامی است که پست نهایی در این سری با آن آغاز میشود.
آن را بر روی یک متن که به خوبی میشناسید آزمایش کنید.
یک جلسه را در نظر بگیرید که نتیجه آن را به وضوح به یاد دارید و از هر ابزار هوش مصنوعی بپرسید که استدلال اصلی چه بود. اگر جملهای که به شما میدهد دقیقترین و بهترین شواهد را دارد و نه جملهای که واقعاً تصمیم را تحت تأثیر قرار داده است، شما به وضوح مشاهده کردهاید که اعتماد به جای اهمیت قرار گرفته است — و اکنون میدانید که به آن رتبهبندی اعتماد نکنید.
کمک: چرا اول بگویید
بهترین بهبودی که با این مدلها در دسترس است تقریباً به طرز شرمآوری ساده است. قبل از برچسب، دلیل را بخواهید.
الزام آوردن یک مدل به نوشتن اینکه یک مشارکت چه تأثیری بر والد خود دارد — این اعتراض فوق را تقویت میکند، زیرا دلیل دیگری را ارائه میدهد که این اعتراض معتبر است — قبل از اینکه به یک حکم حمایت یا حمله متعهد شود، به طور قابل توجهی حکم را بهبود میبخشد. این مرحله نوشته شده رابطه والد را به زمینه کاری مدل تحمیل میکند، که دقیقاً همان اطلاعاتی است که wording جمله قادر به ارائه آن نیست.
این نسخه ماشینی یک تکنیک کاملاً انسانی است. به همین دلیل استیلمنینگ کار میکند: بیان اینکه یک استدلال در واقع چه کاری انجام میدهد، قبل از قضاوت درباره آن، قضاوت را تغییر میدهد.
آیا استخراج استدلال حل شده است؟
نه، و شکل آنچه باقی مانده اکنون از همیشه واضحتر است.
آنچه که به طور عملی حل شده است، دسترسی است. هر سازمانی میتواند امروز بدون برنامهنویسی حاشیهنویسی، استخراج استدلال را بر روی متن خود انجام دهد، که چند سال پیش غیرقابل تصور بود. این یک تغییر واقعی و بزرگ است.
آنچه حل نشده است، ساختار است: کدام مشارکت به کدام پاسخ میدهد و در کدام جهت، زمانی که اصل ارتباطی بیان نشده و دادهها همه — انسان و ماشین — را به انتظار توافق عادت دادهاند. موضع صادقانه این است که استخراج اکنون در هر حوزهای پیشنویس خوبی تولید میکند و یک نفر هنوز باید اختلافات را بررسی کند. که این تقسیم کار به مراتب بهتر از وضعیتی است که هیچکس اصلاً ساختار را نساخته باشد.
چگونه از این چاه به خوبی استفاده کنیم
- بر اساس اعتماد رتبهبندی نکنید. این میزان قطعیت استخراج را اندازهگیری میکند، نه اهمیت را، و بهطور سیستماتیک شواهد را بر ادعاها ترجیح میدهد.
- از رابطه بپرسید، نه از احساس. سوال مفید این است که این چه تأثیری بر والدینش دارد — هرگز اینکه در مورد موضوع چه احساسی دارد.
- قبل از ارائه، آن را توجیه کنید. دلایل نوشته شده است که رابطه والدین را در زمینه قرار میدهد و جایی است که میتوانید خطاها را شناسایی کنید.
- زمان بررسی خود را بر روی اختلافات صرف کنید. جایی است که مدلها ضعیفترین هستند و ارزش تصمیمگیری متمرکز است.
یک پیشنویس بهتر، نه یک حکم
گلوگاههایی که استخراج استدلال را در آزمایشگاه نگه میداشت، از بین رفته و باز نخواهد گشت. این نکتهای است که باید به وضوح به آن توجه کرد: این تفاوتی است بین یک تکنیک تحقیقاتی و چیزی که میتوانید در جلسات خود به آن اشاره کنید.
اما مشکلاتی که در سال 1958 سخت بودند، اکنون نیز سخت هستند. حکم هنوز نوشته نشده است، عدم توافق هنوز نادر است و برچسب هنوز به والدین بستگی دارد نه به نحوه بیان. آنچه تغییر کرده این است که چه کسی حق دارد این مشکل را داشته باشد — که برای زمینهای که بیست سال منتظر annotators بود، تغییر کافی است.
سری استخراج استدلال
پنج پست درباره اینکه چگونه ماشینها یاد گرفتند استدلالها را بخوانند — این حوزه از کجا آمده، چرا مسائل سخت آن سخت هستند و چگونه آن را به کار میبریم.
چگونه یک کتاب فلسفی از سال 1958 که منطقدانان آن را رد کردند، به مشخصات یک وظیفه یادگیری ماشین تبدیل شد.
دههای از مجموعههای متنی با حاشیهنویسی دستی که استخراج استدلال را از یک ایده به یک وظیفه قابل اندازهگیری تبدیل کرد.
اختلاف در دادهها نادر است و به زمینهای بستگی دارد که جمله شامل آن نمیشود.
اعمال آن: دستههای استدلال، یک ادعای اصلی در هر دسته، و اینکه چرا اعتماد سیگنال رتبهبندی نادرستی است.
منابع و مطالعه بیشتر
وضعیت پیش از LLM در این حوزه — مفید به عنوان مبنایی که تغییرات بر اساس آن اندازهگیری میشود.
ارزیابی خودگفته بر احتمالهای خام توکنها برتری دارد — نتیجهای که اغلب بهعنوان مجوزی برای اعتماد به عدد تفسیر میشود.
نتایج معیارهای نظارت شده که رویکردهای LLM با آن مقایسه میشوند.
وضعیت — مرحلهای نانوشته که مقیاس آن را تأمین نمیکند، زیرا این وضعیت از متن غایب است نه از مدل.
سوالات متداول
مدلهای زبانی بزرگ چگونه استخراج استدلال را تغییر دادند؟
آنها الزامات مربوط به یک مجموعه داده دستی نشانهگذاری شده در هر دامنه جدید را حذف کردند. یک مدل عمومی که با تحریک فعال میشود میتواند ادعاها، مقدمات و روابط را بدون نیاز به دادههای آموزشی خاص دامنه شناسایی کند، که باعث شد استخراج استدلال از یک تکنیک تحقیقاتی به چیزی قابل استفاده در متنهای سازمانی عادی تبدیل شود.
آیا مدلهای زبان بزرگ (LLM) در استخراج استدلال بهتر از مدلهای تنظیمشده هستند؟
در زمینه استخراج استدلال مبتنی بر رابطه، ارزیابیهای منتشر شده نشان دادهاند که مدلهای عمومی عمومی رقابتی با و در برخی موارد بهتر از مبنای کدگذاری دقیق شده در چندین مجموعه داده هستند. مزیت عملی بزرگتر این است که آنها به هیچ داده آموزشی حاشیهنویسی شده برای یک دامنه جدید نیاز ندارند.
LLMها چه مشکلاتی را حل نکردند؟
سه نوع ساختاری. عدم تعادل کلاس نشاندهنده این است که مردم چگونه مینویسند نه اینکه مدلها چگونه آموزش میبینند. حمایت در مقابل حمله به والد بستگی دارد، نه به نحوه بیان. و اعتراضات اغلب هدف یک دلیل غیرمستقیم هستند که در متن وجود ندارد، بنابراین هیچ مقدار از قابلیت مدل آن را تأمین نمیکند.
آیا میتوانید به نمره اعتماد یک مدل اعتماد کنید؟
نه به عنوان یک سیگنال رتبهبندی. اعتماد کلامی بهتر از احتمالهای خام توکنها تنظیم شده است اما در شرایط مطلق غیرقابل اعتماد باقی میماند و میزان اطمینان استخراج را اندازهگیری میکند نه اهمیت را — بنابراین رتبهبندی بر اساس آن به طور سیستماتیک جزئیات مستند را بر جملات سستتری که ادعاهای واقعی را حمل میکنند، ترویج میدهد.
چه چیزی در واقع طبقهبندی روابط را با LLMها بهبود میبخشد؟
الزام کردن مدل به بیان، به زبان، اینکه یک مشارکت چه تأثیری بر والد خود دارد قبل از اینکه به برچسب حمایت یا حمله متعهد شود. این مرحله نوشته شده رابطه والد را به زمینه کاری وارد میکند، که دقیقاً همان اطلاعاتی است که بیان خود جمله قادر به ارائه آن نیست.
آیا استخراج استدلال اکنون یک مشکل حل شده است؟
دسترسی حل شده است — هر سازمانی میتواند آن را بر روی متن خود بدون برنامه حاشیهنویسی اجرا کند. ساختار حل نشده است. تصمیمگیری در مورد اینکه کدام مشارکت به کدام پاسخ میدهد و در کدام جهت، همچنان دشوار است، بنابراین استخراج یک پیشنویس خوب تولید میکند و یک نفر هنوز اختلافات را بررسی میکند.
Argumentree Team
Decision Science
The Argumentree team explores the science of better decisions—from ancient philosophy to modern AI.
پیشنویسی که میتوانید اصلاح کنید
استخراج ساختار را تولید میکند؛ شما اختلافات را بررسی میکنید. یک متن را بچسبانید و تقسیم کار را ببینید.
صفحه مرجع برای این حوزه — وظایف، تاریخچه و اینکه چرا روابط بخش دشوار هستند.
قوس کل این حوزه، از یک کتاب فلسفی رد شده در سال 1958 تا امروز.
دستهها، یک ادعای اصلی در هر دسته و چرا اعتماد سیگنال رتبهبندی نادرستی است.
آن را بر روی ترنسکریپت خود اجرا کنید
هیچ برنامه حاشیهنویسی، هیچ مجموعه داده، هیچ دوره آموزشی — فقط یک درخت ساختاریافته از مزایا و معایب برای بررسی.
شروع رایگان