خستگی تصمیمگیری: چرا قضات بعد از ناهار آزادی مشروط بیشتری میدهند
یک مطالعه مشهور در سال ۲۰۱۱ درباره تصمیمات مشروط قضات گزارش داد که زندانیانی که بلافاصله پس از یک استراحت غذایی مورد بررسی قرار میگرفتند، تقریباً ۶۵٪ از زمان مشروط میشدند، در حالی که کسانی که درست قبل از یک استراحت دیده میشدند، به نزدیک صفر کاهش مییافتند، که این موضوع یکی از نتایج پر استناد در روانشناسی عمومی شد. این موضوع همچنین یکی از مورد مناقشهترینها است. محققان در همان سال اشاره کردند که موارد بهطور تصادفی برنامهریزی نشده بودند و موارد ضعیفتر یا بدون نمایندگی تمایل داشتند که در هر جلسه دیرتر مورد بررسی قرار گیرند، که این امر نرخهای اعطای مشروط را بدون خستگی کاهش میدهد؛ تحلیلهای بعدی ادعا کردند که اثر گزارش شده به طرز غیرقابل باوری بزرگ است برای یک اثر خستگی. مکانیزمی که معمولاً به آن استناد میشود، بدتر از این نیز عمل کرده است: کاهش خود، ایدهای که اراده یک منبع محدود است که مصرف میشود، در یک تکرار ثبت شده چند آزمایشگاهی در سال ۲۰۱۶ شکست خورد و اندازه اثر آن از صفر قابل تشخیص نبود، بنابراین اراده کاهش یافته باید به عنوان یک فرضیه مورد مناقشه در نظر گرفته شود نه یک واقعیت ثابت. آنچه باقی میماند ادعای ضعیفتر و عملیتری است که کیفیت تصمیمگیری با خستگی، زمان روز و میزان تصمیمگیری که قبلاً انجام دادهاید، متفاوت است و یک تصمیمگیر خسته تمایل دارد به گزینه امن، آسان و وضعیت موجود دست بزند، که برای یک قاضی همان "نه" کمخطر است. داستان دادگاه بهتر است به عنوان یک تصویر زنده استفاده شود تا اثبات. مشاوره عملی به خودی خود مستقل از مکانیزم ایستاده است: تصمیمات مهم را در اوایل روز بگیرید، قضاوت خود را با صرف کمتر از آن بر روی انتخابهای بیاهمیت از طریق روالها و پیشفرضها محافظت کنید و از تصمیمگیری در مورد مسائل بزرگ در حالی که خسته هستید، خودداری کنید، زیرا خوابیدن بر روی آن به معنای تعلل نیست. همین موضوع برای گروهها نیز صدق میکند. مهمترین تصمیم در یک جلسه سه ساعته نباید آخرین موردی باشد که توسط یک اتاق خسته در دقیقه ۱۷۵ اتخاذ میشود، که دقیقاً جایی است که تصمیمات سخت معمولاً قرار میگیرند. تصمیمات مهم را زودتر بگیرید در حالی که اتاق تازه است، متوجه شوید که یک گروه در حال خستگی است و به گزینه وضعیت موجود دست میزند تا کار تمام شود، و به تصمیمات بزرگ زمان خود را بدهید به جای اینکه آنها را به انتهای همه چیز اضافه کنید.
خستگی تصمیمگیری: چرا قاضیها بعد از ناهار آزادی مشروط بیشتری میدهند
تصمیمات شما هر چه روز پیش میرود بدتر میشوند — حتی زمانی که احساس خستگی نمیکنید. اینجا علم و نکتهای وجود دارد.
این یکی از نگرانکنندهترین یافتهها در تحقیقات تصمیمگیری است — و یکی از مورد مناقشهترینها.
یک مطالعه مشهور در سال ۲۰۱۱ درباره تصمیمات قاضیان در مورد آزادی مشروط گزارش داد که زندانیانی که بلافاصله پس از یک استراحت غذایی به قاضی مراجعه میکردند، حدود ۶۵% از مواقع آزادی مشروط دریافت میکردند — در حالی که کسانی که درست قبل از یک استراحت دیده میشدند به نزدیک صفر کاهش مییافتند. همان قاضیان. همان قانون. بر اساس این مطالعه، بزرگترین پیشبینیکننده آزادی، جرم نبود. بلکه مدت زمانی بود که از آخرین بار که قاضی غذا خورده بود، گذشته بود.
این یک تصویر شگفتانگیز از چیزی است که مردم واقعاً تجربه میکنند — خستگی تصمیمگیری. اما داستان یک پیچش دارد که ارزش دانستن را دارد و این یک پیچش بزرگ است.
خستگی تصمیمگیری چه چیزی supposed to be است
حساب استاندارد به این صورت است. هر تصمیمی که میگیرید، از یک ذخیره ذهنی محدود استفاده میکند. با کاهش آن ذخیره — در طول یک روز طولانی، یک جلسه طولانی، یک لیست طولانی از انتخابها — کیفیت تصمیمات شما کاهش مییابد، حتی اگر به طور آگاهانه احساس خستگی نکنید.
و به همین دلیل، مغزهای خالی به طور تصادفی شکست نمیخورند. آنها به گزینه ایمن، آسان و وضعیت موجود پیشفرض میشوند — که برای یک قاضی به معنای "نه" با ریسک پایین است. رد درخواست آزادی مشروط انتخابی از نظر شناختی ارزان است. بنابراین، با گذشت روز، "نه" بیشتر و بیشتر پیروز میشود.
شما چیزی شبیه به این را احساس کردهاید. به همین دلیل است که در ظهر یک برنامه شام منطقی میچینید و در ساعت 9 شب پیتزا سفارش میدهید. به همین دلیل است که یک تصمیمگیرنده تیز در صبح، در ساعت 6 بعدازظهر یک تماس بیدقت میگیرد.
هشدار صادقانه
مطالعه آزادی مشروط یکی از نتایج پر استناد در روانشناسی عامه است — و به شدت به چالش کشیده شده است. موارد به طور تصادفی برنامهریزی نشده بودند و محققان در همان سالی که این مطالعه منتشر شد، متوجه شدند که موارد ضعیفتر یا نمایندگی نشده تمایل دارند که در هر جلسه دیرتر مورد بررسی قرار گیرند، که این امر نرخ اعطای آزادی مشروط را پایین میآورد، صرف نظر از هرگونه "خستگی" (وینشال-مارگل و شپرد، ۲۰۱۱). تحلیلهای بعدی فراتر رفته و ادعا کردهاند که نوسان گزارش شده به سادگی آنقدر بزرگ است که به عنوان یک اثر خستگی قابل قبول نیست.
مکانیسمی که معمولاً به آن استناد میشود، حتی بدتر عمل کرده است. کاهش اراده — ایدهای که میگوید اراده یک مخزن سوخت محدود است که تمام میشود — در یک تکرار ثبتشده چند آزمایشگاهی بزرگ در سال ۲۰۱۶ شکست خورد (هاگر و همکاران، ۲۳ آزمایشگاه، اندازه اثر d ≈ ۰.۰۴، از نظر آماری غیرقابل تمایز از صفر). بنابراین "ارادهات تمام شد" یک فرضیه مورد مناقشه است، نه یک واقعیت ثابت، و نباید آن را به عنوان یک واقعیت تکرار کنی.
قاضیها را به عنوان یک تصویر زنده در نظر بگیرید، نه به عنوان مدرک — و توضیح را نیز به طور غیررسمی نگه دارید. آنچه راحتتر باقی میماند، ادعای ضعیفتر و عملیتر است: کیفیت تصمیمگیری با خستگی، زمان روز و میزان تصمیمگیری که قبلاً انجام دادهاید، متفاوت است. اندازه اثر دادگاه و دلیل آن به طور واقعی مورد بحث قرار میگیرد.
توانایی نگهداشتن هر دو مورد به طور همزمان — الگو ارزش عمل کردن دارد، شواهد معروف برای آن ناپایدار است — به طور مناسب، تفکر خوبی است. این همان عادت است که شما را در مورد بقیه فهرست سوگیریهای شناختی صادق نگه میدارد، جایی که مطالعه به یاد ماندنی و مطالعه تکرار شده اغلب یکسان نیستند.
این برای شما چه معنایی دارد
هرچقدر که اندازه دقیق باشد — و هر مکانیزمی که در نهایت مشخص شود — درسهای عملی ارزان، کمخطر و مستقل از هم هستند:
- ✓تصمیمات مهم را زود بگیرید. بهترین قضاوت شما یک منبع صبحگاهی است. آن را صرف انتخاب لباس نکنید و سپس انتظار داشته باشید که برای تماس استراتژی ساعت ۵ بعدازظهر حاضر باشد.
- ✓با صرفهجویی در هزینهها از آن محافظت کنید. به همین دلیل افراد مؤثر انتخابهای بیاهمیت را خودکار میکنند — همان صبحانه، روالهای ثابت — و توجه خود را برای آنچه مهم است حفظ میکنند.
- ✓در زمان خستگی تصمیمات بزرگ نگیرید. "بگذارید رویش بخوابیم" procrastination نیست. این یعنی صبر کردن تا زمانی که در وضعیت بهتری برای قضاوت باشید.
آن گزینه میانی بیشتر از آنچه به نظر میرسد اهمیت دارد، زیرا مشکل حجم است نه هر انتخاب واحد — که دلیل اصلی این است که تعداد زیاد انتخابها در هر روز در وهله اول ارزش جدی گرفتن را دارد.
و در اتاق
تیمها الگوی مشابهی را نشان میدهند — یا حداقل طوری رفتار میکنند که گویی اینگونه هستند. مهمترین تصمیم در یک جلسه سه ساعته نباید آخرین مورد باشد که توسط یک اتاق خسته در دقیقه ۱۷۵ گرفته میشود، اما دقیقاً همینجا است که معمولاً تصمیم سخت قرار میگیرد.
تصمیمات مهم را زودتر بگیرید، زمانی که فضا تازه است. متوجه شوید که چه زمانی یک گروه خسته و فرسوده است — در آن زمان است که گزینههای تنبل و وضعیت موجود را فقط برای اینکه کار تمام شود، انتخاب میکند. و به تصمیمات بزرگ زمان خاص خود را بدهید به جای اینکه آنها را به انتهای همه چیز اضافه کنید. (نسخه تیمی، با همان هشدارهای صادقانه، اینجا است.)
قضاوت خود را به عنوان یک بودجه در نظر بگیرید نه یک ثابت. آن را در جایی که اهمیت دارد خرج کنید — و از خود خسته و بدترینتان نخواهید که مهمترین تصمیماتتان را بگیرد.
در کدام بخش از روزتان بدترین تصمیمات را میگیرید — و چه تماس مهمی را در حال حاضر در آن زمان برنامهریزی میکنید؟
پاسخ بده و به من بگو. بیشتر مردم در زمان کاملاً نادرست در حال تصمیمگیری درباره مسائل بزرگ هستند.
تماس سخت را از انتهای دستور جلسه حذف کنید
Argumentree استدلالها را از اتاق به صفحه منتقل میکند، بنابراین تصمیم به این بستگی ندارد که چه کسی هنوز در دقیقه ۱۷۵ انرژی دارد — استدلالها در دسترس هستند تا هر زمان که تیم واقعاً هوشیار است، مورد بررسی قرار گیرند.
آغاز آزمایش رایگان ۱۴ روزه →مطالعه مرتبط
خستگی تصمیمگیری در تیمها: چرا آخرین تصمیم شما در روز بدترین تصمیم است
نسخه تیمی، شامل علم صادق درباره کاهش خود.
شما روزانه ۳۵,۰۰۰ تصمیم میگیرید. هیچکس هرگز به شما یاد نداد چگونه.
چرا حجم بالای انتخابهای روزانه چیزی است که ارزش مدیریت دارد.
چرا افراد باهوش تصمیمات احمقانه میگیرند
هوش در زمانی که شرایط قضاوت نادرست باشد، دفاعی نیست.
تعصب شناختی چیست؟
کتابخانه وسیعتر — و چگونه میتوان یک یافته تکراری را از یک یافته مشهور تشخیص داد.
