حرکت: اثبات به عنوان سراب
الگو سه ضرب دارد. یک معیار تعیین شده است: "یک مشتری به من نشان بده که این را خواسته است." معیار برآورده میشود: اینجا سه تا هستند. معیار به گونهای تجدید نظر میشود که گویی همیشه معیار واقعی بوده است: "خب، سه تا یک روند نیست — به من نشان بده که چگونه درآمد را جابجا میکند." هر تقاضای فردی مانند سختگیری به نظر میرسد. توالی نشانه است: هر چیزی که بیاید، خط پایان دقیقاً یک قدم به عقب میرود.
این عبارت بریتانیایی است، که از ورزشهای مبتنی بر هدف قرض گرفته شده و در دهه ۱۹۸۰ به عنوان یک الگوی استدلالی نامگذاری شده در چاپ جا افتاده است — عمدتاً به عنوان یک اصطلاح تجاری، که مناسب است، زیرا در حال حاضر هدفهای مدرن در بررسیهای پروژه، معیارهای ارتقا و بحثهای تعریف انجام شده وجود دارد.
چرا این یک تکنیک اصلی انکار است
محققان انکار علم، جابجایی هدف را در میان پنج تکنیک بنیادی رتبهبندی میکنند — در طبقهبندی FLICC جان کوک، این به عنوان انتظارات غیرممکن ظاهر میشود: درخواست استانداردی از اثبات که حوزه نمیتواند تأمین کند و سپس کمبود آن را به عنوان رد تلقی میکند. دههها دادههای اقلیمی با "اما مدلها کامل نیستند" مواجه میشوند؛ یک آزمایش واکسن با چهل هزار نفر با "اما نه بر روی افرادی دقیقاً مانند من." این درخواست به گونهای تنظیم شده است که غیرقابل دستیابی باشد و اگر به طور تصادفی برآورده شود، دوباره تنظیم میشود.
نسخه محل کار کوچکتر است اما از نظر ساختاری یکسان است — و اغلب حتی آگاهانه نیست. مدافعان وضعیت موجود به ندرت خود را به عنوان در حال جابجایی میبیند؛ هر معیار جدید مانند احتیاط به نظر میرسد. این چیزی است که سوابق مکتوب را بسیار روشن میکند: آنها معیارهای صادقانه را که با کمال میل معیارهای ثبت شده را در روز روشن اصلاح میکنند از معیارهای تاکتیکی که تنها پس از برآورده شدن جابجا میشوند، جدا میکند.
شناسایی آن
- ✗موفقیت همیشه یک مطالعه دیگر فاصله دارد — هر معیاری که برآورده میشود، یک جانشین به وجود میآورد، بدون اینکه به این نکته توجه شود که آخرین معیار برآورده شده است.
- ✗بازنویسی معکوس — "این چیزی نیست که من با اثبات منظورم" تنها پس از اثبات میرسد.
- ✗استانداردهای نامتقارن — سختگیری مورد نیاز به موقعیت شما اعمال میشود، هرگز به موقعیت آنها.
- ✗خط پایان غیرقابل بیان — وقتی به طور مستقیم از آنها پرسیده میشود که چه شواهدی کافی خواهد بود، نمیتوانند یا نمیخواهند بگویند.
شمارنده
شمارنده کلامی این است که خط را قبل از اقدام به آن مشخص کنید: "قبل از اینکه چیزی جمع کنیم — چه شواهدی میتواند نظر شما را تغییر دهد؟" آن را مشخص کنید، آن را تأیید کنید و حرکت بعدی به عنوان یک حرکت قابل مشاهده میشود. اگر معیارها واقعاً باید افزایش یابند — اطلاعات جدید این کار را به طور صادقانه انجام میدهد — افزایش به عنوان یک تغییر نامگذاری میشود، نه اینکه به عنوان یک توضیح پنهان شود.
این تاکتیک به سادگی نمیتواند یک رکورد مکتوب را تحمل کند. در روش آرگومنتری، سوال چارچوببندی شده مشخص میکند که چه چیزی در حال تصمیمگیری است و بر چه معیاری، قبل از شروع بحث؛ رکورد تصمیم آن چارچوب را در صفحه حفظ میکند. برآورده کردن معیارها سپس یک واقعیت قابل بررسی است و تغییر آنها یک ویرایش صریح با یک زمانسنج و یک نویسنده است — که ویرایش مشروع میتواند با افتخار باشد و ویرایش تاکتیکی نمیتواند چنین باشد. دروازهها هنوز هم میتوانند جابجا شوند؛ آنها فقط نمیتوانند به آرامی جابجا شوند.
جایی که متصل میشود
تغییر در معیارها، دوقلوی سطح معیار موت و بیلی است — یکی استاندارد را بازنگری میکند، دیگری ادعا را بازنگری میکند و هر دو به مه گفتوگوهای ثبتنشده نیاز دارند. منبع انرژی آن تعصب به وضعیت موجود و استدلال انگیزشی است: نتیجه ثابت است، بنابراین معیارها باید شناور باشند. و این یک پسرعمو از تقاضاهای بیپایان شواهد در سواحل است — تفاوت این است که سواحل هرگز هیچ بار را بیان نمیکند، در حالی که تغییر دهنده معیار یک بار را بیان میکند و سپس آن را انکار میکند.